حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
تصویب شد که چنین همکاریهایی را به حالت تعلیق درآورد. این قانون، قانون مکماهون نام داشت.
با وجود این، بریتانیا برنامه اتمی مستقل خود را پیش برد. در سال ۱۹۵۲، بریتانیا نخستین بمب اتمی خود را آزمایش کرد و در سال ۱۹۵۷، موفق به انفجار بمب هیدروژنی شد. با این حال، بر اساس یادداشت وزارت خارجه بریتانیا:
«بریتانیا تلاش کرده بود که با [آمریکا و شوروی] همپای بماند، اما اکنون، در عصر بمب هیدروژنی، اگر بخواهیم چنین کاری کنیم، خود را ورشکسته خواهیم کرد.»51
بنابراین، بریتانیا توان مالی لازم برای توسعه فناوری لازم جهت تحویل مطمئن این سلاحها به اهداف خود، غیر از انداختن آنها از بمبافکنهای آسیبپذیر، را نداشت. در سوی دیگر، آیزنهاور همواره از همکاری هستهای میان بریتانیا و آمریکا حمایت کرده بود و تلاش کرده بود تا مانع از تصویب قانون مکماهون شود.
در دیدار با مکمیلان در مارس ۱۹۵۷، آیزنهاور پیشنهاد همکاری میان بریتانیا و آمریکا در زمینه راهبرد بازدارندگی هستهای در حال شکلگیری در ناتو را مطرح کرد. او حتی در سال ۱۹۵۳ با چرچیل درباره این همکاری گفتوگو کرده بود. در سال ۱۹۵۴، علیرغم مخالفت کنگره، آیزنهاور موفق شد برخی اصلاحات را در قانون مکماهون اعمال کند تا راههایی برای بازگرداندن بریتانیا به همکاری هستهای پیدا شود.
دلیل علاقه آیزنهاور به مشارکت بریتانیا در راهبرد بازدارندگی هستهای ایالات متحده در دیدار برمودا این بود که دولت آمریکا میخواست موشکهایی با برد متوسط و کلاهک هستهای را در منطقهای نزدیک به شوروی مستقر کند و بریتانیا، با توجه به توافقات بلندمدت برای پایگاههای آمریکایی، بهترین گزینه بود.
از آنجا که منافع بریتانیا و آمریکا همسو بودند، توافق دیگری نیز در نشست برمودا حاصل شد: شصت موشک برد متوسط «تور» قرار شد در بریتانیا مستقر شود. این توافق موجب شد تا توافق چرچیل و ترومن در سال ۱۹۵۲ (که میگفت: «استفاده از این پایگاهها در مواقع اضطراری باید با تصمیم مشترک صورت گیرد»52) با سیستم کنترل مشترک یا همان «کلید دوگانه» جایگزین شود. این سیستم به این معنا بود که شلیک موشکها تنها با مجوز پرسنل بریتانیایی ممکن بود، اما کنترل کلاهکها در اختیار ایالات متحده باقی میماند.
سیستم «کلید دوگانه» به این معنا بود که هر دو طرف حق وتو در استفاده از این سلاحها داشتند و هر دو طرف از این توافق سود میبردند: آمریکا موشکهایی در تیررس شوروی داشت و بریتانیا در بازدارندگی هستهای شریک شد. پیمان برمودا تنها آغاز روابط هستهای میان آمریکا و بریتانیا بود.
تا پایان دوره ریاستجمهوری آیزنهاور، همکاری کامل هستهای بین بریتانیا و آمریکا شکل گرفته بود. با روی کار آمدن کندی در سال ۱۹۶۰، روابط دو کشور حتی نزدیکتر شد. با وجود تفاوت سنی زیاد، مکمیلان و کندی به دوستان نزدیکی تبدیل شدند. در سال ۱۹۶۱، کندی برای گفتوگوهای غیررسمی به لندن رفت و این دیدار، آغازی بر رابطهای شد که به نزدیکترین رابطه کندی با یک رهبر خارجی تبدیل شد.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

