عذرخواهی رسمی، بار حقوقی و مالی در پی دارد
بررسی پيشنهاد پذيرش نقش لندن در كودتای 28 مرداد از سوی پارلمان انگليس در گفت وگو با دكتر موسوی زاده
روزنامه شرق ، شماره 2066 به تاريخ 93/04/25، صفحه 6 (بهارستان)
ایران تا به حال توطئه و کودتا زیاد به خود دیده است. اما نسخه آمریکایی- انگلیسی کودتا در مرداد 1332، آنچنان سنگین بود که تا به امروز بر روابط ایران با انگلیس و آمریکا سایه افکنده است. دو روز پیش کمیته روابط خارجی پارلمان انگلیس گزارشی منتشر کرد که در آن از دولت این کشور خواسته بود تا نقش خود را در این کودتا بپذیرد و از ایران عذرخواهی کند. اکنون نایب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس از بررسی این گزارش در کمیسیون متبوعش خبر می دهد. به گزارش «خانه ملت»، «منصور حقیقت پور» اقدام نمایندگان انگلیس را که نامه ای در راستای ارتباط بیشتر با ایران نوشته اند، مثبت ارزیابی کرد و درباره تاثیرات این گونه فشارهای داخلی- در کشورهای 1+5- بر مذاکرات هسته ای ایران، گفت: «به طور حتم چنین جهت گیری هایی در داخل کشورهای عضو مذاکره 1+5 بر روند این مذاکرات تاثیرگذار خواهد بود.» کمیته روابط خارجی پارلمان انگلیس به نوعی برای اولین بار نقش این کشور را در کودتای 28مرداد پذیرفته است. در این گزارش با اشاره به دشمنی های تاریخی میان ایران و انگلیس پیشنهاد شده است که «انگلیس باید به دلیل مشارکتش در ماجرای کودتای سال 1953 میلادی (1332) که موجب برکناری دکتر محمد مصدق نخست وزیر ایران شد از این کشور عذرخواهی کند. همچنین انگلیس باید میزان رنج ایرانی ها در جریان جنگ عراق و ایران را در سال های 1988 – 1980 (1367- 1359) به رسمیت بشناسد و در مقابل ایران نیز باید حمله به سفارت انگلیس و دیگر رفتارهایش در گذشته را به رسمیت بشناسد.»حال گزارش کمیته روابط خارجی پارلمان انگلیس در رابطه با «عملیات آژاکس» که 61 سال پیش در چله تابستان در تهران با محوریت آمریکا و انگلیس رخ داد، موضوع گفت وگویی با دکتر «علیرضا موسوی زاده» استاد دانشگاه و متخصص دیپلماسی انگلستان است:
درخواست کمیته روابط خارجی پارلمان انگلیس از دولت این کشور برای پذیرش نقش لندن در کودتای 28 مرداد چقدر می تواند در رابطه دو کشور با توجه به گفت وگوهای در جریان ایران و غرب تاثیرگذار باشد؟
این درخواست پارلمان انگلیس در چارچوب خود پارلمان است چراکه آنها نقش رسمی در دولت ندارند و این دولت انگلیس است که باید به طور رسمی عذرخواهی کند. اما رفتار دولت انگلیس در موارد مشابه مثل ماجرای هندوستان در زمان امپراتوری انگلستان، نشان می دهد که آنها عذرخواهی نمی کنند. چراکه اگر عذرخواهی رسمی کنند، برایشان بار حقوقی و مالی می آورد. چراکه در این صورت مجبور می شوند خسارات وارده را جبران کنند. پس این را می توان تنها دیدگاه کمیته روابط خارجی پارلمان دانست و نباید آن را دیدگاه دولت دانست. حالاممکن است که انگلیسی ها به نقش خود اعتراف کنند و از آن ابراز تاسف کنند اما به نظر من عذرخواهی بعید است. اما اگر این کار انجام شود مسلما فضا سالم تر می شود.
بالاخره زمان کودتا انگلیس و آمریکا نقش مستقیم داشتند. آمریکایی ها زمانی ابراز تاسف کردند اما انگلیسی ها همین کار را هم نکرده اند.
اصولافرهنگ انگلیسی ها این است که سکوت می کنند؛ چراکه در صورتی که نقششان را بپذیرند بدهکار می شوند. قاعدتا کسی که خودش باعث و بانی بوده، عذرخواهی نمی کند. اما به هر حال الان دیگر زمان گذشته و اگر چنین تک مضراب هایی زده می شود به این دلیل است که دیگر شرایط گذشته برقرار نیست. به طور مثال الان می خواهند در پارلمان انگلیس مجسمه «گاندی» را نصب کنند. خب قدیم تر از این کارها نمی کردند که مجسمه کسی را که علیه امپراتوری انگلیس مبارزه کرده در پارلمان نصب کنند. به هر حال الان دیگر زمان، منافع و جو تغییر کرده است.
