نخبگان سیاسی دولت محافظه‌کار بریتانیا و اتحادیه اروپا: صیانت از منافع ملی بریتانیا ( با تأکید ویژه به سال‌های 2010 تا 2016)

نخبگان سیاسی دولت محافظه‌کار بریتانیا و اتحادیه اروپا: صیانت از منافع ملی بریتانیا ( با تأکید ویژه به سال‌های 2010 تا 2016)

با توسعه فناوری که روش‌های سریع تولید را فراهم کرد ـ روش‌هایی که فراتر از ظرفیت بازار داخلی برای خرید تمام کالاهای تولیدی یا تأمین کامل مواد اولیه مورد نیاز برای تولید بود ـ بریتانیا ناچار شد به دنبال بازارها و مواد اولیه در خارج از کشور بگردد. برای انجام این کار، نخبگان بریتانیا می‌بایست راهبردی را اتخاذ می‌کردند تا اطمینان حاصل شود که بازارهای جدید توسعه یافته و جریان مواد اولیه تضمین شود. بنابراین، بریتانیا مجبور شد به سیاست کنترل مستقیم سرزمین‌های دوردست روی آورد؛ سرزمین‌هایی که به عنوان بازارهای بالقوه و منابع مواد اولیه مورد نیاز صنعت بریتانیا محسوب می‌شدند.

طراحان این راهبرد، اعضای همان طبقه نخبه‌ای بودند که از این تحولات اقتصادی و سپس سیاسی سود می‌بردند. آنان کسانی بودند که در صنعت تولیدی و فعالیت‌های مالی شهر لندن The City) دارای منافع و کنترل بودند؛ شامل مالکان زمین نیز می‌شدند، و همگی با عنوان کلی Establishment طبقه حاکم/نخبه) شناخته می‌شوند.

کنترل مستقیم این سرزمین‌های خارجی که بعداً به مستعمرات بریتانیا تبدیل شدند، منافع بیشتری را برای طبقه حاکم در پی داشت. فرصت‌های شغلی جدیدی به وجود آمد:

برای مثال، مقاماتی در سازمان‌هایی مانند دفتر مستعمرات (Colonial Office) و وزارت دفاع و همچنین تمام نهادهای دولتی که برای رسیدگی به امور گسترش‌یافته باید بزرگ‌تر می‌شدند.

اعضای طبقه حاکم که در این ادارات دولتی موقعیت‌های کلیدی داشتند، نخبه‌ سیاسی بریتانیا را تشکیل می‌دادند. علاوه بر مشاغلی که مستقیماً از تصاحب سرزمین‌ها حاصل می‌شد، دغدغه اصلی نخبگان سیاسی بریتانیا، رفاه اقتصادی و حفظ امتیازات کل طبقه حاکم (طبقه امپریالیستی) بود. این به این دلیل بود که طبقه حاکم، همان‌طور که در مطالعات پیشین نیز اشاره شد، از افرادی با زمینه اجتماعی مشابه تشکیل شده بود و این همبستگی اجتماعی اغلب به نوعی وابستگی خویشاوندی منتهی می‌شد. بنابراین، منافع اقتصادی و اجتماعی این طبقه بود که نخبگان سیاسی باید از آن محافظت می‌کردند.

حزب محافظه‌کار بریتانیا تأکید می‌کرد بر:

همکاری میان سرمایه و کارگر،

دموکراسی بر پایه مالکیت،

رقابت آزاد در صنعت،

پایان دادن به رویه‌های محدودکننده هم در میان کارفرمایان و هم میان کارگران.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!