کشورهای مشترکالمنافع چیست؟

کشورهای مشترکالمنافع چیست؟
مشترکالمنافع مدرن، اتحادیهای آزاد از دولتهای مستقل است که پیشتر عضو امپراتوری بریتانیا بودند. «این اتحادیه، شل ولی در برخی جهات نیرومند است؛ اتحادیهای که بهواسطهی نهادهای حقوقی و سیاسی مشابه با یکدیگر پیوند یافتهاند، اما هیچ قانون اساسی یا ضابطهای برای عضویت در آن وجود ندارد.» پادشاه بریتانیا از سوی بسیاری از کشورهای عضو به عنوان رئیس نمادین این اتحادیه به رسمیت شناخته میشود، گرچه معنای دقیق این جایگاه مشخص نیست. پادشاه نمیتواند رئیس مشترکالمنافع باشد، چرا که این منصب هیچ حاکمیت قانونی ندارد؛ همچنین نمیتواند رئیس همه کشورهای عضو باشد، زیرا این امر از لحاظ حقوقی غیرممکن بوده و در برخی موارد صراحتاً رد شده است، مانند هند که خود را یک جمهوری اعلام کرده است.1
مؤثرترین شیوه همکاری میان اعضای مشترکالمنافع مدرن، سازوکار مشورت نزدیک است که بهطور هدفمند طراحی شده است. این سازوکار که مشورت در تمامی سطوح را ممکن میسازد، روان و کارآمد است. «در لندن، دفتر روابط مشترکالمنافع (Commonwealth Relations Office) مرکز اصلی برای مشورت و تبادل اطلاعات است. در نشانهای از روابط نزدیکتر میان این کشورها، به جای سفیر، کمیسر عالی (High Commissioner) مبادله میشود. مشورت میان کشورهای مشترکالمنافع از آنرو ارزشمند است که بهصورت مستمر انجام میگیرد؛ مبادله دائمی تلگرام، یادداشت و بازدیدها در تمامی موضوعات مورد علاقهی متقابل باعث شده است که اعضا از یکدیگر شناختی دقیقتر از سایر گروههای کشورها داشته باشند.»2
سطوح گوناگونی از جلسات وجود دارد، از کمیتههای فرعی کوچک گرفته تا نشستهای نخستوزیران که حدوداً هر هجده ماه یکبار برگزار میشود. یکی دیگر از پیوندهای مهم مشترکالمنافع، تجارت است. حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از کل تجارت جهانی، به تجارت میان کشورهای مشترکالمنافع اختصاص دارد. دفاع نیز یکی دیگر از زمینههای همکاری نزدیک در این اتحادیه است. «نشستهای مشترک کارکنان نظامی، هماهنگی در زمینه آموزش و برنامهریزی، تبادل افسران و متخصصان آموزشی، استانداردسازی تجهیزات، همکاریهای مشترک مانند پایگاه آزمایش موشکی وومرا (Woomera) در استرالیا یا نیروی ذخیره راهبردی مشترک متشکل از نیروهای بریتانیایی، استرالیایی و نیوزیلندی در مالایا، همگی گویای پیوندهای مستحکم دفاعی هستند. پس از استقلال، اعضای جدید این اتحادیه نیز از آموزش، تجهیزات و نیروی انسانی بهرهمند شدهاند.»3
با این حال، همه اعضای سابق امپراتوری بریتانیا روابط خود را با بریتانیا حفظ نکردند. «پیشزمینهای برای این روند وجود داشت؛ سیزده مستعمره آمریکای شمالی در فاصله سالهای ۱۷۷۶ تا ۱۷۸۳ استقلال خود را بهزور بهدست آوردند. با این حال، در قرن بیستم، خروجها دوستانهتر بود.4 در دهه ۱۹۳۰، همانطور که در فصل پیش اشاره شد، ایرلندیها – یا دستکم ایرلند جنوبی – خود را از پیوند با بریتانیا جدا کردند، گرچه استقلال رسمی ایرلند (Eire) تا سال ۱۹۴۹ به رسمیت شناخته نشد. مصر هرگز رسماً بخشی از امپراتوری نبود، گرچه در فاصله ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۲ تحتالحمایهی بریتانیا بود و اشکال مختلفی از اشغال نظامی بریتانیا از ۱۸۸۶ تا ۱۹۵۶ بر آن تحمیل شد. سودان تحت سلطه بریتانیا و مصر که از سال ۱۸۹۹ به صورت مشترک اداره میشد، در سال ۱۹۵۶ استقلال یافت و از مشترکالمنافع خارج شد. حکومت بریتانیا بر قلمروهای قیمومیتی جامعه ملل در خاورمیانه نسبتاً سبک بود؛ عراق در سال ۱۹۳۲ و ترانسجوردن در سال ۱۹۴۶ به استقلال رسیدند. در پی خشونتهای دو جامعه در فلسطین، بریتانیا بهسرعت از آنجا خارج شد و کشور مستقل اسرائیل شکل گرفت. برمه پس از کسب استقلال در سال ۱۹۴۷، بلافاصله از مشترکالمنافع خارج شد. در سال ۱۹۶۰، سومالیلند بریتانیایی با سومالی ایتالیایی متحد شد و کشوری مستقل خارج از مشترکالمنافع پدید آمد؛ همچنین، کامرون جنوبی در سال ۱۹۶۱ با کامرون فرانسه متحد شد و از اتحادیه خارج شد. جمهوری خلق یمن جنوبی در سال ۱۹۶۷ خارج شد، و پاکستان نیز در سال ۱۹۷۲ پس از عدم دریافت حمایت در جنگ داخلیاش، عضویت خود را خاتمه داد. با این حال، پاکستان شرقی به عنوان کشور جدید بنگلادش در مشترکالمنافع باقی ماند. در سال ۱۹۶۱، آفریقای جنوبی بهصورت داوطلبانه از اتحادیه خارج شد؛ احتمالاً درست پیش از آنکه بهخاطر سیاستهای نژادیاش اخراج شود. مهاجران سفیدپوست رودزیای جنوبی در سال ۱۹۶۵ بهطور یکجانبه استقلال خود از بریتانیا را اعلام کردند؛ این امر پس از تلاشهای طولانی دولت بریتانیا و گروههای فشاری سیاهپوستان برای ترغیب یا وادار کردن سفیدپوستان به اعطای حقوق سیاسی کافی به اکثریت سیاهپوست بود. سرانجام، در آوریل ۱۹۸۰، رودزیا استقلال قانونی یافت و به عنوان کشور زیمبابوه به عضویت مشترکالمنافع درآمد. این کشور چهلوسومین عضو اتحادیه شد.


