سیاست خارجی «چرچیلی» از 1945 تا کنون: تحولات ایدئولوژیک ساختار امپراتوری در مدیریت قدرت و منافع بریتانیا در دوران پسا استعماری
این طرح برای کشورهای تازه استقلالیافته بسیار جذاب و فریبنده بود، چرا که در عمل وضعیت جدید و مطلوب آنها را مشروعیت میبخشید، در عین حال که بهنظر میرسید اعمال و سیاستهای گذشته را نیز بهگونهای تأیید میکند.
بیست سال پس از آغاز روند استعمارزدایی، میزان کمکهای مالی بریتانیا به مستعمرات پیشین بالغ بر ۵۰۰ میلیون پوند شد، که بیشترین سهم آن به حوزههای ارتباطات، آموزش و توسعه کشاورزی اختصاص یافت (بهترتیب ۷۸ میلیون، ۷۲ میلیون و ۶۰ میلیون پوند). این کمکها طیف گستردهای از پروژهها را در بر میگرفت: از ساخت جاده در نیجریه و اسکان اراضی در کنیا، تا احداث فرودگاه در هند غربی و ساخت پایتخت جدید در هندوراس بریتانیا. این اقدامات را باید نوعی «سرمایهگذاری در حسننیت سیاسی و اقتصادی» دانست؛ با این تفاوت که این سرمایهگذاری نه صرفاً بر مبنای محاسبات اقتصادی، بلکه در چارچوبی گستردهتر صورت گرفت که پیوندهای تاریخی و ساختاری عمیقتری در آن نقش داشتند ـ پیوندهایی که حاصلِ مدیریت هوشمندانۀ نخبگان سیاسی بریتانیا در فرایند خاتمۀ امپراتوری و استعمارزدایی بودند.
در میان تمامی اعضای مشترکالمنافع، یک پیوند فرهنگیِ قدرتمند و پایدار وجود دارد که حول بریتانیا شکل گرفته است: زبان انگلیسی. در دهۀ ۱۹۶۰، تقریباً ۳۰۰ میلیون نفر زبان انگلیسی را به عنوان زبان مادری خود صحبت میکردند و حدود ۶۰۰ میلیون نفر دیگر قادر به درک و استفاده از آن در سطوح مختلف بودند. زبان انگلیسی بدل به زبانی جهانی شده بود؛ زبانی که در تجارت، دیپلماسی، علوم، هوانوردی، ورزش و آموزش عالی کاربردی بیرقیب یافته بود. افزون بر این، با صعود ایالات متحده به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی، گسترش زبان انگلیسی از طریق مطبوعات، رسانهها و سینما نیز شتاب بیشتری یافت.
«شرکت توسعه مشترکالمنافع» (Commonwealth Development Corporation) و معادل بریتانیایی طرح مارشال برای کشورهای مشترکالمنافع ـ یعنی «طرح کلمبو» (Colombo Plan) ـ عمدتاً بر پایه ملاحظات اقتصادیِ هوشمندانه طراحی شده بود تا از این طریق، نقش بریتانیا در تجارت و سرمایهگذاری با مستعمرات سابق حفظ شود و در نتیجه، جایگاه اقتصادی و سیاسی بریتانیا به عنوان یک قدرت جهانی مصون بماند.
تبدیل تدریجی امپراتوری بریتانیا به یک «باشگاه مشترکالمنافع مدرن»، را باید یکی از مهمترین دستاوردها و تنظیمات سیاسی دولت کارگر در سالهای ۱۹۵۱-۱۹۴۵ دانست. این دستاورد از آن رو اهمیت دارد که حزب کارگر، با وجود برخورداری از دیدگاههای سوسیالیستی و ضداستعماری، همچنان به ضرورت حفظ موقعیت بریتانیا به عنوان یک قدرت جهانی اعتقاد داشت و توانست بین سوسیالیسم خود و دیدگاه محافظهکارانی که از دیرباز حامی صریح و قدرتمند امپراتوری و گسترش آن بودند، نوعی همسویی سیاسی برقرار کند.


