موقعیت ایران در استراتژی “روابط خاص” بین انگلستان و آمریکا
طبق گفته سر راجر استیونز، سفیر بریتانیا در تهران، دولت ایالات متحده بر این باور است که به نفع ایران و تمام جهان آزاد خواهد بود که این کشور دارای چندین قوای نظامی باشد که نه تنها از عهده حفظ امنیت داخلی ایران برآید، بلکه بتواند در شرایط حمله از خارج،به طور مؤثر از خود دفاع کند (1954).
در نتیجه سیاست آمریکا در مقابل ایران به این ترتیب تنظیم شد که ،«ایالات متحده تمام تلاش خود را در راستای حفظ استقلال ایران بکند و نگذارد که ایران تحت نفود اتحاد جماهیر شوروی قرارگیرد».(Alexander and Nanes,1990)
علاوه بر آن، سیاست ایالات متحده در مورد خلیج فارس بدین شکل مشخص شد که، «ایالات متحده روی کشوری تکیه کند که مستقیماً مورد تهدید است و آن کشور مسئولیت کامل نیروی انسانی را برای دفاع از خود به عهده بگیرد»،(Kupcken.2000)
طبق نظر وزارت امور خارجه آمریکا، «ایالات متحده منافع بسیار مهمی در کمک کردن به کشورهای جهان آزاد برای دفاع از خود در مقابل عملیات خرابکارانه کمونیسم دارد».(Department of state,1955)
با این که آمریکاییها در آن مقطع در شرایطی نبودند که به اندازه کافی منابع مالی برای چنین نیاز اضطراری کنار بگذارند، ولی در هر حال ارسال ابزار جنگی و مستشار جهت تعلیم نظامیان ایران را آغاز کردند. طبق ارزیابی وزارت امور خارجه آمریکا، ایران برای شستشوی مغزی نیروی نظامی خود به طور گسترده و مخصوص با ایالات متحده قصد همکاری دارد. استفاده از فیلم، رادیوی نظامی محلی و تبلیغات کتب چاپ شده، از روشهایی هستند که میتوان نام برد. (Department of state, 1955)
درنتیجه ایران در سال 1956، چند سال بعد از بحران ملی شدن صنعت نفت، دارای ثبات و نیروی نظامی قابل توجهی بود.
حفاظت از منافع بریتانیا
در 24 فوریه 1955، مقامات ترکیه و عراق یک معاهده نظامی دو طرفه را در بغداد امضاء کردند. ترکیه از سال 1952 عضو پیمان آتلانتیک شمالی شد و متحد نزدیک غرب محسوس میشد.
در تاریخ 4 آوریل 1953 برای تقویت دفاع از خلیج فارس و جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی، بریتانیا به معاهدهای که بین ترکیه و عراق امضا شده بود، پیوست و در سال 1955 پاکستان و ایران نیز به این معاهده پیوستند. این پیمان که بعداً به نام پیمان بغداد شناخته شد، تشکیل دهنده یک خط دفاعی در مقابل نفوذ شوروی به طرف خلیجفارس بود.
با وجود طرفداری ایالات متحده از این پیمان به جهت جلوگیری از نفوذ شوروی در خاورمیانه، این کشور نسبت به پیوستن به آن به عنوان یکی از اعضا بیمیل بود، چرا که بریتانیا «به خاطر تقویت دفاع غرب و منزوی کردن جمال عبدالناصر، رهبر ملیگرای رادیکال مصر، از طرف کشورهای رادیکال عرب مورد انتقاد قرار گرفته بود. (Dobson, 1998)
بنابراین، عضویت آمریکا در پیمان بغداد باعث ناراحتی و توهین به کشورهای مستقل رادیکال عرب میشد. عضویت آمریکا در پیمان، اسرائیل را هم- البته به دلیل دیگر- آزردهخاطر میکرد. (Dobson,1998)
طبق گفته سلوین- لوید، وزیرخارجه بریتانیا «هدف ما در خلیجفارس، تضمین در دسترسی به نفت و ایجاد شرایطی با ثبات برای تولید آن است»(1956).


