زندگینامه شخصیتهای کلیدی در ساختار نخبگان سیاسی امپراتوری بریتانیا: مدیریت فرایند استعمارزدایی و پیامدهای گسترده آن
داگلاس-هیوم، همچون مکمیلان، از ایده اعطای استقلال به مستعمرات آسیایی و آفریقایی و ادغام آنها در کشورهای مشترکالمنافع حمایت میکرد – نتیجهای که حتی پیش از پایان جنگ جهانی دوم به آن رسیده بود. این سیاست را در دوران وزارت خارجهاش نیز دنبال و اجرا کرد. با وجود آنکه از طبقه اشراف بود و در ظاهر فردی سنتگرا بهحساب میآمد، اما از سوی همکاران و دیگران بهعنوان فردی واقعگرا و منعطف شناخته میشد.
با این حال، داگلاس-هیوم اعتقاد داشت که بریتانیا باید قدرت و امنیت خود را در فضای رقابتی میان ایالات متحده و روسیه تحکیم بخشد، چراکه به نظر او چتر هستهای آمریکا چندان قابل اتکا نبود. او همچنین بهشدت حامی پیوندهای قویتر با کشورهای مشترکالمنافع بود.
آنتونی ایدن – وزیر امور خارجه (۱۹۴۵–۱۹۴۰؛ ۱۹۵۵–۱۹۵۱) و نخستوزیر (۱۹۵۷–۱۹۵۵)
چند ماه پس از پایان تحصیلاتش در دانشگاه آکسفورد در سال ۱۹۲۲، آنتونی ایدن بهعنوان نامزد حزب محافظهکار در انتخاباتی در یکی از حوزههای معدنی نزدیک به زادگاهش در دورهام شرکت کرد اما شکست خورد. دو سال بعد، نماینده حوزه واریک و لیمینگتون شد؛ حوزهای که برای ۳۳ سال نماینده آن باقی ماند. با این حال، پیش از ورود به آکسفورد، ایدن در ۱۹ سالگی بهعنوان آجودان گردان و در ۲۰ سالگی بهعنوان فرمانده ستاد تیپ (Brigade Major)خدمت کرده بود.
پیش از رسیدن به سن چهلسالگی، ایدن به یک قهرمان ملی تبدیل شده بود. او در سال ۱۹۳۵ و در سن ۳۸ سالگی بهعنوان وزیر خارجه منصوب شد و جوانترین فردی بود که از زمان لرد روزبری این سمت را بر عهده میگرفت. به مدت ۲۵ سال، ایدن نماینده بارزترین اجماع در سیاست خارجی بریتانیا در قبال مسائل بینالمللی بزرگ تلقی میشد. او بهدرستی بهعنوان فردی شناخته میشد که مانند بالدوین قادر بود نکات مثبت انتصابات خود را ببیند و منافع ملی را بر منافع حزبی ترجیح دهد.
اختلافات با نویل چمبرلین – نخستوزیر وقت – درباره سیاست خارجی، بهویژه در قبال ایتالیا، باعث استعفای ایدن شد؛ اما همین امر اعتبار او را بهعنوان فردی اصولگرا و با صداقت افزایش داد. این ویژگی بعدها نیز در بحران سوئز منعکس شد، جایی که او قائل به آن نبود که همکاری با ایالات متحده باید بر تمامی اولویتهای سیاست خارجی بریتانیا غلبه داشته باشد. در نتیجه، برخلاف عرف روابط نزدیک با آمریکا، ایدن بدون هماهنگی با این کشور و در ائتلافی با فرانسه و اسرائیل به مصر حمله نظامی کرد. اقدامی که حتی اصول چرچیل در مورد “روابط ویژه” با ایالات متحده را تضعیف کرد – چرچیل که خود خالق و مدافع این مفهوم بود، رابطه نزدیکی با ایدن داشت.
در سال ۱۹۴۰، پس از مرگ لرد لوثین – سفیر بریتانیا در ایالات متحده – هالیفاکس از وزارت خارجه استعفا داد تا به واشنگتن برود و ایدن بار دیگر وزیر خارجه شد. چرچیل عملاً او را بهعنوان جانشین خود تعیین کرده بود. در ژوئن ۱۹۴۲، زمانی که چرچیل عازم آمریکا بود، طی نامهای رسمی به پادشاه جرج ششم اعلام کرد که در صورت مرگش، ایدن باید نخستوزیر شود.


