جوامع جهانی بین دو جنگ بین الملل: آمریکایی شدن فرهنگ و تجارت جهان
بهبودی اقتصادی بریتانیا بعد از جنگ اول جهانی بسیار زمان کمی را در پیش داشت و مجدداً در سال ۱۹۲۱ رو به رکود رفت که بهتر شدن دوباره آن بسیار آهسته بود. در دهه ۲۰ میلادی حد متوسط بیکاری ۱۰ تا ۱۲ درصد به شمار میرفت و سطح تقاضا بسیار پایین بود. ریشه مشکل در ساختار صنعت بریتانیا بود. بریتانیا هنوز تکیه میکرد بر روی تجارتهای پایه و اساسی قدیمی، مانند معدن زغال سنگ، صنایع معدنی، صنایع فولادسازی، کشتیسازی، و نساجی. از طرف دیگر آمریکا در حال انقلابی کردن روش تجارت بود. کارخانجات خود را مکانیزه میکرد، و سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه میکرد، ولی بریتانیا طوری رفتار میکرد مثل اینکه هیچ اتفاقی در جهان روی نکرده است، و هیچ چیزی فرق نکرده است. صنعت آمریکا سریع رو به رشد بود برای بازارهای جدید در جهان. نه بر اساس زغال سنگ و تجار، بلکه بر اساس برق و نفت. صنعت اتومبیل سازی، و وسایل برقی منزل و اداری که با برق کار میکردند با کارایی بسیار بالایی تولید میشدند. خط مونتاژهای استاندارد شده ایجاد شدند برای ساختن قطعات. بازاریابی بسیار قوی در پیش گرفته شد که نتیجه آن سودهای بسیار بالایی بودند.
در اغلب جهان در دهه ۱۹۲۰ میلادی ایالات متحده آمریکا قادر بود تسلط بریتانیا بر جهان را عقب بزند. در ژاپن و چین آمریکا به جای بریتانیا به عنوان شریک اصلی تجاری ظاهر شد، و بریتانیا را جایگزین شد. در آمریکای جنوبی، جایی که قبل از جنگ اول هر دو کشور، هر کدام یک چهارم تمام کالاهای وارداتی را میفروختند، آمریکا بهتر قادر بود که تقاضای جدید را برای اتومبیل، کامیون، ماشین آلات، و کالاهای برقی برآورده کند. تا آخر دهه سهم واردات آمریکا به منطقه به ۳۸ درصد رسید، ولی سهم بریتانیا به ۱۶ درصد پایین رفت. تا پایان دهه ۲۰ میلادی آمریکا همچنین بریتانیا را به عنوان سرمایهگذار اصلی خارجی در کانادا و آمریکای لاتین به عقب راند.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23


