نخبگان سیاسی دولت محافظه‌کار بریتانیا و اتحادیه اروپا: صیانت از منافع ملی بریتانیا ( با تأکید ویژه به سال‌های 2010 تا 2016)

نخبگان سیاسی دولت محافظه‌کار بریتانیا و اتحادیه اروپا: صیانت از منافع ملی بریتانیا ( با تأکید ویژه به سال‌های 2010 تا 2016)

سومین سیاست مک‌میلان، اگرچه نه در دوران نخست‌وزیری‌اش، اما در نهایت به موفقیت رسید.

اول، استعمارزدایی و ایجاد کشورهای مشترک‌المنافع مدرن؛ دوم، «رابطه‌ی ویژه» با ایالات متحده؛ و سوم، ورود به جامعه اقتصادی اروپا (E.E.C).

می‌توان گفت که بنیان‌هایی که بین سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۳ گذاشته شدند، تا مدت‌ها پابرجا ماندند — دست‌کم تا سال‌های اخیر.

نخبگان سیاسی حزب محافظه‌کار بریتانیا، که حزب خود را «حزب طبیعی پادشاهی متحده» می‌دانستند، همان‌طور که در این مقاله دیده‌ایم، ایده‌ی اروپای فدرال را مطرح کردند؛ ایده‌ای که وینستون چرچیل هم در طول جنگ جهانی دوم و هم بعد از آن از آن سخن گفت.

به این ترتیب، بریتانیا را وارد امور و همکاری‌های اروپایی کردند. نخبگان سیاسی محافظه‌کار باور داشتند که منافع بریتانیا زمانی بهتر حفظ می‌شود که همکاری نزدیکی با اروپا وجود داشته باشد.

ازاین‌رو، داشتن روابط نزدیک با اروپا به یکی از ستون‌های سیاست خارجی بریتانیا تبدیل شد.

پس چرا اکنون، در سال ۲۰۱۶، دولت محافظه‌کار تصمیم گرفت که عضویت در اتحادیه اروپا را کنار بگذارد یا آن را به همه‌پرسی بگذارد؟

اگرچه حزب محافظه‌کار بریتانیا هیچ ارتباط ساختاری و سازمانی با هیچ نهادی ندارد — برخلاف حزب کارگر که با اتحادیه‌های کارگری، به‌ویژه کنگره اتحادیه‌های صنفی بریتانیا (TUC)، پیوند دارد — اما این حزب از حمایت نهادهایی مانند صنایع، بانک‌ها، و شرکت‌های بیمه برخوردار است.

شایان ذکر است که همه‌ی احزاب اصلی در بریتانیا با مراکز تجارت، امور مالی و صنعت همکاری نزدیکی دارند، و این صرفاً به این دلیل است که رویکرد آن‌ها حفظ و حمایت از منافع بریتانیاست. و این به نوبه‌ی خود به معنای داشتن همکاری نزدیک با اتحادیه اروپاست — برای مثال، احزابی مانند حزب کارگر، حزب لیبرال-دموکرات، چه رسد به حزب محافظه‌کار که حامی اصلی منافع بریتانیاست.

کسری تراز پرداخت‌های بریتانیا همچنان حل‌نشده باقی مانده است.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!