سونامی سیاسی و اقتصادی در انتظار اتحادیه اروپا
بررسی نتیجه رفراندوم بریتانیا در گفتوگوی همدلی با دکتر علیرضا موسوی زاده
روزنامه همدلی ، شماره 325 به تاريخ 95/03/03، صفحه 11 (بین الملل)
به زودی اتحادیه اروپا شاهد یکی از سرنوشتسازترین رخدادهای خود خواهد بود.شهروندان انگلیس قرار است طی یک همهپرسی درباره بودن یا نبودن در اتحادیه اروپا تصمیم گیری کنند. طرح برگزاری رفراندوم زمانی مطرح شد که دیوید کامرون، نخست وزیر انگلیس و رهبران ۲۷ عضو اتحادیه در ماه فوریه درباره اعطای شرایط ویژه به انگلیس توافق کردند.تبعات سیاسی احتمالی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا تاکنون به خوبی از سوی دیوید کامرون، نخستوزیر انگلیس تشریح شده است اما اظهارنظرهای اخیر وی می تواند حساسیت موضوع را بیشتر به تصویر بکشد. دیوید کامرون، نخستوزیر انگلیس گفته بود که کشورش در داخل اتحادیه اروپا امنتر است اما «بوریس جانسون»، شهردار سابق لندن که از مخالفان جدی این طرح است، در واکنش گفت: کامرون بهگونهای صحبت میکند که همه گمان میکنند اگر بریتانیا در رفراندوم 23 ژوئن به خروج پاسخ مثبت دهد، جنگ جهانی سوم به راه میافتد! شاید جانسون متوجه اهمیت داستان نباشد که خروج بریتانیا می تواند به بازگشت اروپا به شرایط قبل از جنگ جهانی منجر شود. مکانیزم اتحادیه اروپا طرحی بود که با درگیر کردن منافع، توانست از تنش بین کشورهای اروپایی بکاهد، تا بعد از 1945 دیگر شاهد جنگی در اروپا نباشیم. اهمیت این موضوع ما را بران داشت تا به سراغ استاد دانشگاه دکترعلیرضا موسوی زاده، بریتانیاشناس و متخصص امور و مطالعات تاریخ امپراطوری و دیپلماسی معاصر انگلیس برویم تا با نگاهی عمیق و علمی موضوع را برسی کنیم .
به عنوان اولین سئوال، تفکر خروج بریتانیا از چه زمانی و چگونه در بریتانیا شکل گرفت؟
از لحاظ سیاسی، یکسری حلقه های ذی نفوذ، از شرایط ناراضی بودند و اراده این نارضایتی را در ایجاد حزب UKIP (حزب استقلال بریتانیا) انجام دادند این حزب که اعضای آن را محافظه کاران سنتی تندروتشکیل می دهند یک حزب سیاسی دستراستی می است که با پیوستن بریتانیا به اتحادیه اروپا مخالف است. این حزب با هدف اصلی تامین امنیت «خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا» تاسیس شده است. ولی موضوع اصلی بر می گردد به تجارت بین بریتانیا و جامعه اروپا ؛ بریتانیا نمی خواهد که منطقه سیتی در لندن، که قلب فعالیتهای اقتصادی بریتانیا است، موقعیت خود را نسبت به فرانکفورت یا پاریس از دست دهد.در واقع، موضوع چانه زنی های اقتصادی و بروزرسانی قراردادهایی است که زمان زیادی از آنها گذشته است.
