زندگینامه شخصیتهای کلیدی در ساختار نخبگان سیاسی امپراتوری بریتانیا: مدیریت فرایند استعمارزدایی و پیامدهای گسترده آن
مکلئود به مفهوم اشرافیت شایستگی باور داشت—اشرافیتی که مبتنی بر توانایی، مسئولیتپذیری و انجام وظیفه بود—اما هیچ اعتقادی به اشرافیت موروثی نداشت. دلیل این امر آن بود که خود از چنین طبقهای برنخاسته بود و اساساً با سنتهای کهنه، ساختار سلسلهمراتبی و نگرش پدرسالارانهای که با اشرافیت خونی عجین بود، مخالف بود. با این حال، تحصیلات خود را در دانشگاه کمبریج به پایان رساند و همزمان جذب برخی مظاهر زندگی اشرافی مانند عضویت در باشگاه وایتس، مسابقات اسبدوانی و اقامتگاههای ییلاقی طبقات حاکم شد.
توجه عمیق مکلئود به مردم عادی، حس همدردی واقعی او با افراد درگیر سختی و بهرهکشی، و بهطور کلی گرایشهای لیبرالیستیاش، او را به گزینهای شایسته برای تصدی پست وزارت مستعمرات در راستای سیاست استعمارزدایی مکمیلان بدل کرد. در سال ۱۹۵۹، با هدف اجرای این سیاست، به این سمت منصوب شد. خود مکلئود بعدها اذعان کرد که روند استعمارزدایی تنها مسیر ممکن برای بریتانیا بود، و در واقع، انتصاب او تضمینی بود برای پیگیری مصممانه این سیاست در وزارت مستعمرات.
هارولد مکمیلان، وزیر امور خارجه (آوریل–دسامبر ۱۹۵۵)، نخستوزیر بریتانیا (۱۹۵۷–۱۹۶۳)
هارولد مکمیلان که تحصیلات خود را در کالج بالیول دانشگاه آکسفورد به پایان رسانده بود و در جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸) با شجاعت و افتخار در گارد گرنادیر خدمت کرده بود، در سال ۱۹۲۴ به عضویت مجلس عوام بریتانیا درآمد. وی در چهلوشش سالگی، از سوی وینستون چرچیل به عنوان معاون پارلمانی وزارت تأمین منصوب شد و دو سال بعد نخستین مسئولیت مهم خود را به عنوان وزیر مقیم در شمال آفریقا برعهده گرفت.
با وجود ذهنیت مستقل و صراحت در دوران پیش از جنگ، مکمیلان مدتها در «بیابان سیاسی» به سر برد و تا سن چهلوششسالگی هیچیک از مناصب اجرایی را در اختیار نگرفت. این استقلال رأی، بیتردید یکی از دلایلی بود که باعث شد تا سال ۱۹۴۰ به مقام وزارتی نرسد. به عنوان نمونه، در سال پایانی دولت استنلی بالدوین (۱۹۳۶–۱۹۳۷) از عضویت در فراکسیون محافظهکاران استعفا داد، چراکه معتقد بود دولت با کنار گذاشتن تحریمها علیه ایتالیا، به تعهداتی که در جریان انتخابات عمومی به رأیدهندگان داده شده بود، پشت کرده است. البته با به قدرت رسیدن نویل چمبرلین، مجدداً به حزب بازگشت.
تا زمانی که مکمیلان به مقام نخستوزیری رسید، سابقهای غنی از مسئولیتهای عالیرتبه در دولت داشت: وزیر دفاع، وزیر خارجه و وزیر خزانهداری. او را در کابینه فردی باهوش، قاطع و جاهطلب توصیف میکردند. همانند آنتونی ایدن، مکمیلان نیز بر این باور بود که همکاری با ایالات متحده نباید بر منافع ملی بریتانیا مقدم باشد؛ این باور را پیش از نخستوزیری نیز حفظ کرده بود. برای نمونه، در جریان بحران کانال سوئز، با نظر ایدن مبنی بر عدم مشورت با آمریکا موافق بود، چراکه بیم آن میرفت که مشورت با واشنگتن به سلطهی آمریکا بر منطقهی کانال بیانجامد.


