مناسبات انگلستان با شورای همکاری خلیج فارس (با تأکید بر مسایل ایران)
دولت های عضو شورای همکاری خلیج فارس جهت تقویت نظامی، به خرید تسهیلات پیشرفته اقدام می نمایند. در ایجاد هماهنگی برای تقویت دفاعی کشورهای عضو، می توان از موارد زیر نام برد:
- ایجاد پوشش دفاع هوایی مشترک؛
- کسان نمودن خدمت نظام وظیفه و حتی پیش بینی اجباری نمودن آن؛
- یکسان نمودن منابع خرید سلاح؛
- تأسیس سازمان صنایع نظامی مشترک و ایجاد کارخانجات تسلیحاتی؛
- افزایش تعداد افراد نیروهای مسلح؛
- ایجاد فرماندهی مشترک نظامی ( این فرماندهی به عهده عربستان گذاشته شده است)؛
- ایجاد دانشکده مشترک نظامی؛
- ایجاد سیاست یکسان جهت خرید جنگ افزار.[simple_tooltip content= ‘همان ماخذ. ‘][ 12 ][/simple_tooltip]
در دوران جنگ عراق علیه ایران-به خصوص در بحران جنگ نفتکش ها، در سال های 1987-1986، کویت که یکی از اعضای شورای همکاری خلیج فارس بود، از نیروهای بیگانه دعوت کرد که در خلیج فارس حضور یابند.
نیروهای نظامی شورای همکاری خلیج فارس به خودی خود قادر به مقابله با یک بحران جدی مانند بحران کویت و عراق نیستند، در این بحران، کشورهای عضور شورا به اندازه ای ناتوان نشان دادند که نه تنها به دادن پایگاه اکتفا نکردند، بلکه به رهبری عربستان سعودی نیروهای آمریکایی، اروپایی، آسیایی به خلیج فارس دعوت شدند و تمامی خاک خود و شبه جزیره عربستان و دریاهای اطراف (دریای سرخ، خلیج فارس، مدیترانه، عمان و خلیج عدن) به اشغال آنها درآمدند. در واقع ارتش کشورهای شورای همکاری فقط دارای اهمیت امنیتی و دفاعی بوده و نقش بازدارندگی اولیه در مقابل نیروهای مهاجم و اجرای عملیات تأخیری تا رسیدن نیروی کمی از آمریکا و اروپا را دارند.
همانطوری که در این گزارش اشاره شد، بعد از ملی شدن شرکت نفت ایران و انگلیس، ایالات متحده آمریکا، سرانجام به حوزه نفوذ انگلستان در خلیج فارس وارد شد؛ چرا که شرکت نفت ایران و انگلیس منافع انگلستان در حوزه خلیج فارس به شمار می رفت.
انگلستان، چنان که گفته شد، به دلیل ناتوانی اقتصادی، دیگر قادر نبود با سایر رقیبان خود، به خصوص در زمینه تکنولوژی اتمی در یک سطح بماند، (گرچه از این تکنولوژی برخوردار بود ولی از لحاظ کمیت، به علت ضعف اقتصادی خود قادر به رقابت با ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی نبود.)
ترس از نفوذ کمونیزم و آسیب به منافع انگلستان در خلیج فارس، دولت آن کشور را وادار ساخت که در چهارچوب مسایل اقتصادی و دفاعی با آمریکا وارد اتحاد شود؛ از این رو دولت انگلستان رهبری ایالات متحده را در مقام تنها قدرتی که می تواند در مقابل کمونیزم مقاومت کند پذیرفت.
همانطور که در این گزارش گفتیم، آمریکا بر این باور بود که ارتباط نزدیک اقتصادی و سیاسی با ایران، که از نظر آنها قدرتمندترین دولت در خلیج فارس به شمار می آمد به نفع غرب می باشد.
نظر انگلستان راجع به دفاع از خلیج فارس به دیدگاه ایالات متحده بسیار نزدیک بود و طبق اشارات قبلی، قرار بر این گرفت که ایران از لحاظ قوای نظامی تقویت شود، بتواند از عهده دفاع در مقابل تهاجم خارجی برآید.
nسیاست همکاری با ایالات متحده در خلیج فارس، و توسعه روابط با ایران به سیاست انگلستان در خلیج فارس تبدیل شد؛ که این سیاست همکاری در خلیج فارس، علیرغم پیروزی جمهوری اسلامی ایران همچنان ادامه دارد. همانطور که در این گزارش ذکر شد، حضور مشترک انگلستان و آمریکا در خلیج فارس بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، همکاری انگلستان و آمریکا در جنگ اول عراق در دهه 1990 میلادی و همکاری انگلستان و ایالات متحده در جنگ دوم عراق در سال 2003 میلادی، همگی نشانه هایی از این همکاری هستند. روابط انگلستان با شورای همکاری خلیج فارس در قرن بیست و یکم همچنان در چارچوب سیاست “روابط خاص” بین انگلستان و آمریکا، می باشد.