حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
با وجود روابط نزدیک با آیزنهاور، و حتی نزدیکی بیشتر با کندی، و اعتقاد قوی به «روابط ویژه» آنگلو-آمریکایی، مکمیلان ـ درست مانند ادن ـ حاضر نبود مطیع بیچونوچرای واشنگتن باشد و هرگاه منافع بریتانیا اقتضا میکرد، موضع مستقل اتخاذ میکرد. برای مثال، در بحران کانال سوئز، او از ادن در تصمیم برای مشورت نکردن با آمریکا حمایت کرد؛ زیرا معتقد بود مشورت با آمریکا ممکن است به تسلط ایالات متحده بر منطقه کانال منجر شود.
با این حال، در دوران نخستوزیریاش، درسهای بحران سوئز همیشه در ذهن مکمیلان بود. افزون بر این، «روابط ویژه» میان بریتانیا و آمریکا هدف انتقادات فراوانی، هم در بریتانیا و هم در آمریکا، قرار گرفت و هر دو رهبر، مکمیلان و کندی، را تحت فشارهای زیادی در کشورهایشان قرار داد. در بریتانیا، بسیاری منتقد بودند که کشور به پایگاهی برای آمریکا تبدیل شده و در نتیجه، هم تحت سلطه واشنگتن قرار گرفته و هم در برابر حمله احتمالی شوروی آسیبپذیرتر شده است.
با این حال، با وجود روابط خوب میان رهبران دو کشور، همکاری دفاعی میان بریتانیا و ایالات متحده ادامه یافت. پس از جنگ جهانی دوم، بریتانیا نیز با هدف دفاع از دنیای آزاد در برابر کمونیسم، و البته با در نظر گرفتن منافع خود، نقش فعالی در مذاکرات مربوط به پیمانهای منطقهای پساجنگ ایفا کرد. این پیمانها همگی تحت چارچوب پیمان ناتو بودند؛ از جمله پیمان سیتو (SEATO) در آسیای جنوبشرقی و پیمان سنتو (CENTO) یا پیمان بغداد. افزون بر این، در جریان فرآیند استعمارزدایی، پایگاههایی در مکانهایی مانند قبرس، سنگاپور، جبلالطارق و عدن حفظ شدند و تحت این پیمانها، با ایالات متحده به اشتراک گذاشته شدند.
با وجود روابط نزدیک میان رهبران بریتانیا و آمریکا، مکمیلان همچنان به آمریکاییها بیاعتماد بود و بهدنبال بیمهای در برابر احتمال وفا نکردن ایالات متحده به تضمین هستهای ناتو (و پیمانهای تحت ناتو) میگشت. او خواهان توان هستهای مستقل بود؛ یعنی نیرویی که تحت کنترل بریتانیا و در مالکیت آن کشور باشد.
از این رو، مکمیلان وارد فرآیند مذاکراتی شد که هم در داخل کشور و هم در آمریکا با مخالفتهایی مواجه شد. وزیر دفاع کندی، رابرت مکنامارا، بهطور علنی از چنین سیاستی انتقاد کرد. با این وجود، مکمیلان فشار زیادی بر کندی وارد کرد و سرانجام، در دسامبر ۱۹۶۲، در کنفرانس ناسائو، ایالات متحده با فروش موشکهای پولاریس به بریتانیا موافقت کرد؛ موشکهایی که قرار بود از زیردریاییهای هستهای ساخت بریتانیا شلیک شوند.
در صورت بروز یک وضعیت اضطراری که فقط بریتانیا را تحت تأثیر قرار دهد، زیردریاییهای بریتانیایی میتوانستند تحت فرمان لندن عمل کنند. زیردریاییهای پولاریس از نظر آسیبپذیری کمتر از سایر سیستمهای تحویل سلاح هستهای بودند؛ افزون بر این، چون نیازی به استقرار در خاک بریتانیا نداشتند، لزوماً حمله تلافیجویانه هستهای را نیز به دنبال نداشتند.
همچنین، مکمیلان این توافق را با شرایط مالی مطلوبی بهدست آورد؛ بهطوریکه بریتانیا تنها مجبور به پرداخت سهم اندکی در زمینه تحقیق و توسعه، علاوه بر قیمت هر موشک، شد.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

