زندگینامه شخصیتهای کلیدی در ساختار نخبگان سیاسی امپراتوری بریتانیا: مدیریت فرایند استعمارزدایی و پیامدهای گسترده آن
ایدن حامی سرسخت امپراتوری بریتانیا بود. در سخنرانیهایش همواره منافع امپراتوری/کشورهای مشترکالمنافع را در اولویت قرار میداد. از دهه ۱۹۳۰ با سیاست مماشات مخالفت میکرد و این موضع، در جریان بحران سوئز نیز کاملاً همخوان با شخصیت و دیدگاه او باقی ماند. او باور داشت که بریتانیا نباید در سیاست خارجی خود صرفاً تابع “روابط ویژه” با آمریکا باشد، بلکه باید بر پایه منافع ملی تصمیمگیری کند، در عین حال که در پی جلب حمایت آمریکا نیز باشد. با این حال، بیماری جسمی او در دوره نخستوزیریاش (۱۹۵۷–۱۹۵۵) به تشدید پیامدهای فاجعهبار بحران سوئز انجامید.
سلوین لوید – وزیر امور خارجه (۱۹۶۰–۱۹۵۷)
سلوین لوید پس از پایان تحصیلاتش در دانشگاه کمبریج، بهعنوان وکیل در حوزه شمالغربی بریتانیا با موفقیت فعالیت کرد. در جنگ جهانی دوم، خدمات نظامی درخشانی از خود نشان داد و در نهایت بهعنوان رئیس ستاد دومین ارتش، با درجه نسبتاً بالای “بریگادیه” (برای یک فرد غیرنظامی دائمی) به کار خود پایان داد.
او نسبتاً دیر، در چهلسالگی، وارد مجلس عوام شد. بهعنوان نمایندهای در ردیفهای پشتی، توجه آنتونی ایدن و آر. ای. باتلر را جلب کرد. باتلر او را بهعنوان معاون اصلی خود برای نگارش مانیفست انتخاباتی محافظهکاران در سال ۱۹۵۱ به بخش پژوهش حزب فراخواند. پس از پیروزی چرچیل و تشکیل دولت در اکتبر ۱۹۵۱، هر دو – ایدن و باتلر – خواستار همکاری لوید در وزارت خارجه و وزارت خزانهداری شدند.
او در دسامبر ۱۹۵۵ بهعنوان وزیر خارجه منصوب شد و نخستین چهره از نسل جدیدی بود که بر سیاست خارجی بریتانیا تأثیر گذاشت. برخلاف پیشینیان خود، ورودش به سیاست پس از جنگ بود و در میان ردههای بالای حزب چندان شناختهشده نبود. با این حال، بهسبب همکاری نزدیک با ایدن، دیدگاههای مشخصی در زمینه سیاست خارجی و امپراتوری داشت.
نقش او در مقام معاون ایدن بیشتر اجرایی بود تا سیاستگذار، اما شواهدی دال بر تفاوت اساسی دیدگاهش با ایدن یا دیگر اعضای کابینه وجود ندارد. او، برخلاف جناح تندرو محافظهکار موسوم به “گروه سوئز” که با عقبنشینی بریتانیا از پایگاه کانال سوئز مخالف بودند، مواضعی متعادلتر داشت.