در صورت مثبت بودن پاسخ مردم بریتانیا به خروج از اتحادیه اروپا چه عواقب اقتصادی و سیاسی برای کشور انگلستان و اتحادیه اروپا خواهد داشت؟
حساسیت و اهمیت موضوع در حدی است که در سفری که اوباما به انگلیس داشت مردم را تشویق به رای ندادن به خروج از اتحادیه اروپا کرد. از بعد سیاسی و از دید امریکا، انگلیس بهترین متحدی است که آمریکا از آن طریق می تواند در اتحادیه اروپا نفوذ داشته باشد.درست است که انگلستان با آمریکا روابط خاص دارد، ولی آمریکا تا زمانی به این روابط خاص ادامه می دهد، که خود انگلیس هم دارای نفوذ باشد و آن نفوذ از دید آمریکا تا زمانی امکان دارد که بریتانیا صاحب موقعیت در اتحادیه اروپا باشد. خروج بریتانیا این کشور را تبدیل به مهره سوخته خواهد کرد، به خصوص در روابط فراآتلانتیکی با آمریکا. به علاوه تجارت برای انگلستان بسیار راحت تر خواهد بود مادامی که در این اتحاد وجود داشته باشد، چه با آمریکا و چه با دیگر کشورها. از طرفی خروج یکی از بنیان گذاران این کلوپ برای اتحادیه اروپا هم ضرر بزرگی خواهد بود. طرح جامعه اروپا یک مکانیزم تنش زدایی بود که توسط انگلستان مطرح گردید، برای ایجاد یک بازار واحد در اروپا. خروج یکی از بزرگترین شرکای اقتصادی و سیاسی مانند بریتانیا، می تواند به مرور زمان شرایط را به قبل از ایجاد این اتحاد برگرداند و شکست این مکانیزم تنش زدا را موجب گردد. مکانیزمی که با تداخل منافع اقتصادی کشورهای اروپایی توانسته است، از جنک در اروپا جلوگیری کند. مضافا، از درون یک کلوپ اقتصادی، کشورها توانایی بیشتر برای تجارت و فعالیتهای اقتصادی خواهند داشت. بحران در یک چنین کلوپ بزرگی بارهای مالی و حقوقی سنگینی هم برای اروپا و هم برای کل دنیا خواهد داشت و باعث یک سونامی اقتصادی و سیاسی در جهان خواهد شد.
به نظر شما خروج بریتانیا از جامعه اروپا باعث رکود یورو در برابر دلار خواهد بود؟
این یک سئوال کاملا تخصصی اقتصادی است. ولی من میتوانم اشاره ای به سئوال شما داشته باشم. هرچند انگلستان عضو یورو نیست ولی قیچی شدن این روابط باعث پس لرزه هایی بر ارزش یورو و پوند در برابر دلار خواهد داشت.
خروج بریتانیا از این اتحادیه باعث خروج دیگر کشورهای بزرگ نخواهد شده؟
کشورهای بنیانگذار اتحادیه اروپا ( به جزء بریتانیا)مانند بلژیک، آلمان، فرانسه، هلند، ایتالیا و لوکزامبورگ هیچ کدام راجع به خروج صحبت نخواهند کرد. تشویق به ماندن هم به کشورهای ضعیف و ورشکسته ای مانند یونان، مجارستان و بلغارستان در اتحاد می شود. ممکن است به خاطر سیاستهای داخلی و جنگ قدرت، کشورها تهدیدهای لفظی داشته باشد ولی فکر نمی کنم کشوری عملا درصدد خروج از اتحادیه باشد. خروج از اتحادیه، خطرناکترین عملی است که یک عضو میتواند انجام دهد. خود آمریکا هم دارد وارد اصناف می شود و درصدد چنین قراردادی با اتحادیه اروپا برای تجارت و از بردن قوانین دست وپا گیراست.
شما به عنوان یک بریتانیا شناس و کسی که از 15 سالگی تا مقطع دکتری در این جامعه تحصیل و زندگی کرده اید و آشنایی کاملی با سیاست های داخلی و خارجی اروپا و به خصوص بریتانیا دارید، بزرگترین مشکل اتحادیه اروپا را در چه می بینید؟
حرکتهای سیاسی و عجولانه ای که این جامعه انجام داد و پذیرفتن کشورهایی که نباید در این جامعه میبودند. کشورهایی مانند پرتقال، اسپانیا و یونان بارهای مالی و سیاسی بسیار سنگینی بر اتحادیه اروپا وارد کردند و باعث دامن زدن به مسائل سیاسی مانند افراطگرایی راستی گردیدند. از طرفی پذیرش کشورهای اروپای شرقی و ورود به منافع کشور رقیبی مانند روسیه، اشتباه سیاسی بود که اتحادیه اروپا انجام داد.بعد از فروپاشی شوروی، اروپا به دلیل ترسی که از بازگشت دوباره کشورهای اروپای شرقی به سمت روسیه داشت، کشورهایی که قبلا جزو اقمار شوروی بودند را به سمت خود جذب کرد. تداخل منافع با روسیه، پیامدهای سیاسی و اقتصادی برای اروپا خواهد داشت که نمونه آن را در منطقه کریمه شاهد بودیم.هرچند که اکراین عضو اتحادیه اروپا نیست و فعلا شرایط حضور در اتحادیه را ندارد، ولی همین که در سیاست داخلی بحث ورود به اتحادیه مطرح می شود، روسیه را تحریک میکند که کریمه را در چهارچوب یک جنگ داخلی ضمیمه کشور خود کند. بنابراین جذب کشورهای ضعیف در داخل یک کلوپ اقتصادی پیشرفته به شکل عجولانه، یک کار اشتباهی بود که اتحادیه اروپا انجام داد. درست است در زمان تشکیل جامعه اروپا،خود کشورهای موسس جامعه اروپا به دلیل خساراتی که از جنگ جهانی دیده بودند، از نظر اقتصادی ورشکسته بودند، ولی از لحاظ مدیریت اقتصادی کشورهای پیشرفته ای بودند.در نتیجه شما وقتی یک کلوپ پیشرفته تشکیل می دهید و کشورهای ضعیف را به خاطر مسائل سیاسی وارد میکنید، به مرور زمان، مسائل و مشکلات آنها گریبان همه کشورهای عضو را خواهد گرفت.
