حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
چرچیل در سخنرانی خود در فولتون میسوری در مارس ۱۹۴۶ در سفر خصوصیاش به آمریکا مطرح کرد، بهعنوان ابزاری دیپلماتیک برای بهرهگیری از قدرت نوظهور اما بیتجربه آمریکا بهمنظور پیشبرد اهداف بریتانیا به کار گرفته شد. هرچند آمریکاییها چه از نظر منش فکری و چه از منظر ریشههای تاریخی، بیگانه تلقی میشوند، اما حاکمان آنان اغلب تبار آنگلوساکسون دارند و اندیشههای سیاسی مشترکی با بریتانیا دارند. بنابراین، متقاعد کردن آنان برای پذیرش دیدگاههای بریتانیایی، به معنای غلبه این دیدگاهها در عرصه بینالمللی خواهد بود.
اگرچه اصطلاح «رابطه ویژه» برای نخستین بار توسط چرچیل به کار رفت، اما این هدف از پیش از جنگ جهانی اول در سیاست خارجی بریتانیا نهادینه شده بود. بهعنوان مثال، لرد سیسیل در سال ۱۹۱۷ به همکاران خود در کابینه ابراز داشت که حال که ایالات متحده به مسائل اروپا و جهان علاقهمند شده، خود را بهعنوان یک قدرت اثرگذار درمییابد، و لذا بریتانیا با ایجاد رابطهای نزدیک با آمریکا میتواند از این موقعیت بهرهمند گردد. گرچه سیسیل عبارتی مشابه چرچیل بهکار نبرد، اما دیدگاه او نیز بر پایه مفاهیم «زبان و میراث مشترک» استوار بود.
با این حال، در حالی که بریتانیا با ایجاد نهاد کشورهای مشترکالمنافع، تلاشی برای حفظ پیوندهای امپراتوری انجام میداد، ایالات متحده از روند استعمارزدایی حمایت میکرد. از این منظر، ممکن است ناظری چنین نتیجهگیری کند که نخبگان سیاسی بریتانیا آمریکا را بهمثابه ابرقدرتی نوظهور اما ناپخته تلقی میکردند که تنها نقطه اشتراک آن با بریتانیا، مقابله با کمونیسم بود. بیوِن، وزیر امور خارجه، همانگونه که در یادداشتی که در فصل پنجم بررسی شد، بهروشنی نشان داد، قویاً طرفدار مشارکت آمریکا در دفاع در برابر تجاوز کمونیستی بود. هرچند بریتانیا ناچار شد رهبری آمریکا را بپذیرد، اما از ابتدا موفق شد ساختار ناتو را بهگونهای شکل دهد که نه تنها منافع آمریکا، بلکه منافع بریتانیا و حوزه نفوذ آن نیز تأمین شود. (سازمانهای منطقهای مانند SEATO و CENTO که با مشارکت آمریکا تشکیل شدند، نواحیای را دربر میگرفتند که بریتانیا نیز در آنها منافع عمدهای داشت).
تا سال ۱۹۶۳، زمانی که مکمیلان از قدرت کنارهگیری کرد، بریتانیا موفق شد در چارچوب دفاع از دنیای آزاد در برابر نفوذ کمونیستی، به توافقی دفاعی با ایالات متحده دست یابد.
تاریخ استعمارزدایی—یعنی روند اعطای استقلال سیاسی به مستعمرات—را میتوان تا مبارزات استقلالطلبانه مستعمرات انگلیسی در آمریکای شمالی دنبال کرد. پس از ازدستدادن مستعمرات آمریکایی، دولت لندن تلاش کرد تا از گسستهای مشابه در دیگر نقاط جهان جلوگیری کند؛ بدینمنظور، زمینههایی برای خودگردانی فراهم ساخت و بعدها نیز وضعیت «قلمرو مستقل» (Dominion) را اعطا کرد. بدین ترتیب، امپراتوری بریتانیا با هدایت لندن شروع به تحول یافتن به «کشورهای مشترکالمنافع بریتانیا» (British Commonwealth) نمود و سرانجام، در راستای حفظ منافع بریتانیا میان سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۳، به «کشورهای مشترکالمنافع مدرن» (Modern Commonwealth) بدل شد. در قرن بیستم، این روند بیشک یکی از برجستهترین دستاوردهای سیاسی و سازگارانه نخبگان سیاسی بریتانیا به شمار میرود، که به تداوم جایگاه آنان نیز یاری رساند.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

