حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

فقط نفرت و انتقام را می‌آموزند. آن سال‌ها بی‌ثمر خواهد بود؛ بنابراین می‌گویم: استقلال را همین حالا بدهید.»
به گفته مک‌میلان، این استدلال برای او و فرماندار «غیرقابل رد» بود. طبق نوشته‌های خودش، «و این نظر، منحصر به فرد نبود. همه همکاران باتجربه و اندیشمندم با آن موافق بودند.» بی‌تردید، این دیدگاه بر سیاست مک‌میلان تأثیر گذاشت.47
سخنرانی معروف او در آفریقای جنوبی که بعدها به سخنرانی «باد تغییر» شهرت یافت، جهت‌گیری سیاست استعماری او را به‌روشنی نشان داد.48 مک‌میلان در این سخنرانی گفت: «آنچه دولت‌ها و پارلمان‌های بریتانیا از زمان جنگ تاکنون انجام داده‌اند؛ از اعطای استقلال به هند، پاکستان، سیلان، مالایا و غنا، و آنچه برای نیجریه و دیگر کشورهایی که در آستانه استقلال هستند، انجام خواهند داد، همه این‌ها، با اینکه مسئولیت کاملش با ماست، بر این باور استوار است که تنها راه ایجاد آینده‌ای پایدار برای کشورهای مشترک‌المنافع و جهان آزاد است.»49
توجیه اقدامات مک‌میلان، و در کل دولت‌های کارگر و محافظه‌کار در زمینه اعطای استقلال، صرفاً بر پایه ملاحظات عملی سیاسی بود؛ با توجه به شرایط بین‌المللی در طول و پس از جنگ جهانی دوم، به‌ویژه بحران‌هایی که در این کتاب بررسی شده‌اند. به بیان دیگر، با توجه به گسترش کمونیسم و بحران اقتصادی بریتانیا، روند استعمارزدایی و ایجاد کشورهای مشترک‌المنافع مدرن، تنها راه عملی برای حفظ منافع اقتصادی و سیاسی بریتانیا در مستعمرات سابق بود.50
پس از بررسی دقیق‌تر سیاست مک‌میلان در زمینه حفظ منافع بریتانیا، اکنون به سیاست او در زمینه دفاع از بریتانیا و قلمروهای مشترک‌المنافع می‌پردازم. در شرایطی که بریتانیا طی جنگ و پس از آن گرفتار شده بود، فرآیند شکل‌گیری کشورهای مشترک‌المنافع مدرن در جریان بود و احتمالاً تحت نخست‌وزیری مک‌میلان نیز ادامه پیدا می‌کرد. اما ترس او از گسترش کمونیسم به مستعمرات باعث شد روند استعمارزدایی را شتاب ببخشد.
سیاست توسعه‌طلبانه اتحاد جماهیر شوروی، مک‌میلان را وادار کرد تا به دنبال یک راه‌حل فوری و مؤثر برای دفاع از بریتانیا و منافعش باشد. راه‌حل بدیهی، ادامه دادن سیاست دولت‌های پیشین محافظه‌کار و کارگر بود؛ به عبارت دیگر، پیروی از مفهوم «روابط ویژه» چرچیل، با هدف بازسازی و حفظ شراکت با ایالات متحده در حوزه دفاع و سیاست خارجی.
در مارس ۱۹۵۷، مک‌میلان با آیزنهاور در برمودا دیدار کرد. پس از گفت‌وگوهای صریح درباره بحران سوئز، فضای روابط بین دو رهبر بهبود یافت. آن‌ها روابط سطح بالای دولت‌های خود را از نو برقرار کردند و توافق کردند که به‌طور منظم با یکدیگر مکاتبه داشته باشند. در واقع، در همین دیدار، مک‌میلان و آیزنهاور پایه‌های یک همکاری هسته‌ای میان بریتانیا و آمریکا را بنا نهادند که تا به امروز نیز ادامه داشته است.
در نتیجه توافقاتی که در سال‌های ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۵ صورت گرفته بود، بریتانیا و ایالات متحده شرکای توسعه سلاح‌های هسته‌ای بودند. با این حال، ایالات متحده این توافقات را کنار گذاشت، هرچند چرچیل و روزولت بر سر به‌اشتراک‌گذاری دانش هسته‌ای توافق کرده بودند. در آمریکا مخالفت‌هایی با به‌اشتراک‌گذاری انحصار این سلاح‌ها شکل گرفت و در نهایت قانونی

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!