از امپراتوری بریتانیا تا کشورهای مشترکالمنافع مدرن
در نیو هیبریس (وانواتوی امروزی)، اجرای هرگونه راهحل سیاسی با نوعی نظام حکمرانی مضحک روبهرو بود. در سال ۱۸۸۷ و سپس در ۱۹۰۶، نظام حاکمیت مشترک بریتانیا و فرانسه در آنجا برقرار گردید؛ بعدها این نظام به سهشکلِ بریتانیایی، فرانسوی و مشترک در آمد.
در نتیجه، نارضایتی در میان مردم افزایش یافت؛ هرچند در سطوح مختلف حکومت انتخابات برگزار میشد، اما تا اواخر دههی ۱۹۷۰ طول کشید تا فرانسه سرانجام آمادگی واگذاری کامل قدرت به دولتهای محلی را بپذیرد.
در مورد جزایر کوچک و پایگاههایی که روزگاری نقش کلیدی در گسترش نفوذ جهانی بریتانیا داشتند، با افول جایگاه جهانی این کشور، فشارها برای واگذاری آنها افزایش یافت و نیاز به نگهداری چنین پایگاههایی کاهش پیدا کرد.
قبرس در سال ۱۹۶۰ به استقلال رسید، و مالت در سال ۱۹۶۴ به مقام ملت مستقل دست یافت. عدن و نواحی داخلی آن نیز از نظر راهبردی برای بریتانیا اهمیت ویژهای داشتند. در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ طرحهایی برای انتقال قدرت سیاسی به فدراسیونی از جوامع محلی تدوین شد.
دولت بریتانیا همچنین در تلاش بود تا با ایجاد صلح و ارائهی کمکهای اقتصادی، حمایت رهبران محلی را جلب کند. با این حال، این سیاست در برابر جنبش قدرتمند ملیگرایی به نتیجه نرسید. پس از درگیریها و شکست مذاکرات، نهایتاً در سال ۱۹۶۷، استقلال به جمهوری خلق یمن جنوبی اعطا شد.
برخی پایگاهها، با این حال، واگذار نشدند.
جبلالطارق (Gibraltar) خواهان ادامهی وضعیت خود به عنوان مستعمرهی بریتانیا بود و از پذیرش خواستههای دولت اسپانیا سر باز زد. جزایر فالکلند نیز میان آرژانتین و بریتانیا موضوع اختلاف بر سر مالکیت بودند.
در کنار آنها، چندین وابستگی جزیرهای کوچک باقی ماندند که در آنها تنها پیشرفتهای سیاسی محدود منطقی به نظر میرسید — از جمله سنت هلنا، جزایر پیتکرن و مناطق وسیع جنوبگان.


