فرایند گسترش و توسعه امپراتوری بریتانیا
سوم، و در نهایت، جوامع خودگردانی وجود داشتند که عمدتاً از مهاجران بریتانیایی تشکیل میشدند. در نظریه، قانون اساسی آنان ــ مبتنی بر الگوی وستمینستر ــ این جوامع را تابع دولت و پارلمان بریتانیا قرار میداد؛ اما در عمل، بریتانیا در امور داخلی آنان دست آزادی میداد، هرچند در سیاست خارجی سلطه خود را حفظ میکرد، به این دلیل ساده که دفاع آنان را تضمین و عمدتاً تأمین مالی مینمود. این کلونیهای مهاجرنشین سفیدپوست شامل کانادا، استرالیا، نیوزیلند، کیپ، ناتال و نیوفاندلند بودند. «گروههای دیگری از مهاجران سفیدپوست نیز وجود داشتند، بهویژه در هند غربی و بخشهایی از آفریقا، که از وضعیت خودگردانی برخوردار نبودند. افزون بر این، در سال ۱۹۰۲، دو جمهوری تازه تسخیرشده بوئر ــ اُرنج فری استیت و ترانسوال ــ وجود داشتند که آینده آنان در درون امپراتوری همچنان نامعلوم بود.»11
متصرفات بریتانیا در سایر مناطق اغلب فاقد توجیه یا راهبردی منسجم بودند. بهعنوان نمونه، مستعمرات آفریقای غربی یا بازماندههایی از تجارت برده بودند، یا حاصل فعالیتهای تجاری و بشردوستانه. در آفریقای مرکزی، نیاسالند و رودزیا قرار داشتند. نیاسالند هیچ منفعت اساسی برای بریتانیا نداشت. در مورد رودزیا، این سرزمین تحت اداره «شرکت آفریقای جنوبی بریتانیا» که ساخته و پرداخته سیسیل رودز بود، اداره میشد؛ شرکتی که چندان سودی برای سرمایهگذاران نداشت، هرچند برای مهاجران سفیدپوست رضایتبخشتر بود.
در خاور دور، مالایا و بورنئو به دلیل تولید قلع و لاستیک ارزشمندتر از موقعیتهای راهبردیشان بودند. تصرف گینه نو جنوبی شرقی و جزایر کوک پاسخی به نگرانیهای استرالیا و نیوزیلند بود، اما سایر مستعمرات در اقیانوس آرام به هیچ وجه برای امنیت بریتانیا حیاتی محسوب نمیشدند. در نهایت، سنگاپور و هنگکنگ اساساً بر پایه تجارت استوار بودند.
«در اوایل دهه ۱۹۰۰، این سرزمینها تفاوت چندانی با یکدیگر نداشتند، مگر در شیوههایی که برای ادارهشان به کار گرفته میشد.» شمال بورنئو و رودزیا توسط شرکتهای سهامی دارای منشور اداره میشدند. در هند غربی حکومت مستعمره سلطنتی غالب بود. سیلان نیز یک مستعمره سلطنتی بود.
اشکال گوناگونی از تحتالحمایگی وجود داشت: شرق آفریقا، سومالیلند، نیجریه شمالی و جنوبی، نیاسالند، بچوانالند و عدن. دسته دیگر، ایالات تحتالحمایه بودند، نظیر برونئی، زنگبار، تونگا و ایالات مالایا، که در آنها حاکمان محلی همچنان بر سر کار بودند، اما ملزم به تبعیت از مشاوره مقیمان بریتانیایی بودند. مهمترین ایالت برای راهبرد امپراتوری بریتانیا، که عملاً تحت کنترل مستقیم آن قرار داشت، مصر بود. از سوی دیگر، سودان و نیو هیبریدز به ترتیب مشترکاً با مصر و فرانسه اداره میشدند. هرچند میتوان سودان را در عمل بهمثابه یکی از وابستگیهای بریتانیا تلقی کرد.
اگرچه نفوذ بریتانیا در تمامی این سرزمینها غالب بود، شیوههای حکمرانی آنها از لندن چندان یکپارچه به نظر نمیرسید و ضرورت اعمال درجه بیشتری از هماهنگی و وحدت در سراسر امپراتوری استعماری امری فوری بود. اداره مناطق دارای منشور تنها تحت نظارت محدود دولت بریتانیا قرار داشت، هرچند این امکان وجود داشت که منشور آنها لغو شود.
دفتر مستعمرات اداره مستعمرات سلطنتی را بر عهده داشت، در حالیکه مسئولیت تحتالحمایهها و سرزمینهای مشترکاً ادارهشده عمدتاً با وزارت خارجه بود. افزون بر این، مناطقی خارج از مرزهای رسمی امپراتوری وجود داشتند که بریتانیا یا بهطور غیررسمی از آنها حمایت میکرد یا به لحاظ تجاری بر آنها تسلط داشت. امپراتوری متلاشیشده عثمانی در جنگ کریمه در برابر روسیه حفظ شد و بار دیگر در سال ۱۸۷۸ طی بحرانهای شرق مورد حمایت قرار گرفت. نفوذ بریتانیا به جنوب ایران و خلیج فارس نیز گسترش یافت.


