حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
بر اساس نظر بسیاری از تحلیلگران، حاکمیت در بریتانیا در مفهوم «پادشاه در پارلمان» مستقر است. این اصطلاح بیانگر ترکیب خاصی از سلطنت موروثی و نمایندگی پارلمانی است که زمینهساز شکلگیری نهادهای معاصر شده است. با این حال، تعیین محل دقیق این حاکمیت دشوار است؛ زیرا قدرت اجرایی نه در اختیار پادشاه، بلکه در اختیار نخستوزیر قرار دارد، یا بهطور دقیقتر، در اختیار کابینهی نخستوزیری است.
بریتانیا احتمالاً یکنواختترین کشور صنعتی در میان تمامی کشورهای صنعتی است. این یکنواختی ناشی از وسعت محدود این کشور است، اما تنها به این دلیل نیست؛ چراکه برخی کشورهای کوچکتر، مانند بلژیک یا سوئیس، از تنوع اجتماعی بیشتری نسبت به بریتانیا برخوردارند.17 افزون بر این، منابع تنوع اجتماعی در خود بریتانیا نیز وجود دارد، همانگونه که تقسیم این کشور به چهار بخش—انگلستان، ولز، اسکاتلند و ایرلند شمالی—نشان میدهد. آنچه بریتانیا را ظاهراً یکدست جلوه میدهد، این واقعیت است که جمعیت آن بهطور یکنواخت در این چهار منطقه توزیع نشده، بلکه عمدتاً در منطقهای کوچک متمرکز است.
در اوایل قرن نوزدهم، جمعیت انگلستان از مجموع جمعیت سه کشور دیگر بیشتر شد و یک قرن بعد، ایرلند جنوبی از بریتانیا جدا شد. در نتیجه، امروزه بیش از ۸۰٪ از کل جمعیت بریتانیا در انگلستان ساکن هستند. حتی در خود انگلستان، اگر جمعیت بهطور یکنواخت در سراسر ۵۰,۰۰۰ مایل مربع این کشور پراکنده بود، تنوع بیشتری مشاهده میشد. اما در واقعیت، تمرکز جمعیتی عمدتاً در نوار جغرافیاییای به وسعت تقریباً نیمی از مساحت کل انگلستان قرار دارد. در تمامی شهرستانهای واقع در این منطقه پرجمعیت، حدود ۳۵ میلیون نفر زندگی میکنند که معادل ۸۰٪ از کل جمعیت انگلستان و دو سوم جمعیت جزایر بریتانیاست.
تراکم جمعیت نهتنها در مرکز و جنوب شرق انگلستان بالا است، بلکه در مقیاسی که در دیگر کشورهای صنعتی مشاهده نشده، در کلانشهرهای بزرگی نیز تجمیع شده است.18 تقریباً دو پنجم مردم بریتانیا در هفت کلانشهر اصلی این کشور سکونت دارند و حدود یک پنجم جمعیت کل نیز در بزرگترین کلانشهر آن، یعنی لندن، زندگی میکند. مناطق شهری در ساختار اجتماعی بریتانیا از اهمیت بیشتری نسبت به فرانسه، ایتالیا و حتی آلمان برخوردارند.
در ناحیه مرکزی انگلستان، برتری لندن بر سایر مناطق موجب تشدید یکنواختی اجتماعی این کشور شده است. در حالی که آلمان هرگز یک پایتخت واقعی نداشته و ایتالیا دارای دو مرکز قدرت است، سلطه پاریس در فرانسه نیز نیازمند تحمیل سیاسی بوده است؛ اما لندن نه از طریق تصمیمگیریهای یک پادشاه در قرن هفدهم یا هجدهم، بلکه بهطور طبیعی و بدون چالش به عنوان پایتخت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بریتانیا تثبیت شده است. هرچند این سلطه ممکن است در برخی از مناطق حومهای کشور با نارضایتی همراه باشد، اما همچنان موقعیت بلامنازع خود را حفظ کرده است.19
نخبگان اجتماعی و سیاسی بریتانیا، بهویژه فارغالتحصیلان مدرسه ایتن (Old Etonians)، نقشی کلیدی در ساختار قدرت ایفا میکنند. این افراد نفوذی بیش از تعدادشان در دولت و سایر سازمانها دارند، چراکه ارتباطات اجتماعی گستردهتری در اختیار دارند. آنها اطلاعاتی درباره دیگر فارغالتحصیلان ایتن که در حوزههای مختلف تأثیرگذار هستند، فراهم میکنند؛ در نقش واسطه عمل میکنند و ابزار اصلی مصالحه و هماهنگی در بخشهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بریتانیا محسوب میشوند که حضور پررنگی در آن دارند.20
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

