سیاست خارجی «چرچیلی» از 1945 تا کنون: تحولات ایدئولوژیک ساختار امپراتوری در مدیریت قدرت و منافع بریتانیا در دوران پسا استعماری
این همگرایی نه تنها عملی بلکه ریشهدار بود، زیرا بسیاری از محافظهکاران تأثیرگذار و مورد احترام ـ از جمله کسانی که به چرچیل نزدیک بودند ـ دیدگاههایی مشابه با حزب کارگر نسبت به منافع ملی بریتانیا داشتند. پیش از پایان جنگ جهانی دوم، ادوارد استنلی، وزیر مستعمرات و از دوستان نزدیک چرچیل (که حتی از او به عنوان وزیر دارایی آینده یاد میشد)، و اندرو کوهن، فرماندار اوگاندا، از سیاستهایی سخن میگفتند که بعدها توسط حزب کارگر در دوره ۱۹۵۱-۱۹۴۵ به اجرا درآمد ـ سیاستهایی که در نهایت توسط مکمیلان و در زمان ترک قدرتش در سال ۱۹۶۳، به طور کامل تحقق یافت.
در نتیجه، احساسات امپریالیستی محافظهکاران در سیاست خارجی بریتانیا با آموزه «قیممآبانه»ی حزب کارگر درباره استعمار تلفیق شد. دولت کارگر ـ و بهویژه ارنست بویین (Ernest Bevin) ـ در سال ۱۹۴۶ بهصراحت هشدار دادند که پایان امپراتوری بریتانیا ممکن است منجر به سقوط سریع سطح زندگی در خود بریتانیا و نیز در مستعمراتش شود. بویین اظهار داشت که آمادگی ندارد اجازه دهد امپراتوری بریتانیا به سادگی از میان برود. اما از آنجا که روند استعمارزدایی بهگونهای مدیریت شد که به تأسیس «مشترکالمنافع مدرن» انجامید ـ ساختاری که طرح کلمبو (Colombo Plan) در آن عنصر محوری بود ـ بریتانیا موفق شد حمایت مستعمرات پیشین را حفظ کند. بدین ترتیب، نفوذ کمونیسم در جهان پسااستعماری محدود شد و کشورهای غربی دیگر نیز از رقابت برای کسب منافع اقتصادی در مستعمرات پیشین بازداشته شدند.
از این زاویه، میتوان گفت که کمکهای اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم تبدیل به بخشی از دیپلماسی بینالمللی شد ـ روندی که در جریان استعمارزدایی آغاز گردید.
سیاست توسعه استعماری بریتانیا، هم نزد امپریالیستها و هم در میان ضدامپریالیستها، چندان مناقشهبرانگیز نبود. چرا که در عین آنکه به کشورهای در حال توسعه کمک میکرد، منافع اقتصادی بریتانیا را نیز محافظت مینمود. از آنجا که سیاستهای دولت کارگر در فاصله ۱۹۵۱–۱۹۴۵ بهخوبی در زمینه مدیریت استعمارزدایی و حفظ منافع بریتانیا عمل کرده بود، رهبران محافظهکار در دوره ۱۹۶۳–۱۹۵۱ نیز مخالفت چندانی با این رویکرد نداشتند و در عمل به همان سیاستها ادامه دادند.
طرح کلمبو بهویژه از طریق تضمین استمرار نظام «ترجیحات تعرفهای» و عملکرد حوزه استرلینگ (Sterling Area) نقش مهمی در این روند ایفا کرد. این توافقها عمدتاً بهصورت توافقهای دوجانبه میان کشورهای مشترکالمنافع برای اعطای امتیازات تعرفهای متقابل بودند. بدین ترتیب، اصول «ترجیحات امپریالی» که پیشتر در توافقنامه اتاوا (Ottawa Agreement) در سال ۱۹۳۲ تثبیت شده بود، حفظ شد. این توافقنامه مجموعهای از توافقهای تعرفهای میان کشورهای مشترکالمنافع برای حمایت از تجارت درونامپراتوری و استفاده از پوند استرلینگ در مبادلات بود.
در نتیجه، خواستهها و آرمانهای محافظهکاران سنتی و بهویژه «ساختار حاکم بریتانیا» (The Establishment) ـ که از امپراتوری بیشترین بهره را برده بودند ـ در جهت حفظ منافع اقتصادی بریتانیا، برآورده شد. افزون بر این، خود نخبگان سیاسی نیز با مهارت و مدیریت موفقیتآمیز انتقال از امپراتوری به مشترکالمنافع مدرن، منافع کلیدی خود را در حفظ نقش و نفوذ جهانی بریتانیا در دوره ۱۹۶۳–۱۹۴۵ تأمین کردند.


