راهبردهای دفاعی و موازنه قدرت امپراتوری بریتانیا
بریتانیا، بهعنوان نخستین کشور صنعتیشده، به غول تجارت جهانی تبدیل شد، کشوری که تمام جهان را بهمثابه بازاری برای فروش کالاهای خود تلقی میکرد. بازار داخلی یا مستعمراتی تنها بازارهای موردنظر تاجران بریتانیایی برای فروش کالاهای تولیدی نبود. فروش کالا فراتر از این بازارها انجام میگرفت. کارخانههای مستقر در بریتانیا قادر بودند بازارهای داخلی و مستعمراتی را بدون دشواری اشباع کنند و همچنان مقادیر زیادی محصولات آهنی و فولادی برای صادرات به آمریکا و اروپا، و منسوجات ارزانقیمتی که بهراحتی با کالاهای خانگی هندی رقابت میکردند، تولید نمایند.
ریشه این وضعیت به نیمه اول قرن نوزدهم بازمیگردد، زمانی که پارلمان بریتانیا بهتدریج ایدههای تجارت آزاد آدام اسمیت را پذیرفت؛ ایدههایی که بر ضرورت از میان برداشتن موانع محدودکنندهٔ تجاری در راستای ایجاد یک نظام تجارت بینالمللی آزاد تأکید داشتند، نظامی که در آن کالاهای تجاری بتوانند آزادانه برای فروش به مناسبترین بازارها جریان یابند.
مزیت ذاتی این الگوی تجارت آزاد برای بریتانیا در این بود که این کشور با بهرهگیری از برتری صنعتی و فناورانه خود، میتوانست مواد خام را از ارزانترین بازارهای جهان تأمین کرده و در مقابل، کالاهای صنعتیاش را بهراحتی بر بازارهای دیگر کشورها تحمیل کند.
با این حال، در اصل، یک نظام تجارت آزاد جهانی نیازمند یک امپراتوری عظیم نبود، چراکه از منظر تجاری، یک مستعمره نسبت به یک منطقه غیرمستعمره برتری خاصی نداشت.
با این وجود، بریتانیا نه تنها امپراتوری خود را حفظ کرد، بلکه آن را گسترش داد، زیرا مستعمرات راهکاری سریع و آسان برای دسترسی به بازارها فراهم میکردند. هرچند بریتانیا معمولاً واردات خود را از ارزانترین منابع تأمین میکرد ـ برای مثال، گندم را از ایالات متحده یا روسیه و نه از کانادا وارد مینمود ـ با این حال مشخص شد که در اختیار داشتن یک امپراتوری مزایای تجاری واقعی برای بریتانیا به همراه داشت.
سادهترین دلیل آن، ثبات بازارهای مستعمراتی و شرایط شبهانحصاریای بود که بریتانیا قادر به اعمال آن در این مناطق بود. برای مثال، مستعمرات استرالیا به تلاش زیادی برای ترغیب به خرید کالاهای بریتانیایی نیاز نداشتند.


