فشار ایالات متحده بر امپراتوری بریتانیا برای استقلال هند: بهرگیری آمریکا از اهرم مالی در روند استعمارزدایی امپراتوری بریتانیا
برای نمونه، «در همان سال ۱۹۴۲ روزولت به چرچیل پیشنهاد کرد که هند باید فوراً به موقعیت دومینیون (کشور خودگردان در چارچوب امپراتوری) دست یابد و حتی بتواند کاملاً از امپراتوری جدا شود.»19 اما در زمستان و بهار ۱۹۴۳ بود که بریتانیاییها بهروشنی دریافتند هدف آشکار ایالات متحده، *استقلال مستعمرات* است. از میان گفتوگوهای متعدد آنتونی ایدن، وزیر خارجهی بریتانیا، با مقامهای آمریکایی، یکی بیش از همه ماهیت دیدگاههای روزولت را در مورد *بازسازی مستعمرات پس از جنگ* آشکار کرد.
در ۲۷ مارس ۱۹۴۳، روزولت و ایدن برای بررسی ساختار احتمالی سازمان بینالمللی پس از جنگ دیدار کردند. در آن نشست، رئیسجمهور آمریکا بر گنجاندن چین بهعنوان یکی از چهار عضو بنیانگذار تأکید ورزید، و این موضوع بحث دربارهی آیندهی خاور دور را در پی داشت — از جمله سرنوشت جزایر اقیانوسی که پیشتر تحت قیمومیت ژاپن بودند.
ایدن در گزارشی به چرچیل نوشت:
«در خاور دور، سیاست پیشنهادی این است که “ژاپن برای ژاپنیها” باشد؛ منچوری و فرموزا (تایوان) باید به چین بازگردند و جنوب ساخالین نیز به روسیه داده شود.»20
دیدگاههای روزولت دربارهی امپراتوری بریتانیا بهویژه در جریان سفر او به آفریقا آشکار شد. زمانی که برای شرکت در کنفرانس کازابلانکا به مراکش سفر کرده بود، در اشاره به مشاهدهی بهرهکشی استعماری اظهار داشت:
«[نظام استعماری به معنای جنگ است. بهرهبرداری از منابع کشورهایی چون هند، برمه یا جاوه، بیرون کشیدن تمامی ثروت آن کشورها بدون بازگرداندن هیچ چیز به آنها ــ نظیر آموزش، سطح زندگی شایسته یا حداقل نیازهای بهداشتی ــ در واقع چیزی نیست جز انباشتن بذر مشکلاتی که در نهایت به جنگ میانجامند.»21
سپس، وی دربارهی مشاهدهی بهرهکشی ناشی از امپریالیسم بریتانیا در گامبیا چنین گفت:
«… حدود ساعت هشت و نیم صبح از باثورست به سوی فرودگاه حرکت کردیم. مردم بومی تازه به سرِ کار میرفتند. پارهپارهپوش… غمگینچهره… به ما گفتند که مردم محلی حوالی نیمروز، زمانی که آفتاب شبنم و سرمای صبحگاهی را زدوده باشد، اندکی سرحالتر به نظر میرسند. به من گفته شد که مزد رایج این مردان یک شیلینگ و نه پنس است ــ کمتر از پنجاه سنت… در روز! پنجاه سنت در روز، آن هم در حالی که تنها نیم فنجان برنج به آنها داده میشود… کثافت، بیماری، و نرخ مرگومیر بسیار بالا. پرسیدم امید به زندگی چقدر است؟ باور نمیکردید: بیستوشش سال. با این مردم بدتر از چارپایان رفتار میشود. دامهایشان بیشتر عمر میکنند.»22
بنابراین، روزولت به جای امپریالیسم، مفهوم قیومیت (Trusteeship)را مطرح کرد. او بر این باور بود که قیومیت میتواند راهحلی برای مشکلات سیاسی جهان باشد. وی نوشت:
«[به نظر میرسد هیچ دلیلی وجود ندارد که اصل قیومیت در امور خصوصی به عرصهی بینالمللی تعمیم نیابد. قیومیت بر پایهی اصل خدمتِ بیغرضانه استوار است. برای مدتی، هنوز ملتها و اقوامِ بسیاری در جهان وجود دارند که همچون کودکان صغیر، در روابط خود با دیگر ملتها نیازمند قیّماند، همانگونه که در میان ملتها و اقوام بالغ نیز بسیاری باید دوباره به روحیهی رفتار نیک بازگردانده شوند.»23


