جوامع جهانی بین دو جنگ بین الملل: آمریکایی شدن فرهنگ و تجارت جهان

جوامع جهانی بین دو جنگ بین الملل: آمریکایی شدن فرهنگ و تجارت جهان

در بریتانیا، مطبوعات یک سکوت غیرطبیعی و شاخص را اختیار کردند، نسبت به حمایت از خواسته پادشاه، گرچه رابطه وی یک موضوع عمومی شده بود و سر زبان‌ها بود در سطح اقشار بالای لندن. کنجکاوی آمریکایی‌ها نسبت به رابطه پادشاه با خانم سیمسون به درجه بسیار بالایی رسید، وقتی که خانم سیمسون در پایان اکتبر در سال ۱۹۳۶ طلاق خود را با همسر قبلی خود قطعی نمود. برای کاستن از شر و شرور لندن، طلاق وی در شهر اپیسویچ انگلستان وارد دادگاه گردید. تصادفا، ۴۰۰ سال قبل هم پادشاه، هنری هشتم در همین شهر از همسر قبل خود طلاق گرفته بود. موضوع سر مقاله تمام مطبوعات آمریکا شده بود، “که خانم سیمسون در شهر اپیسویچ، جایگاه طلاق پادشاه قبل بریتانیا، از همسر سابق خود طلاق می‌گیرد.”۵۴ حالا همه انتظار یک عروسی شاهانه را داشتند، بین پادشاه و خانم سیمسون. مراتب برخورد کرده بود درست قبل از تاجگذاری پادشاه. یکی از روزنامه‌های به نام و معروف ویلیام رندولف هرست، قاطعانه بیان کرد که “شاه با خانم سیمسون ازدواج خواهد کرد.” روزنامه برای ادعا بود که شاه ادوارد هشتم بر این باور بود که “مهم‌ترین چیز برای صلح و رفاه جهان، یک تفاهم نزدیک و رابطه بین نگلستان و آمریکا می‌باشد، آنکه ازدواج وی با این خانم هوشیار کمک خواهد کرد که این همکاری مفید بین ملل انگلیسی زبان صورت گیرد.”۵۵

نهایتا، استنلی بلدوین، نخست وزیر بریتانیا وارد مراتب گردید. پیش بینی روزنامه‌های آمریکایی، به نظر می‌رسید که به طور جدی به موقعیت بریتانیا در خارج، خصوصاً در دمینیونهای بریتانیایی صدمه وارد کند، جایی که بنا به گفته بلدوین، که بعداً ذکر نمود، “پادشاه آخرین نقطه ارتباط امپراتوری می‌باشد که هنوز باقی مانده است.”56 با حمایت اغلب سیاستمداران مطرح، به غیر از چرچیل، بلدوین اصرار داشت که اگر پادشاه به این ازدواج ادامه دهد هیچ حزب سیاسی تشکیل دولت نمی‌دهد که حرکت وی مورد حمایت قرار گیرد. در ماه دسامبر از پادشاه، ادوارد هشتم خواسته شد که یا تخت و تاج را انتخاب کند یا همسر خود را، ولی هر دو را نمی‌تواند داشته باشد. و وی زنی را که دوست داشت را انتخاب نمود. علیرغم جک‌ها و طعنه‌های طبقه اشرافی لندن راجع به “ملکه ویلیس سیمسون” به عنوان ملکه بریتانیا، و اعتراضات در مطبوعات آمریکایی، “آمریکایی” بودن خانم سیمپسون اعتراض و مشکل اصلی نبود یا اینکه از طبقه عوام می‌باشد. بلکه مسئله این بود که این خانم اصلاً صلاحیت نداشت. این خانم دوبار طلاق گرفته بود. یک زن دو مرتبه مطلقه، که هر دو همسران وی که با آنها ازدواج کرده بود هنوز حیات داشتند، و نمی‌توانست همسر پادشاه انگلستان شود که سوگند دفاع و مدافع اخلاقیات در کلیسا باشد، کلیسایی که اصرار بر مقدس بودن نهاد ازدواج داشت، و آنکه نهاد ازدواج یک نهاد حیاتی می‌باشد. آمریکایی بودن خانم سیمسون، و فرهنگ آمریکایی وی باعث شد که این خانم مراتب و مصالح بریتانیا را درک نکند.  موضوعاتی را این خانم به دلیل آمریکایی بودن خود نمی‌فهمید که اغلب زنان انگلیسی به طور خونی متوجه می‌شدند و می‌فهمیدند. برخلاف چهره‌ای که سینماهای آمریکایی از وی به عنوان یک سلطنتی تمام عیار ساخته بودند، ادوارد هشتم پادشاه انگلستان، در همه امور هر کاری که دلش می‌خواست را نمی‌توانست بکند، و یکی از آنها همین بود، که در حال حاضر می‌باشد. نمی‌تواند با خانم سیمسون ازدواج کند، و همزمان شاه باشد. این صحبت‌ها مال پرده سینما بود که شاه انگلستان هرکاری که بخواهد می‌تواند بکند، در واقعیت اینطور نیست. موضوع داستان عشقی پادشاه انگلیس فقط برای راضی نگه داشتن مردم آمریکا بر روی پرده سینما بود، و کنجکاوی آنها نسبت به سلطنت. حتی هالیوود هم نمی‌توانست داستانی مانند رابطه پادشاه انگلستان با آن خانم آمریکایی درست کند. علی رغم پیش بینی ویلیام رندولف هرست، هیچ ازدواج سلطنتی باعث شکل دهی به رابطه انگلستان و آمریکا نگردید. مسائل مهم دیگری باعث دور شدن و نزدیک‌تر شدن این دو ملت می‌گردیدند. مانند انزواگرایی، رقابت، بدبینی و خوشبینی، حل این مسائل خلع را بین دو کشور کمتر می‌نمود، و نه پیش‌بینی یک روزنامه نگار و ازدواج شاه با زن آمریکایی.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!