از امپراتوری بریتانیا تا کشورهای مشترکالمنافع مدرن
«بسیاری از ترتیبات قانون اساسی، چه در مراحل مقدماتی منتهی به استقلال و چه در متن قانون اساسی اعطاکنندهی استقلال، ناگزیر بودند مسیری پیچیده و پرپیچوخم را طی کنند تا همزمان بتوانند از حقوق گروههای گوناگون حمایت کرده و رضایت آنان را جلب نمایند.» در هر دو مورد مالایا و فیجی، مردم بومی مصمم بودند تا اطمینان یابند که در آیندهی سیاسی کشورهایشان، نقشی تعیینکننده و سهمی پایدار خواهند داشت.15
کشورهای مشترکالمنافع چیست؟
کشورهای مشترکالمنافعِ مدرن، اتحادیهای آزاد از دولتهای مستقل هستند که پیشتر اعضای امپراتوری بریتانیا بودهاند. این اتحادیه، «ساختاری نسبتاً آزاد ولی از جهاتی نیرومند» است که اعضای آن با برخورداری از نهادهای حقوقی و سیاسی مشابه به یکدیگر پیوند خوردهاند؛ اما هیچ قانون اساسی واحد یا مقررات الزامآور عضویت در آن وجود ندارد.
پادشاه یا ملکهی بریتانیا از سوی کشورهای عضو، بهطور گستردهای به عنوان رئیس کشورهای مشترکالمنافع شناخته میشود، هرچند معنای دقیق این جایگاه بهروشنی مشخص نیست. پادشاه نمیتواند «رئیس کشورهای مشترکالمنافع» به معنای حقوقی آن باشد، چرا که این عنوان هیچ حاکمیت قانونی دربر ندارد؛ همچنین او نمیتواند رئیس هر کشور عضو تلقی شود، زیرا این امر از نظر حقوقی ناممکن است و حتی برخی کشورها – مانند هند که خود را به عنوان یک جمهوری اعلام کرده است – آن را رسماً رد کردهاند.16
کارآمدترین شیوهی همکاری میان اعضای کشورهای مشترکالمنافع، نظام مشورت مستمر و نزدیک است که برای این منظور طراحی شده است. این سازوکار، که امکان برگزاری مشورتها را در سطوح گوناگون فراهم میکند، کاربردی، منظم و مؤثر است.
در لندن، «ادارهی روابط کشورهای مشترکالمنافع» (Commonwealth Relations Office) به عنوان مرکز اصلی مشورت و تبادل اطلاعات عمل میکند.
به عنوان نمادی از روابط نزدیکتر میان این کشورها، اعضای مشترکالمنافع به جای سفیران (Ambassadors)، کمیسران عالی (High Commissioners) را مبادله میکنند. ارزش مشورتهای کشورهای مشترکالمنافع در آن است که پیوسته و بدون وقفه انجام میشوند. 17
در نتیجه، همواره تبادلات مداومی از تلگرافها، یادداشتها و دیدارها در زمینههای گوناگونِ مورد علاقهی مشترک برقرار است، به گونهای که میتوان گفت اعضای این اتحادیه از وضعیت یکدیگر بیش از هر گروه کشور دیگری در جهان آگاهاند. سطوح گوناگونی از نشستها در چارچوب این ساختار برگزار میشود؛ از کمیتههای کوچک فرعی گرفته تا کنفرانس نخستوزیران که معمولاً هر هجده ماه یکبار تشکیل میگردد. یکی دیگر از پیوندهای مهم در میان اعضا، روابط تجاری است. حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از کل تجارت جهانی در قالب تجارت میان کشورهای مشترکالمنافع صورت میگیرد.


