حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
مستعمرات، زودتر بهصورت جداگانه اتخاذ شده بود. برای نمونه، کانادا که قصد داشت پایگاهی امن برای صنایع در حال رشد خود فراهم کند، تعرفههای حمایتی وضع کرد؛ اما پس از سال ۱۸۹۷، تعرفهای ترجیحی تنظیم نمود تا کالاهای بریتانیایی و سایر محصولات مستعمراتی بتوانند با نرخ ارزانتری نسبت به کالاهای خارجی وارد شوند. این رویکرد به دیگر مستعمرات نیز گسترش یافت.
در نهایت، بریتانیا نیز تسلیم شد و پس از سال ۱۹۳۲، توافقنامههای تجاری دوجانبهای با کشورهای مختلف امپراتوری منعقد کرد که در آنها ترجیحات تعرفهای متقابل اعمال میشد. هدف از این اقدام، تقویت تجارت درونامپراتوری در حوزههایی چون مواد غذایی، مواد اولیه و کالاهای تولیدی بود؛ آن هم به بهای کاهش مزیت رقابتی کالاهای خارجی.
با این وجود، هرگز قرار نبود که امپراتوری به یک بلوک تجاری بسته و انحصاری تبدیل شود؛ چرا که چنین چیزی غیرممکن بود. همهی کشورها، اعم از بریتانیا و مستعمرات، به تجارت خارجی نیاز داشتند. اما روند غالب این بود که، حداقل بهطور موقت، برخی از روابط تجاری نزدیکتری که از اوایل قرن بیستم میان بریتانیا و اعضای مختلف امپراتوری شکل گرفته بودند، تقویت شوند. نشست اتاوا در سال ۱۹۳۲ این روند را از دیدگاه رسمی بریتانیا تأیید و تثبیت کرد.
پیوندهای اقتصادی بین بریتانیا و کشورهای امپراتوری، در پی افزایش رقابت از سوی قدرتهای خارجی، کاملاً قابل پیشبینی بود. در واقع، این نزدیکی بیشتر از سوی بریتانیا شکل گرفت؛ چرا که این کشور واردات کمتری از کشورهای خارجی داشت و صادرات بیشتری به امپراتوری انجام میداد.22
کشورهای عضو امپراتوری، از طرف خود، همچنان از داشتن بازاری آماده در بریتانیا برای محصولاتشان رضایت داشتند، اما بسیاری از قلمروهای خودگردان (Dominions) به دنبال فرصتهای جدید بازار بودند و همچنین بخش فزایندهای از کالاهای صنعتی خود را نه از بریتانیا، بلکه از سایر کشورها تأمین میکردند. مستعمرات ضعیفتر، البته، همچنان به شدت به بریتانیا وابسته باقی ماندند.
در مورد واردات بریتانیا، چهار دهه نخست قرن بیستم، پس از ثبات نسبی قرن نوزدهم، شاهد چرخش محسوسی به سمت امپراتوری بود. هرچند تأمینکنندگان خارجی (به رهبری ایالات متحده) همچنان جایگاه برتری داشتند، اما روندی کاهشی را طی میکردند.23
علاوه بر آهن و زغالسنگ، فلزاتی مانند مس، سرب، روی و قلع نیز ارزش فزایندهای یافتند و بار دیگر امپراتوری منبعی غنی از ثروت برای قرن بیستم شد. اما از آنجا که بریتانیا پیش از جنگ جهانی اول نتوانسته بود از بخشی از این منابع بهرهبرداری کند، بلژیک و آلمان به خرید کنسانترههای سرب و روی استرالیا و ایالات متحده به خرید نیکل کانادا پرداختند. آلمان همچنین ذخایر تنگستن در برمه، استرالیا و مالایا را فرآوری میکرد.
جنگ جهانی اول غفلت بریتانیا در این زمینه را بهوضوح آشکار ساخت، و در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، صنعتگران بریتانیایی بهطور فزایندهای مستقیماً از تولیدکنندگان مستعمراتی خرید میکردند، نه از واسطههای آلمانی و دیگر کشورها. همچنین بریتانیاییها در بهرهبرداری از منابع امپراتوری فعالتر شدند؛ برای نمونه در استخراج مس در رودزیای شمالی.
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

