حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
توسیدیدس در تاریخ جنگ پلوپونزی گفتوگوی معروف بین آتنیها و ملیاییها را در شانزدهمین سال جنگ با اسپارت ثبت کرده است: «هنگامی که آتنیها از دلیلشان برای تسخیر ملیا سؤال شدند، پاسخ دادند که این یک قانون طبیعت است که نیرومندان بر ضعیفان چیره شوند و همین برای توجیه آن کافی است.»3
توماس هابز نیز در لویاتان میل به تصاحب و تمایل به تملک را نخستین علت اصلی درگیریها دانسته و نوشته است: «پس در طبیعت انسان، سه علت اصلی نزاع وجود دارد: نخست، رقابت؛ دوم، بیاعتمادی؛ و سوم، افتخار. نخستین علت، انسان را برای کسب سود به تهاجم وامیدارد؛ دومی، برای امنیت؛ و سومی، برای شهرت.»4
همچنین شایان ذکر است که امپریالیسم یا استعمار را نباید صرفاً به عنوان تقابل نظامهای سیاسی مختلف، مانند سرمایهداری در برابر کمونیسم، آنگونه که مارکسیستها استدلال میکنند، در نظر گرفت؛ و نه صرفاً بخشی از «پیشرفت تاریخی به سوی استقلال و منزلت برابر همه ملتها».5 آنگونه که نهرو و سوکارنو بیان میکردند.
در واقع، امپریالیسم تنها جلوهای از «تقابل دیرینه در تاریخ بشر میان واقعیت و آرمان، میان جهانی که در آن برخی ملتها و دولتها از قدرت بیشتری برخوردارند، و جهانی که در آن همه ملتها و دولتها برابرند» است.6
این تقابل در اصل همان کشمکش میان کراتوس (قدرت) و اتوس (اخلاق) است که از آغاز تاریخ مکتوب وجود داشته است.7 آنچه در این مبارزه غیرمعمول به نظر میرسد، این است که این کشمکش ابتدا در سطح روابط بینالملل آغاز نشده، بلکه در سطح تجربه و آرمانهای فردی شکل گرفته است.
تاریخچهای کوتاه از گسترش امپراتوری بریتانیا
امپراتوری در بریتانیا در دهه 1880 توسط جوزف چمبرلین در مخالفت با گروهی به نام «لیتل انگلندری»(Little Englanders) که طرفدار سیاست انزواطلبی بودند، حمایت و تبلیغ شد. برای دفاع از دیدگاه خود، چمبرلین اظهار داشت که نفوذ رو به گسترش فرانسه و آلمان باید با گسترش نفوذ بریتانیا متعادل شود. با این حال، «خاستگاههای امپراتوری بریتانیا، همچون شکل آن، تصادفی بودند.»
پیشنیه امپراتوری بریتانیا به چندین قرن پیش از دوران چمبرلین باز میگردد.8 تنها در دهه 1880 بود که این امپراتوری به گستردهترین وسعت خود رسید. داراییهای بریتانیا در خارج از کشور به دوران نورمنها بازمیگردد، نورمنها با خود به عنوان مالکیت بر جزایر کانال و بخشهایی از فرانسه را آوردند و به زودی ایرلند را نیز تصرق کردند.
از آن زمان، قلمرو امپراتوری به طور متناوب رشد کرده بود، گاهی سرزمینهایی ار دست رفته بودند- مانند سیزده مستعمره آمریکا یا تصرفات قذیمی فرانسه در ختک اصلی آن. گاهی این سرزمینها با دیگر کشورها مبادله، واگذار یا ترک شده بودند.9 تانژیر، سیسیل، هلیگلند، جاوه، جزایر ایونی، ئ مینورکا در برهههایی همگی متعلق به بریتانیا بودند. کاستاریکا با
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

