حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
بهعنوان فردی شناخته میشد که مانند بالدوین قادر بود نکات مثبت انتصابات خود را ببیند و منافع ملی را بر منافع حزبی ترجیح دهد.
اختلافات با نویل چمبرلین – نخستوزیر وقت – درباره سیاست خارجی، بهویژه در قبال ایتالیا، باعث استعفای ایدن شد؛ اما همین امر اعتبار او را بهعنوان فردی اصولگرا و با صداقت افزایش داد. این ویژگی بعدها نیز در بحران سوئز منعکس شد، جایی که او قائل به آن نبود که همکاری با ایالات متحده باید بر تمامی اولویتهای سیاست خارجی بریتانیا غلبه داشته باشد. در نتیجه، برخلاف عرف روابط نزدیک با آمریکا، ایدن بدون هماهنگی با این کشور و در ائتلافی با فرانسه و اسرائیل به مصر حمله نظامی کرد. اقدامی که حتی اصول چرچیل در مورد “روابط ویژه” با ایالات متحده را تضعیف کرد – چرچیل که خود خالق و مدافع این مفهوم بود، رابطه نزدیکی با ایدن داشت.
در سال ۱۹۴۰، پس از مرگ لرد لوثین – سفیر بریتانیا در ایالات متحده – هالیفاکس از وزارت خارجه استعفا داد تا به واشنگتن برود و ایدن بار دیگر وزیر خارجه شد. چرچیل عملاً او را بهعنوان جانشین خود تعیین کرده بود. در ژوئن ۱۹۴۲، زمانی که چرچیل عازم آمریکا بود، طی نامهای رسمی به پادشاه جرج ششم اعلام کرد که در صورت مرگش، ایدن باید نخستوزیر شود.
ایدن حامی سرسخت امپراتوری بریتانیا بود. در سخنرانیهایش همواره منافع امپراتوری/کشورهای مشترکالمنافع را در اولویت قرار میداد. از دهه ۱۹۳۰ با سیاست مماشات مخالفت میکرد و این موضع، در جریان بحران سوئز نیز کاملاً همخوان با شخصیت و دیدگاه او باقی ماند. او باور داشت که بریتانیا نباید در سیاست خارجی خود صرفاً تابع “روابط ویژه” با آمریکا باشد، بلکه باید بر پایه منافع ملی تصمیمگیری کند، در عین حال که در پی جلب حمایت آمریکا نیز باشد. با این حال، بیماری جسمی او در دوره نخستوزیریاش (۱۹۵۷–۱۹۵۵) به تشدید پیامدهای فاجعهبار بحران سوئز انجامید.
سلوین لوید – وزیر امور خارجه (۱۹۶۰–۱۹۵۷)
سلوین لوید پس از پایان تحصیلاتش در دانشگاه کمبریج، بهعنوان وکیل در حوزه شمالغربی بریتانیا با موفقیت فعالیت کرد. در جنگ جهانی دوم، خدمات نظامی درخشانی از خود نشان داد و در نهایت بهعنوان رئیس ستاد دومین ارتش، با درجه نسبتاً بالای “بریگادیه” (برای یک فرد غیرنظامی دائمی) به کار خود پایان داد.
او نسبتاً دیر، در چهلسالگی، وارد مجلس عوام شد. بهعنوان نمایندهای در ردیفهای پشتی، توجه آنتونی ایدن و آر. ای. باتلر را جلب کرد. باتلر او را بهعنوان معاون اصلی خود برای نگارش مانیفست انتخاباتی محافظهکاران در سال ۱۹۵۱ به بخش پژوهش حزب فراخواند. پس از پیروزی چرچیل و تشکیل دولت در اکتبر ۱۹۵۱، هر دو – ایدن و باتلر – خواستار همکاری لوید در وزارت خارجه و وزارت خزانهداری شدند.
او در دسامبر ۱۹۵۵ بهعنوان وزیر خارجه منصوب شد و نخستین چهره از نسل جدیدی بود که بر سیاست خارجی بریتانیا تأثیر گذاشت. برخلاف پیشینیان خود، ورودش به سیاست
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

