انگلستان بدون آمریکا و تنها ۴۱-۱۹۳۵
فرنکلین دی. روزولت، رئیس جمهور آمریکا که بعد از هربرت هوور سر کار آمد در سال ۱۹۳۳ در صدد از بین بردن انزواگرایی بود، گرچه وی نسبت به جامع ملل ایمانی نداشت، وقتی عضو دولت ویلسون بود از آن حمایت نمود. روزولت هنوز بر این باور بود که ایالات متحده باید از نفوذ خود برای صلح جهان استفاده نماید. از دید وی این نه تنها یک وظیفه اخلاقی بود، بلکه یک موضوع منافعی به شمار میرفت. در سال ۱۹۳۷ وی جنگ را با یک بیماری عفونی و واگیر مقایسه نمود، که تنها راه جلوگیری از شیوع آن این می باشد که متجاوزها را در “قرنطینه” قرار داد، و این از طریق منزوی کردن، تحریم اقتصادی می باشد.
در عمل سیاست کار را سخت کرده، و نمیشد به راحتی چنین مداواها را انجام داد. کنگره متعهد بود که آمریکا باید انزواگزین باشد. کنگره اصلا میل به درگیری آمریکا در جنگ نداشت، و حاضر نبود عملی انجام دهد که منجر به وارد شدن آمریکا به جنگ مجدد می شود. قانون بیطرفی ۱۹۳۵ طرح شده بود که جلوی ورود آمریکا را به جنگ به واسطه مسائل اقتصادی و تجاری بگیرد. خود روزولت هم نگران بود. “من جنگ دیدهام… از جنگ متنفرم”، گفت روزولت در سال ۱۹۳۶ در کوران سردرگمی آمریکا نسبت به جنگ.۲ روزولت همچنین بسیار حساس بود نسبت به واقعیتهای سیاسی، چون از هم پاشیدن سیاستهای ویلسون را مشاهده کرده بود در مقابله با کنگره در سال ۱۹۱۹. برای روزولت دیپلماسی باید طوری طراحی گردد که به درد شرایط عموم مخاطبها بخورد. موضع سیاسی وی مورد تمسخر یکی از نمایندگان کنگره به نام کلر بوتی لوس گردید، با تقلید کردن و ادا درآوردن هنگام هیجانی شدن وی در ایراد نطق.۳
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28