آیا این اقدام کمیته روابط خارجی پارلمان انگلیس را می توان گامی مثبت از سوی این کشور تلقی کرد؟
غربی ها به خصوص آمریکا و انگلیس، ایران را با دید موقعیت سوق الجیشی نگاه می کنند. آنها ایران را متحد طبیعی خود می دانند. چراکه از جنوب به خلیج فارس دسترسی دارد و از شمال هم با روسیه همسایه است. امروزه دیگر روسیه به لحاظ قدرت نظامی در رده دوم است. آنها به لحاظ استراتژیک ایران را به چشم «کلید» نگاه می کنند؛ کلیدی که حلال مشکلات موجود در عراق و سوریه و کل خاورمیانه است و این طبیعی است که آنها بخواهند به ایران نزدیک شوند.
چندی پیش هم آرشیو امنیت ملی آمریکا اسنادی را منتشر کرد که بر نقش مستقیم انگلیس در کودتای 28 مرداد صحه گذاشت. آیا این را می توان رقابت واشنگتن با لندن برای نزدیک شدن به ایران از طریق برجسته کردن نقش انگلیس در کودتا قلمداد کرد؟
تاریخ نویسان نیز وقتی مطلبی پیدا می کنند به هر حال در قالب مامور ارتش یا «سیا» بیان می کنند. ضمنا انگلیس هم رده آمریکا نیست. در اروپا اگر نگاه کنیم، انگلیس در جایگاه سوم اقتصاد پس از آلمان و فرانسه است. وقتی اقتصاد یک کشور ضعیف باشد مسلما نفوذ و تاثیر گذاری هم کم می شود. در زمان کودتا، انگلیس و آمریکا رقیب یکدیگر بودند و آمریکا می خواست جای انگلیس را در ایران بگیرد. اما الان دیگر همتا نیستند. چون آمریکا به لحاظ اقتصادی در مقامی بالاتر از انگلیس و حتی اروپا قرار دارد. البته به این نکته هم باید اشاره کرد که آمریکا دیگر در وضعیت قدیم نیست. هرچند به لحاظ اقتصادی در وضعیت بهتری نسبت به اروپا قرار دارد و همچنان ابرقدرت محسوب می شود؛ اما از قدرت آن دیگر کم شده است. از طرفی می توان گفت که آمریکا قصد دارد با رو کردن واقعیات، گذشته را توجیه کند. اما به هر حال هر دو به صورت مساوی مقصر بودند. آمریکا می خواست بیشتر وارد ایران شود و انگلیس نمی خواست بازار ایران و به خصوص نفت را از دست بدهد. در این میان به دلیل مخالفت های آمریکا، انگلیس به گفته آنتونی ایدن، نخست وزیر وقت انگلیس، مجبور شد تا 40درصد کنسرسیوم را با «اکراه» به آمریکا بدهد. دلیل انگلیسی ها در زمان کودتا این بود که مالکیت امکانات نفت را از آن خود می دانستند. انگلیسی ها معتقد بودند امکانات نفتی برای خودشان است و ایران آن را ملی کرده و از دست آنها خارج کرده است.
حالابا این اوصاف، به نظر می رسد آمریکا قصد دارد که خودش را تنها گناهکار نداند و برای خود، شریکی داشته باشد. چون نقش انگلیس در کودتای 28 مرداد تاکنون این قدر شفاف نشده بود.
منافع آمریکا و انگلیس با یکدیگر متفاوت است. منافع آمریکا، سیاسی است چون منافع اقتصادی اش تامین است. اما منافع انگلیس، اقتصادی است. در این بین انگلیس است که به لحاظ اقتصادی به خط فقر نزدیک است. دولت های آمریکا از زمان انقلاب تک تکشان سعی داشتند به ایران نزدیک شوند و با ایران ارتباط داشته باشند. اما منافع ملی ایران و خاطرات تلخ آنها از دخالت های آمریکا در ایران از زمان جایگزینی آمریکا و انگلیس در ایران، این نزدیکی را قبول نکردند مگر الان که قرار شد مذاکره برابر انجام شود. الان هم آمریکا قصد دارد با چهره ای که از خود خوش نیتی نشان می دهد، بگوید که فضا عوض شده و دیگر آن کارها تکرار نمی شود. به هر حال سیستم غرب، سرمایه داری است و سرمایه داری، رفاقت را نمی فهمد. کمااینکه کشورهای غربی دوست یکدیگر نیستند، فقط منافعشان با یکدیگر همسوست و بعضا برای منافع خود مجبور می شوند رفتارشان را عوض کنند.