حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

اقتصادی اروپا (E.E.C.) بپیوندد. از سوی دیگر، برای بریتانیا، این تصمیم اولین گام در راستای سیاست چرچیل به شمار می‌رفت؛ چرچیل بر این باور بود که اروپا باید متحد شود، و بریتانیا، با مهارت سیاسی و دیپلماتیک خود، در رأس این اتحاد اروپای غربی قرار گیرد. البته همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، در آن زمان منافع اقتصادی نیز برای بریتانیا وجود داشت. با این حال، مهم‌ترین پیامد این اقدام، سیاسی بود. این چیزی است که رهبران همه احزاب سیاسی بریتانیا نیز به آن اذعان دارند، زمانی که می‌گویند: «ما اهداف سیاسی را، همان‌گونه که اهداف اقتصادی را، در معاهده رم می‌پذیریم.»

آمریکا خواهان پیوستن بریتانیا به E.E.C. بود تا از طریق “روابط ویژه‌”اش با بریتانیا، نفوذ خود در اروپا را تقویت کند. هرچند هر دو کشور در ظاهر در این هدف همسو بودند، اما همان‌طور که در این پژوهش نشان داده‌ام، اهداف متضادی را دنبال می‌کردند. طعنه‌آمیز آنکه، زمانی که کندی در سال ۱۹۶۱ با دوگل در پاریس دیدار کرد، تلاش کرد او را برای تسهیل ورود بریتانیا به جامعه اقتصادی اروپا متقاعد کند. این تلاش از دو جهت طنزآمیز بود: نخست، اینکه دوگل با عضویت بریتانیا مخالف بود، دقیقاً به‌دلیل روابط خاص او با آمریکا؛ بنابراین، تلاش‌های کندی در واقع بهانه‌ای مضاعف برای مخالفت دوگل فراهم کرد.54 دوم اینکه، بریتانیا قصد داشت به E.E.C. بپیوندد نه برای تقویت نفوذ آمریکا، بلکه برای گسترش نفوذ سیاسی خود.
زمانی که چرچیل از اتحاد اروپا دفاع می‌کرد، هرچند که دیگر در رأس قدرت نبود، تلاش فراوانی برای جلب مشارکت ایالات متحده در دفاع از اروپا کرد؛ سیاستی که ارنست بوین نیز به همان اندازه به آن باور داشت، همان‌طور که در فصل پنجم کتاب اشاره شده است. بریتانیا از طرح مارشال استقبال کرد، رهبری آمریکا را در آلمان غربی و برلین پذیرفت، معاهده ناتو را امضا کرد، و به ایفای نقش نظامی غالب ایالات متحده در این منطقه تن داد. در نتیجه، قدرت و سرمایه آمریکا مانع پیروزی جناح چپ شد، به‌ویژه در یونان و ایتالیا که طبقه حاکم در آستانه فروپاشی سیاسی بود، و نظام سرمایه‌داری در اروپای غربی حفظ و تثبیت شد.
چرچیل در مورد نقش آینده بریتانیا در دوران پس از جنگ جهانی دوم چنین گفت:
«وقتی به آینده کشورمان در این دنیای در حال دگرگونی می‌نگرم، وجود سه دایره بزرگ میان ملت‌های آزاد و دموکراتیک را حس می‌کنم… نخستین دایره، طبعاً کشورهای مشترک‌المنافع و امپراتوری بریتانیاست، با تمام آنچه دربر دارد. سپس جهان انگلیسی‌زبان است، که ما، کانادا، سایر قلمروها و ایالات متحده نقش مهمی در آن داریم. و در نهایت، اروپای متحد است… اگر به این سه دایره مرتبط نگاه کنید، خواهید دید که ما تنها کشوری هستیم که در هر سه دایره نقش برجسته‌ای داریم.»55
با وجود آنکه ناچار به پذیرش رهبری آمریکا شد، بریتانیا از همان ابتدا توانست بر ناتو تأثیر بگذارد تا نه‌تنها منافع آمریکا، بلکه منافع بریتانیا و حوزه نفوذ آن نیز در نظر گرفته شود. پیمان‌های منطقه‌ای مانند سیتو (S.E.A.T.O.) و سنتو (C.E.N.T.O.) که پیش‌تر بررسی کردیم، همگی با مشارکت آمریکا، و در عین حال، در جهت منافع بریتانیا نیز شکل گرفته بودند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!