سیاست خارجی «چرچیلی» از 1945 تا کنون: تحولات ایدئولوژیک ساختار امپراتوری در مدیریت قدرت و منافع بریتانیا در دوران پسا استعماری

سیاست خارجی «چرچیلی» از 1945 تا کنون: تحولات ایدئولوژیک ساختار امپراتوری در مدیریت قدرت و منافع بریتانیا در دوران پسا استعماری

بحران اقتصادی پس از جنگ بریتانیا را ضعیف کرد و ایالات متحده آمریکا به دلیل اندازه، جمعیت و منابع طبیعی فراوان خود به قدرت غالب جهانی تبدیل شد و نقش رهبری بریتانیا را بر عهده گرفت. آمریکا که خود زمانی مستعمره بود، تمایلی به حفظ جایگاه امپراتوری بریتانیا نداشت.

با این حال، رهبران بریتانیا از طیف‌های مختلف سیاسی—از جمله اعضای حزب کارگر مانند اتلی و بون و همچنین محافظه‌کارانی چون چرچیل—در این توافق داشتند که حفظ نفوذ و قدرت بریتانیا مستلزم ایجاد اتحاد قوی با ایالات متحده است. این اتحاد به ویژه به دلیل نگرانی مشترک از گسترش کمونیسم شوروی که منافع بریتانیا، به‌ویژه در مشترک‌المنافع، را تهدید می‌کرد، اهمیت داشت.

بریتانیا سیاست مشارکت آمریکا در دفاع از اروپا و خود بریتانیا در برابر تهدید شوروی را دنبال کرد. عبارت مشهور «رابطه ویژه» که توسط چرچیل در سخنرانی خود در سال ۱۹۴۶ در فولتون، میزوری، ابداع شد، این راهبرد دیپلماتیک را بیان می‌کرد. هدف این بود که قدرت نوظهور آمریکا—با وجود تفاوت‌های فرهنگی و سیاسی، اما دارای ریشه‌های آنگلو-ساکسونی و ایده‌های سیاسی مشترک—را به اهداف سیاست خارجی بریتانیا متصل کند.

در واقع، این هدف ایجاد همکاری نزدیک انگلیسی-آمریکایی پیش از جنگ جهانی دوم نیز وجود داشت. برای مثال، در سال ۱۹۱۷، سیاستمدار بریتانیایی، لرد سسیل، پیش‌بینی کرده بود که علاقه فزاینده آمریکا به امور جهانی می‌تواند سرمایه‌ای قدرتمند برای بریتانیا باشد، به شرط آنکه دو کشور بر پایه زبان و میراث مشترک، اتحاد نزدیکی ایجاد کنند.

با این حال، در حالی که بریتانیا نهاد مشترک‌المنافع را به عنوان راهی برای حفظ پیوندهای امپراتوری ایجاد کرد، و آمریکا روند استقلال طلبی مستعمرات را تشویق می‌کرد، طبیعی بود که ناظری بر این باور باشد که نخبگان سیاسی بریتانیا آمریکا را به عنوان یک قدرت جدید می‌دیدند که هنوز به بلوغ نرسیده و تنها نکته مشترکش با بریتانیا، دفاع در برابر کمونیسم است. بون، وزیر خارجه بریتانیا، فعالانه از مشارکت آمریکا در دفاع علیه تهاجم کمونیستی حمایت می‌کرد. اگرچه مجبور بود نقش رهبری آمریکا را بپذیرد، بریتانیا از ابتدا موفق شد ناتو و همچنین پیمان‌های منطقه‌ای (مثل SEATO و CENTO که همگی با مشارکت آمریکا بودند و در مناطقی که بریتانیا منافع عمده داشت) را به گونه‌ای تنظیم کند که منافع بریتانیا و حوزه نفوذ آن حفظ شود و در عین حال نیازهای آمریکا را نیز تأمین کند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!