قدرت و منافع ساختار حاکم بریتانیا

قدرت و منافع ساختار حاکم بریتانیا

این دگرگونی که منجر به انتقال از کشاورزی به صنعت شد، پای سرمایه‌گذاران مالی سیتی را نیز به میان کشید، چراکه صنعت و ماشین‌آلات، فرآیند تولید را تسریع کردند. تبادل محصولات تولید انبوه، یعنی خرید و فروش کالاها، به خدمات مالی و بیمه‌ای سیتی نیاز داشت که با مبالغ کلان سروکار داشتند. از یک‌سو صنعت تولیدی و از سوی دیگر فعالیت‌های مالی سیتی، به دو حوزه اصلی تمرکز اقتصادی نخبگان بریتانیا تبدیل شد. طبقه زمین‌دار نیز در هر دو حوزه فعال باقی ماند و این وضعیت تا به امروز ادامه یافته است.

هم‌زمان با توسعه فناوری‌هایی که تولید را با سرعتی فراتر از ظرفیت بازار داخلی در خرید کالاهای تولیدی و تأمین مواد اولیه لازم برای آن‌ها همراه کرد، بریتانیا ناگزیر به جستجوی بازارها و منابع مواد اولیه در فراتر از مرزهای خود شد. برای تحقق این هدف، نخبگان باید راهبردی اتخاذ می‌کردند که هم توسعه بازارها و هم تضمین جریان مواد اولیه را تضمین می‌کرد. از این رو، بریتانیا به سیاست کنترل مستقیم سرزمین‌های دوردستی متوسل شد که به عنوان بازارهای بالقوه و منابع مواد اولیه موردنیاز صنعت تولیدی‌اش شناخته می‌شدند.

از میان اعضای طبقه نخبه‌ای(راهبردپردازان) strategists بودند که از این تحولات اقتصادی و در ادامه، سیاسی بهره‌مند شدند. آنان شامل افرادی می‌شدند که منافع کنترلی در صنایع تولیدی و فعالیت‌های مالی سیتی لندن داشتند؛ همچنین طبقه زمین‌دار را نیز در بر می‌گرفتند و همگی با هم به عنوان “ساختار حاکم” یا Establishment شناخته شدند.9 این کنترل مستقیم بر سرزمین‌های خارجی، که بعدها به تصرفات رسمی بریتانیا بدل شد، سودهای مضاعفی برای ساختار حاکم به همراه داشت. فرصت‌های شغلی حرفه‌ای جدیدی به‌وجود آمد: از جمله پست‌هایی در نهادهایی که برای اداره مستعمرات تأسیس شدند مانند وزارت مستعمرات (Colonial Office)، و وزارتخانه‌هایی که مسئولیت امور دفاعی را بر عهده داشتند؛ همچنین، تمامی نهادهای دولتی که از پیش وجود داشتند گسترش یافتند تا بتوانند پاسخگوی فعالیت‌های فزاینده‌ای باشند که در نتیجه این رشد اقتصادی و سیاسی پدید آمده بود.

اعضای ساختار حاکم که در رأس این وزارتخانه‌ها قرار داشتند، نخبگان سیاسی را تشکیل می‌دادند. افزون بر مشاغلی که به‌طور مستقیم از طریق مستملکات ارضی یا امپراتوری به‌دست آمده بود، دغدغه اصلی نخبگان سیاسی بریتانیا، حفظ منافع اقتصادی و امتیازات کلیت ساختار حاکم (یا طبقه مبتنی بر امپراتوری) بود. این امر به آن دلیل است که ساختار حاکم، همان‌گونه که پیش‌تر در اینجا دیدیم، متشکل از افرادی با پیشینه‌های اجتماعی مشابه است و این هم‌سرشتی اجتماعی اغلب به پیوندهای خویشاوندی نیز می‌انجامد. بنابراین، نخبگان سیاسی وظیفه داشتند تا از منافع اقتصادی و اجتماعی ساختار حاکم دفاع کنند.

پاورقی

Ibid., p. 104.
Ibid., p. 133.
Ibid., p. 135.
Ibid., p. 138.
Ibid., p.138-139.
Ibid., p. 139.
Ibid., p. 149.
Ibid., p. 68.
Ibid.[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!