پیامدهای دو جنگ جهانی برساختار و تداوم امپراتوری بریتانیا
با اینحال ، به دنبال کشتار تراژیک در امریتسار در سال 1919 و قوانین روولات با مقررات سرکوبگرانهاش علیه فتنه، ملیگرایان هندی برای پذیرش این تدابیر جدید با ذهنی باز مشکل داشتند. از سوی دیگر، بار دیگر قلمروها سعی کردند نیازهای ملی خود را مطرح کنند.
در کنفرانس جنگی امپراتوری در سال 1917، رهبران قلمروها خواستار برگزاری یک کنفرانس امپراتوری پس از جنگ شدند تا روابط قانونی امپراتوری خودگردان تنظیم شود، به عبارت دیگر، وضعیت قلمروها بهطور واقعی توضیح داده شود. درخواست بعدی قلمروها این بود که بهعنوان کشورهای مستقل در کنفرانسهای صلح پذیرفته شوند و اجازه داشته باشند که معاهدات صلح را بهطور مستقل امضا کنند. بنابراین، قلمرها بهعنوان کشورهای جداگانه در کنفرانسهای صلح نمایندگی شدند و در عین حال بخشی از هئیتهای نمایندگی بریتانیا بودند. همچنین هند قادر شد معاهدات را بهطور مستقل امضا کند.
بنابراین، تا سال 1919، قلمروها به عنوان کشورهاب مستقل شناخته شدند – هم از جنبه علمی و هم دیپلماتیک، چیزی که تصمین لرد جورج برای رفتار با آنها ( و هند) بهعنوان برابر در کنفرانس امپراتوری 1917 تضمین کرده بود.10 علاوه بر اینف کسب سرزمینهای تحت سرپرستی در مئرد استرالیا، نیوزلند و افریقای جنوبی و عضویت در جامعه ملل در مورد قلمروها، دلیلی دیگر بر تصمیم لرد جورج در کنفرانس امپراتوری 1917 بود.
با گذشت زمان، واضح شد که سیستم امپراتوری نمیتواند مدت زیادی در برابر فشارهای ملیگرایی در مناطق مختلف امپراتوری مقاومت کند. از آنجا که هند هنوز از وضعیت خودگردانی برخوردار نبود و ملیگرایی در ایرلند ادامه داشت، بهنظر میرسید که نه تنها تلاشهای نخستوزیر بریتانیا، دیوید لوید جورج، برای حفظ روحیه همکاری و تمرگزگرایی موفقیت آمیز نبوده است، بلکه وحدت امپراتوری بریتانیا در حال حرمت به سمت مسیر نزولی و پیوستهای قرار داشت.
تأثیرات جنگ جهانی دوم نیز فشار بیشتری به روند فروپاشی امپراتوری بریتانیا وارد کرد. برخلاف جنگ جهانی اول، ورود بریتانیا به جنگ جهانی دوم خود به تنهایی کل امپراتوری استعماری و قلمروها را درگیر نکرد. اگرچه درسال 1939، امپراتوری استعماری و قلمروها از نظر مساحت و جمعیت بزرگتر از سال 1914 بودند، اما آن ها همچنین شکنندهتر و دلسردتر شده بودند. ” به استثنای هند، که دولت مرکزی آن هنوز تحت کنترول لندن بود، دیگر اعضای امپراتوری هرکدام باید تصمیم نهایی را میگرفتند. ایرلند بدون هیچ تریدی موضع خود را بهعنوان یک کشور بیطرف اعلام کرد، کانادا و آفریقای جنوبی چند روزی صبر کردند تا پارلمانهایشان برای جنگ رأی دهند، در حالی که استرالیا و نیوزلند اعلام کردند که همزمان با کشور مادر در جنگ هستند.11
در جنگ جهانی دوم، نقش امپراتوری بریتانیا بیشتر در زمینه آموزش نظامی و تأمین مواد غذایی بود. ” کانادا و رودزیای جنوبی میزبان برنامههای آموزش خلبانان در مناطقی دور از جبهههای نبرد شدند. استرالیا، نیوزلند و آفریقای جنوبی نیز نیروهایی برای تقویت مصر فرستادند؛ پایگاهی کلیدی برای قدرت بریتانیا در مدیترانه، جایی که درسال 1939 تنها 50.000 سرباز بریتانیایی مستقر بودند، درحالی که ایتالیا در لیبی و اتیوپی حدود 200.00 نیرو داشت. در نبردهای اولیه اروپا، نیروی اعزامی بریتانیا در فرانسه و نیروی نظامی بریتانیا در نروژ شامل داوطلبانی از امپراتوری بودند که هنگام آغاز جنگ،دانشجو بریتانیا بودند. یک گردان کانادایی به هند غربی رفت و گردانهایی دیگر به نیوفاندلند اعزام شدند. در نبرد بریتانیا در اوت و سپتامبر 1940 نیز تعداد معدودی از دواطلبان امپراتوری با نیروی هوایی سلطنتی همکاری کردند.”12
اما از ژوئن 1940، دو عملیات موفق نظامی شکل گرفت که امپراتوری در آن نقشی کلیدی ایفا کرد.” نخست در لیبی، ارتش هشتم بریتانیا ( که شامل لشکرهای استرالیایی و هندی و یک تیپ ذخیره نیوزیلندی بود) در سلسلهای از پیروزیها تا منطقه بدا فومپیشروی کرد و تا 7 فوریه 1941 به مرزهای تریپولیتانیا رسید. دوم، در ایتوپی، نیروهای امپراتوری از کنیا وارد سومالی ایتالیایی شدند ( فوریه 1941)، سپس در مارس وارد خاک ایتوپی شدند و در 6 آوریل وارد آدیس آبابا، پایتخت آن کشور، شدند. در این نبردها نیروهای آفریقای جنوبی، هندی و شرق آفریقا در کنار نیروهای بریتانیایی جنگیدند.“13


