حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
با بسیاری از ملتهای قارهای، شناخت بیشتری از جهان داشتند؛ چراکه شمار کشتیهای آنها از مجموع کشتیهای سایر کشورها بیشتر بود و خانوادهای در بریتانیا نبود که عضوی از آن برای دریانوردی، جنگ یا مهاجرت به خارج اعزام نشده باشد.
از سوی دیگر، آنان در طول سالها طبقهای نخبه و امپریالیست پدید آوردند که امپراتوری را رسالت حقیقی خود میدانست. این فرمانروایان، برآمده از نهادهایی بودند که در فصل نخست معرفی شدند، بهویژه مدارس شبانهروزی عمومی. این مدارس به افراد انضباط، بیادعایی و خویشتنداری میآموختند. در اغلب موارد، پسران از سنین پایین تجربه فرماندهی را کسب میکردند. اعضای طبقه حاکم امپراتوری «مستقیماً از وجود امپراتوری سود میبردند ــ از طریق اشتغال، سود سهام و دیگر مزایا».14
این دستاوردها و غرور حاصل از آنها در طول سالیان متمادی شکل گرفته بود، اما در قرن نوزدهم بود که این روند بیشترین رشد را تجربه کرد و به اوج خود رسید. با این حال، در اواخر این قرن، فرانسه و آلمان بهعنوان تهدیدهای بالقوهای برای منافع بریتانیا تلقی میشدند. از همین رو، چمبرلین سیاستی را بهطور رسمی مطرح کرد که هم از منافع بریتانیا حفاظت میکرد و هم درهای دستیابی به بازارهای جدید را برای پاسخگویی به نیازهای توسعه داخلی باز نگه میداشت.
بین دهه ۱۸۸۰ تا ۱۹۳۰، قدرت امپراتوری بریتانیا در اوج خود قرار داشت. در دهههای منتهی به جنگ ۱۹۱۸–۱۹۱۴، وسعت امپراتوری همچنان در حال گسترش بود، زیرا قلمروهای جدیدی در سراسر جهان، عموماً با سهولت چشمگیر، به آن افزوده میشدند. معاهدههایی که صلح پس از آن جنگ را تنظیم کردند، امپراتوری را به گستردهترین حالت خود رساندند، چرا که سرزمینهای قیمومتیای که پیشتر متعلق به کشورهای شکستخورده بودند، به قیمومت بریتانیا واگذار شدند.15
امپراتوری بریتانیا بیش از یکچهارم از سطح خشکیهای جهان را در بر میگرفت و یکچهارم از جمعیت بشری را در خود جای داده بود. پرچم بریتانیا در هر اقلیم و بر فراز هر قارهای به اهتزاز درآمده بود. منابع انسانی و مادی این امپراتوری از آنچه در امپراتوری روم باستان یا اسپانیای سده شانزدهم وجود داشت، فراتر میرفت؛ همانگونه که نسبت به امپراتوریهای معاصر فرانسه، هلند یا آلمان نیز بهمراتب گستردهتر بود.
میتوان گفت که در برخی جهات، امپراتوری اساساً بریتانیایی نبود. تنها حدود ۱۲ درصد از جمعیت آن اروپایی بودند، چه برسد به بریتانیایی. رایجترین ادیان در این امپراتوری، هندوئیسم و اسلام بودند، نه مسیحیت. اداره بریتانیا بهسختی به نواحی دورافتاده برخی از مستعمرات جدیدتر در آفریقا یا اقیانوسیه نفوذ کرده بود. با این حال، بریتانیاییها در حال حک کردن نشانهای مشخص – هرچند گاه کمرنگ – بر این مجموعه وسیع از سرزمینها و مردم بودند.16 آنها نیروی انسانی اداری و بخش عمدهای از سرمایهگذاری را فراهم میکردند، چنانکه در تجارت امپراتوری نیز دست بالا را داشتند. اجزای امپراتوری با زبان انگلیسی، رویههای قانونی و قانون اساسی انگلیسی، معیارهای آموزشی انگلیسی و نهاد سلطنت بریتانیا به یکدیگر پیوند خورده بودند. تمام ظرفیت دیپلماتیک بریتانیا میتوانست در خدمت امپراتوری قرار گیرد. نیروی دریایی سلطنتی که در شکلگیری امپراتوری نقش داشت و همراه با آن رشد کرده بود، بر دریاهای آزاد گشت میزد. علاوه بر تنوع در ویژگیهای انسانی و جغرافیایی
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

