ضد استعمارگرایی آمریکا و فروپاشی امپراتوری بریتانیا فشارهای گوناگون بر ساختار امپراتوری بریتانیا: ظهور صلح بریتانیایی (Pax Americana)

ضد استعمارگرایی آمریکا و فروپاشی امپراتوری بریتانیا فشارهای گوناگون بر ساختار امپراتوری بریتانیا: ظهور صلح بریتانیایی (Pax Americana)

وفاداری هند در سال 1916 به احیای درخواست‌ها برای خودگردانی تبدیل شد. این در نهایت منجر به وضعیتی شد که “مجالس استانی دارای عناصر انتخابی گسترش یافتند و دولت‌های استانی بر اساس اصل دیارشی منصوب شدند، به طوری که وزیران اروپایی برخی از پورتفولیوی‌های حیاتی (پلیس، عدالت و درآمد زمین) را حفظ کردند، در حالی که وزیران هندی مسئول بخش‌هایی مانند آموزش و پرورش، بهداشت عمومی و کارهای عمومی شدند. همچنین یک مجلس مرکزی با 146 عضو ایجاد شد. اگرچه دولت مرکزی همچنان استبدادی باقی ماند، نیمه‌دموکراسی به استان‌ها رسید.36

با این حال، به‌دنبال کشتار تراژیک در امریتسار در سال 1919 و قوانین روولات با مقررات سرکوب‌گرانه‌اش علیه فتنه، ملی‌گرایان هندی برای پذیرش این تدابیر جدید با ذهنی باز مشکل داشتند. از سوی دیگر، همانطور که در فصل دوم دیدیم، بار دیگر قلمروها سعی کردند نیازهای ملی خود را مطرح کنند.

در کنفرانس جنگی امپراتوری در سال 1917، رهبران قلمروها خواستار برگزاری یک کنفرانس امپراتوری پس از جنگ شدند تا روابط قانونی امپراتوری خودگردان تنظیم شود، به عبارت دیگر، وضعیت قلمروها به‌طور واقعی توضیح داده شود. درخواست بعدی قلمروها این بود که به‌عنوان کشورهای مستقل در کنفرانس‌های صلح پذیرفته شوند و اجازه داشته باشند که معاهدات صلح را به‌طور مستقل امضا کنند. بنابراین، قلمروها به‌عنوان کشورهای جداگانه در کنفرانس‌های صلح نمایندگی شدند و در عین حال بخشی از هیئت‌های نمایندگی بریتانیا بودند. همچنین هند قادر شد معاهدات را به‌طور مستقل امضا کند.

بنابراین، تا سال 1919، “قلمروها به‌عنوان کشورهای مستقل شناخته شدند – هم از جنبه عملی و هم دیپلماتیک، چیزی که تصمیم لرد جورج برای رفتار با آن‌ها (و هند) به‌عنوان برابر در کنفرانس امپراتوری 1917 تضمین کرده بود.”37 علاوه بر این، کسب سرزمین‌های تحت سرپرستی در مورد استرالیا، نیوزیلند و آفریقای جنوبی و عضویت در جامعه ملل در مورد قلمروها، دلیلی دیگر بر تصمیم لرد جورج در کنفرانس امپراتوری 1917 بود.

با گذشت زمان، واضح شد که سیستم امپراتوری نمی‌تواند مدت زیادی در برابر فشارهای ملی‌گرایی در مناطق مختلف امپراتوری مقاومت کند. از آنجا که هند هنوز از وضعیت خودگردانی برخوردار نبود و ملی‌گرایی در ایرلند ادامه داشت، به نظر می‌رسید که نه تنها تلاش‌های نخست‌وزیر بریتانیا، دیوید لوید جورج، برای حفظ روحیه همکاری و تمرکزگرایی موفقیت‌آمیز نبوده است، بلکه وحدت امپراتوری بریتانیا در حال حرکت به سمت مسیر نزولی و پیوسته‌ای قرار داشت.

تأثیر جنگ جهانی دوم نیز فشار بیشتری به روند فروپاشی امپراتوری بریتانیا وارد کرد. برخلاف جنگ جهانی اول، ورود بریتانیا به جنگ جهانی دوم خود به‌تنهایی کل امپراتوری استعماری و قلمروها را درگیر نکرد. اگرچه در سال 1939، امپراتوری استعماری و قلمروها از نظر مساحت و جمعیت بزرگ‌تر از سال 1914 بودند، اما آن‌ها همچنین شکننده‌تر و دلسردتر شده بودند. “به استثنای هند، که دولت مرکزی آن هنوز تحت کنترل لندن بود، دیگر اعضای امپراتوری هرکدام باید تصمیم نهایی را می‌گرفتند. ایرلند بدون هیچ تردیدی موضع خود را به‌عنوان یک کشور بی‌طرف اعلام کرد، کانادا و آفریقای جنوبی چند روزی صبر کردند تا پارلمان‌هایشان برای جنگ رأی دهند، در حالی که استرالیا و نیوزیلند اعلام کردند که همزمان با کشور مادر در جنگ هستند.38

در طول جنگ جهانی دوم، نقش امپراتوری بریتانیا بیشتر در زمینه آموزش نظامی و تأمین مواد غذایی بود. از سپتامبر 1939 تا اواسط سال 1940، زمانی‌که فرانسه سقوط کرد و ایتالیا وارد جنگ شد، “کانادا و رودزیای جنوبی میزبان برنامه‌های آموزش خلبانان در مناطقی دور از جبهه‌های نبرد شدند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!