بهرهگیری حزب کارگر بریتانیا از کمک های بشر دوستانه به مثابه ابزاری برای دیپلماسی بینالمللی در قرن بیستویکم
چهل سال پس از آن، در آغاز قرن بیست و یکم، کمکهای بریتانیا به مستعمرات سابق به نزدیک یک میلیارد پوند رسید، که بیشترین سهم به توسعه ارتباطات، آموزش و کشاورزی اختصاص داشت. مجموعهای گسترده از فعالیتها مورد حمایت قرار گرفت، مانند ساخت جاده، اسکان زمین، ساخت فرودگاه و غیره.
این امر نمایانگر سرمایهگذاری در حسن نیت سیاسی و اقتصادی است، اما بهطور طبیعی در زمینهای بهکار گرفته میشود که پیوندهای مهمتر (بیش از محاسبه اقتصادی صرف) به دلیل مدیریت نخبگان سیاسی در پایان امپراتوری در فرآیند استعمارزدایی اعمال میشوند. میان همه اعضای شورای کشورهای مشترکالمنافع، یک پیوند فرهنگی قوی و پایدار حول بریتانیا وجود دارد: استفاده از زبان انگلیسی. در دهه ۱۹۹۰، حدود ششصد میلیون نفر انگلیسی را بهعنوان زبان اصلی خود صحبت میکردند و بیش از یک میلیارد نفر قادر به استفاده و درک آن تا حدی بودند. زبان انگلیسی به زبانی جهانی در تجارت، دیپلماسی، علم، هوانوردی، ورزش و تحصیلات تبدیل شده است. همچنین، به دلیل ظهور ایالات متحده بهعنوان یک قدرت عمده، گسترش زبان انگلیسی از طریق مطبوعات، رسانهها و سینما نیز بیشتر شده است.
معادل شورای توسعه کشورهای مشترکالمنافع و بریتانیا برای کشورهای مشترکالمنافع، یعنی «طرح کلمبو»، عمدتاً بر اساس ملاحظات اقتصادی هوشمندانه پایهگذاری شده بود و هدف آن حفظ نقش تجاری و مالی بریتانیا در مستعمرات سابق (و به مرور زمان در کشورهای کمتر توسعهیافته جهان) و در نتیجه تضمین موقعیت اقتصادی و سیاسی بریتانیا بهعنوان یک قدرت جهانی بود.
طرح کلمبو که، همانطور که گفته شد، بر ملاحظات اقتصادی هوشمندانه مبتنی بود و همچنین تبدیل تدریجی امپراتوری به کشورهای مشترکالمنافع، بزرگترین دستاورد سیاسی دولت کارگر بریتانیا در سالهای ۱۹۴۵-۱۹۵۱ بود که تا قرن بیست و یکم نیز ادامه یافته است. این امر اکنون در قرن بیست و یکم به عنوان «کمکهای انسانی» شناخته میشود. دلیل آن این بود که با وجود آنکه حزب کارگر یک حزب سوسیالیست و ضداستعمار بود، اما دولت کارگر قویاً معتقد بود که موقعیت بریتانیا بهعنوان یک قدرت جهانی باید حفظ شود و بنابراین توانست سوسیالیسم خود را با محافظهکارانی که سنتاً و بهطور آشکار از امپراتوری بریتانیا و گسترش آن حمایت میکردند، هماهنگ سازد.
این امر به این دلیل بود که رویکرد کارگر برای حفظ و حمایت از منافع بریتانیا در دوره ۱۹۴۵-۱۹۵۱، توسط محافظهکارانی که مورد احترام و محبوب حزب خود بودند و همچنین نزدیکی به چرچیل داشتند، نیز مورد توافق بود. پیش از پایان جنگ جهانی دوم، استنلی، وزیر مستعمرات و دوست نزدیک چرچیل که حتی بهعنوان صدراعظم آینده مطرح بود، و اندرو کوهن، فرماندار اوگاندا، به طور مثبت درباره سیاستی صحبت میکردند که در نهایت دولت کارگر در سالهای ۱۹۴۵-۱۹۵۱ برای حفاظت از منافع بریتانیا اتخاذ کرد و این سیاست عملاً توسط مکمیلان در سال ۱۹۶۳ تکمیل شد.


