نهاد امپریالیسم کارگری و صیانت از قدرت و منافع بریتانیا در فرایند استعمارزدایی: رویکرد آتلانتیکگرایی بویین در سیاست خارچی دو حزبی بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم، ذیل چتر دفاع هستهای آمریکا
بنابراین، بریتانیا مجبور شد به دلایل اقتصادی و دفاعی با آمریکا متحد شود. همانطور که کلمنت اتلی در کتاب خود (As It Happened) آورده است:
«در حالی که این تصنع با روسیه افزایش یافت، ما طبیعتاً به آمریکا نزدیکتر شدیم. این روند با تغییر نگرش دولت آمریکا تسهیل شد، زیرا آنها دریافتند پذیرش مسئولیت در امور جهانی چه تعهداتی به همراه دارد. بسیاری از آمریکاییها از انزواطلبی قدیمی خود دست کشیدند و با آن، برخی از پیشداوریهای دیرینه علیه بریتانیا بهعنوان یک قدرت امپریالیستی شکارچی کاهش یافت. آنها همچنین از روسیه شوروی دلسرد شده بودند. دو کشور انگلیسیزبان شروع به درک اهمیت همکاری نزدیک برای صلح جهانی کردند.»30
بدین ترتیب، افول امپراتوری، علاوه بر اینکه نشانگر ضرورت، باعث تقویت حرکت به سمت رابطهای نزدیکتر با ایالات متحده شد، رابطهای که در زمان صلح تا آن زمان بیسابقه بود؛ و این حرکت تحت رهبری یک دولت سوسیالیست و بر اساس حفظ منافع ملی بریتانیا صورت گرفت.
تأثیر موفق بر ایالات متحده بهعنوان کلید حل بسیاری از مشکلات خارجی بریتانیا، چه در اروپا و چه در مناطق خارج از اروپا، در نظر گرفته میشد. درست پس از پایان جنگ، نزدیک شدن به آمریکاییها واقعاً به نظر کاری دشوار میرسید. برنامه لند-لیز قطع شده بود و کینز و دیگران نگران بودند که درخواست لندن برای نوع جدیدی از کمک مالی، اگر با رد کامل مواجه نشود، با خواستههای سخت از سوی واشینگتن روبرو شود. همکاری نظامی، از طریق «رئیسهای ستاد مشترک»، نیز پایان یافته بود، هرچند بریتانیاییها پیشنهاد ادامه آن را داده بودند. ترومن و اتلی اطلاعات کمی درباره یکدیگر داشتند. «آزمایش شوروی»، که توسط دولت کارگری در حال اجرا بود، نیز موضوع بیاعتمادی قابل توجه آمریکاییها قرار گرفته بود. از سوی دیگر، برخی آمریکاییها نگرانیهای بریتانیاییها درباره اهداف روسیه را نادیده میگرفتند: سخنرانی چرچیل در مورد «پرده آهنین» در فولتون، میسوری در ۱۹۴۶ به نظر اغراقآمیز میرسید و هنوز درخواستهایی برای خروج نیروهای آمریکایی از آلمان شنیده میشد. بنابراین، قطعاً دلایلی برای نگرانی نخبگان سیاسی بریتانیا وجود داشت.
از آنجایی که کمک آمریکاییها در بریتانیا بهعنوان امری ضروری تلقی میشد، هدف اصلی ارنست بون، وزیر امور خارجه، بر نزدیکتر کردن ایالات متحده به دفاع از غرب متمرکز شد. این هدف از طریق مجموعهای از اعلامیهها و اقدامات انجام شد که بخشی از آنها از پیش برنامهریزی شده و بخشی نیز بهدلیل تشدید بحران اقتصادی فوریه-مارس ۱۹۴۷ به دولت تحمیل شد.
گزیدههایی از یادداشت بون بهوضوح اولویتهای بریتانیا را نشان میدهد. این سند در آرشیو کابینه، دفتر اسناد عمومی کیو، با شماره ۱۲۹/۲۳ موجود است.
بسیار محرمانه
C.P. ۶]۴۸[


