جوامع جهانی بین دو جنگ بین الملل: آمریکایی شدن فرهنگ و تجارت جهان
روشنفکرها ممکن هست که از سخنان هرولند نیکولسون نویسنده شاکی باشند که نژاد آمریکایی را “سطحی و ظاهربین” خواند.۳۱ اما برای میلیونها بریتانیایی تصویری که از آمریکا مشاهده کردند در سینما، آمریکا یک منبع امید و انگیزه و تشویق به شمار میرفت. “آسمانها همیشه آبی بودند، تمام مدت آبی، با یک چند لکه سفید ابر … این خواب خوش سرزمین فرصتهای نامحدود، جایی که ما میتوانیم واقعاً چیزی بهتر از آنچه که بودیم بشویم.”۳۲
روشنفکران آمریکایی شکلی نداشتند که آنها موج آینده بودند. رمان نویس آمریکایی، اف اسکات فیتز جرالد طی سفری به لندن در سال ۱۹۲۱ یک دفعه گفت “خدا لعنت قاره اروپا را. اروپا تاریخ شده است. تا ۲۵ سال دیگر، نیویورک پایتخت فرهنگی جهان خواهد شد، زیرا فرهنگ پول را تعقیب میکند… ما رومیهای نسل بعد خواهیم شد، همانطوری که حالا نگلیسیها هستند.”۳۳
تنها بریتانیا نسبت به آمریکا احساس دوستی و دشمنی نمیکرد، تنها این کشور نبود که از طرفی مخالف ارزشهای آمریکایی بود، و از طرف دیگر طرفدار آمریکا بود. در دهه ۲۰ میلادی فیلمهای آمریکایی و کالاهای آمریکایی اکثر مردم اروپا را تحت تاثیر قرار داده بود. اکثر دولتهای اروپایی محدودیت برای فیلمهای آمریکایی ایجاد نمودند، و سعی کردند که جلوگیری از تسلط آمریکا بر شرکتهای اروپایی بشود. اما در کل یک تفاهم عمومی وجود داشت که روش تجاری آمریکایی مانند هنری فورد کلید بقای عصر جدید میباشد. حتی در سیستم شوروی هم این موضوع مورد قبول قرار گرفته شده بود که باید، “فوردیزه” شد. رهبران جدید شوروی بسیار نیازمند به مدرن سازی ساختار صنعتی شوروی بودند. آنها قبول داشتند که اقتصاد شوروی عقب مانده است و باید تبدیل به یک اقتصاد مدرن گردد، و قبول داشتند که نیاز به تجربه غربی میباشد، به خصوص تجربه اقتصادی و تکنولوژیکی آمریکایی. بلافاصله تا روسیه به آن دست آوردها رسید، تراتسکی سپس پیشبینی کرد که “بلشویک آمریکایی شده امپریالیزم آمریکایی شده را شکست میدهد و نابود میکنند. چرا که بلشویکزم هیچ دشمنی اساسی تر و غیرقابل تمکین کن از امپریالیزم آمریکا ندارد، وگفت اینها دو نیروی متضاد عصر ما میباشند.”۳۴ برای اغلب آمریکاییها کمونیست بلشویکی دشمن پنهان به شمار میرفت. نگرانیهای سرهنگ هاوس در سال ۱۹۱۹ در پاریس در آمریکا احساس میشدند، در خود آمریکا احساسهای سرهنگهاوس را درک میکردند. در ایالات متحده پس لرزهها بر روی خارجیها و سیاستمداران رادیکال تبدیل به یک وحشت نسبت به کمونیزم شده بود. ای.میشل پالمر، دادستان کل که از طرف آناشیستها نگران شده بود، دست چپیها را زندانی نمود. وی اخطار داد که “آتش انقلاب تمام نهادهای حقوقی آمریکا را تهدید میکند، دارد وارد کلیساها میشود، دارد وارد منازل آمریکاییها میشود، و میخواهد اساس جامعه را بسوزاند.”۳۵
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23


