حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

نتیجه‌گیری

دو جنگ جهانی، هر یک تأثیر متفاوتی بر امپراتوری بریتانیا داشتند. جنگ جهانی اول به‌عنوان شتاب‌دهنده‌ای برای رشد روزافزون امپراتوری بریتانیا عمل کرد؛ چرا که سرزمین‌های امانیِ کشورهای شکست‌خورده به قیمومیت بریتانیا درآمدند و رابطه میان بریتانیا و قلمروهای امپراتوری‌اش با بزرگ‌ترین آزمون خود مواجه شد. این همبستگی با مشارکت گسترده‌ی ملت‌های امپراتوری در تلاش جنگی بریتانیا به‌خوبی نمایان شد. تنها قلمروهای سفیدپوست (White Dominions) حدود دو و نیم میلیون سرباز به میدان نبرد فرستادند تا در کنار پنج میلیون سرباز بریتانیایی بجنگند. سایر کشورها و مستعمرات امپراتوری، مانند هند و مستعمرات آسیایی و آفریقایی، نیز نقش قابل توجهی ایفا کردند و شمار زیادی نیروی نظامی اعزام کردند تا در کنار دیگر بخش‌های امپراتوری بجنگند.
در نتیجه، قدرت امپریالیستی بریتانیا صرفاً قدرت بریتانیا به‌تنهایی نبود، بلکه نتیجه‌ی همکاری گسترده‌ی قلمروها و مشارکت‌های متنوع ملت‌های امپراتوری در پیروزی در جنگ جهانی اول بود. در حقیقت، کمیته‌ی کابینه در زمینه‌ی همکاری دفاعی، «کمیته دفاع امپراتوری» نام داشت. پس از جنگ جهانی اول، امپراتوری بریتانیا بیش از یک‌چهارم سطح خشکی‌های زمین و یک‌چهارم جمعیت جهانی را تحت پوشش خود داشت، در حالی که این میزان در دوره‌ی پیش از سال ۱۹۱۴ تنها یک‌پنجم بود.
در مقابل، تأثیر جنگ جهانی دوم نقطه عطفی در تاریخ امپراتوری بریتانیا محسوب می‌شود. بریتانیا، به همراه امپراتوری‌اش، از جنگ ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ جان سالم به در برد، اما این بقا به بهای گزافی تمام شد. دوران پس از جنگ جهانی دوم، دوره‌ای نوین و متحول بود که بریتانیا با مطالبات و فشارهایی از جهات مختلف مواجه شد.
با آنکه امپراتوری بریتانیا پس از جنگ جهانی اول گسترش یافت و این کشور بار دیگر در جبهه‌ی پیروز جنگ در برابر آلمان ظاهر شد، اما در جریان آن جنگ، یک‌ششم از ثروت خود را از دست داد. در سوی دیگر، ایالات متحده نه تنها به‌جای بدهکار، به یک کشور طلبکار بدل شد، بلکه به کشوری تبدیل شد که نیمی از کالاهای صنعتی جهان را تولید می‌کرد. این دستاورد، ناشی از جمعیت، وسعت سرزمینی و منابع طبیعی گسترده‌ای بود که آمریکا پس از استقلال به‌دست آورد، و در نهایت جایگاه برتر او را تضمین کرد.
افزون بر این، با آنکه ملت‌های امپراتوری در خلال جنگ جهانی اول همکاری قابل‌توجهی با بریتانیا داشتند، اما از اواخر قرن نوزدهم، گرایشی فزاینده به‌سوی استقلال اقتصادی و سیاسی در میان آن‌ها، به‌ویژه در استرالیا، کانادا، نیوزیلند و آفریقای جنوبی شکل گرفته بود. این روند ناشی از رشد اقتصادی این کشورها بود که در نهایت منجر به اعطای کنترل قانون‌گذاری بر امور داخلی، از جمله سیاست‌های مالی و تجاری، از سوی بریتانیا شد.
با کسب این اختیارات داخلی، قلمروهای سفیدپوست که وارد قرن بیستم شدند، خواستار کنترل بر امور خارجی خود نیز شدند. همچنین، از اواخر قرن نوزدهم، هند نیز خواستار خودمختاری بیش‌تری بود—در ابتدا در امور داخلی و سپس در سیاست خارجی—هرچند نه به اندازه‌ی کشورهایی چون استرالیا، کانادا، ایرلند، نیوزیلند و آفریقای جنوبی. خواسته‌ی هند

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!