موضوع ترکیه در اتحادیه اروپا چگونه پیش خواهد رفت، آیا امکان ورود این کشور به اتحادیه اروپا وجود دارد؟
از زمان اتاترک تا همین اواخر، سیاست خارجی ترکیه بر اساس عضویت در اروپا منظور شده بود، ولی با سرکار آمدن طیف اسلام گرا سیاست های این کشور دچار تغییرات اساسی شده است. خود ترکیه هم متوجه شده است که نباید امیدی به حضور در اتحادیه اروپا داشته باشد و به همین دلیل نگاه خود را به سمت شرق و خاورمیانه تغییر داده است. سیاست داخلی ترکیه از نظر جامعه اروپا بسیار بحرانی و بی ثبات است، کما اینکه استعفای داووداغلو هم بر تنش در سیاست های ترکیه دامن زده است. مسئله شنگن هم که قرار بود برای 90 روز طبق یکسری شروط انجام شود، به حالت تعلیق درامده است.البته همه این موضاعات هم اگر نبود و سیاست داخلی ترکیه هم دچار تنش نبود، بازهم ترکیه به دلیل بحرانهایی که در مرزهای این کشور وجود دارد و اوضاع پرتلاطم کشورهای همسایه، امکان ورود به جامعه اروپا را نداشت. عضویت ترکیه، یعنی ریختن بحران پناهجویان، بیکاری و دیگر مشکلات مرزی این کشور بر دوش جامعه اروپا، الان که ترکیه عضو نیست این مسائل برای اتحادیه اروپا مشکلات اساسی بوجود آورده، با عضویت ترکیه، این مشکلات دوچنان خواهد شد و مانند بمب ساعتی برای اروپا عمل می کند. پس مسائلی مانند مسلمان بودن، نژادپرستی و اقتصادی در پذیرش ترکیه تاثیری ندارد، شما شاهد کشورهایی هستید که از نظر اقتصادی بسیار از ترکیه ضعیف تر هستند، مانند استونی، لیتوانی و بلغارستان. بنابراین بیشتر حساسیت جامعه اروپا به خاطر همسایگان پر تنش این کشور است. به همین دلیل عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا بسیار بعید است و دیگر این مسئله مطرح نیست.
به عنوان آخرین سئوال پیش بینی شما از رفراندوم چیست ؟ آیا مردم بریتانیا به خروج از اتحادیه اروپا پاسخ مثبت خواهند داد؟
درسیاست به طور اعم و در این مسئله به طور اخص که بحث چانه زنی بر سر منافع ملی مطرح است، نمیتوان پیش بینی کرد، ولی براساس این که بریتانیا خود بنیان گذار این همکاری در اروپا بوده است و بر اساس اینکه یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی این کشور، بر همکاری با اروپا پایه گذاری شده است و در صورت خروج از جامعه اروپا، وزنه خود را از دست خواهد داد، بنابراین بسیار بعید به نظر میرسد که از این اتحاد خارج شود.من در مقالاتم به صورت مفصل به این مسئله پرداخته ام، بریتانیا خود طراح یک مکانیزم تنش زدایی بوده است که بعد از جنگ جهانی دوم ایجاد شد و همکاری که اکنون در اروپا شاهد هستیم بر اساس این مکانیزم تشکیل شده است. بنابراین، من این مسئله را یک چانه زنی برای کسب منافع بیشتر و بروزرسانی قرارداها گذشته میدانم. لذا با توجه به علائم و مستندات، این امکان بسیاربسیارضعیف به نظر می رسد.