حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

مستعمراتی را به‌دست آورده بودند، مسئله آینده سیاسی امپراتوری بیش از پیش مطرح شد. یکی از راه‌حل‌ها این بود که صفوف بسته شود و مستعمرات گوناگون تحت کنترل متمرکزتری از لندن درآیند؛ اما این موضوع برای مستعمراتی که از پیش دارای حکومت مسئول بودند، جذابیتی نداشت.
در عوض، ایده‌ای که بیشتر مورد توجه قرار گرفت، اتحاد امپریالی بزرگ بود که توسط «انجمن اتحاد امپراتوری» ترویج می‌شد. مجموعه‌ای از کنفرانس‌های مستعمراتی و امپریالی، که از سال ۱۸۸۷ آغاز و تا قرن بیستم ادامه داشت، نقش بسزایی در تقویت احساسات امپریالیستی به شیوه‌ای غیررسمی و آزاد ایفا کردند. در این نشست‌ها، گلایه‌های امپریالی می‌توانست مطرح شود و طرح‌هایی برای همکاری بررسی شود؛ موفقیت‌هایی در زمینه برنامه‌ریزی دفاعی حاصل شد، اما از تنظیم برنامه‌های دقیق برای اتحاد اقتصادی یا سیاسی پرهیز شد و کنترل متمرکز و دیوان‌سالارانه سنگین کنار گذاشته شد.
این کنفرانس‌ها وسیله‌ای ایده‌آل برای ارتباط و همکاری بودند، نه برای اعمال کنترل. رهبران مستعمرات نمی‌خواستند استقلالی را که تا آن زمان به‌دست آورده بودند، از دست بدهند. در میانه قرن نوزدهم، مستعمرات کانادا و استرالیا کنترل قانون‌گذاری در امور داخلی نظیر سیاست‌های مالیاتی، تجاری و زمین‌های دولتی را به‌دست آورده بودند؛ این روند بعداً در مستعمرات آفریقای جنوبی نیز دنبال شد.
گام‌های بعدی شامل افزایش کنترل بر سیاست خارجی، کاهش اختیارات ذخیره‌ای پارلمان عالی بریتانیا (مثلاً باطل کردن قوانین مستعمراتی مغایر) و گرفتن حق نهایی در تدوین قانون اساسی بود. احساسات استقلال‌طلبانه و ملی‌گرایانه رو به افزایش بود. از استعاره «رسیدن نوجوان به بلوغ» استفاده می‌شد، چرا که رهبران دومینیون‌ها معتقد بودند به بلوغ سیاسی رسیده‌اند و دیگر نیازی به تأیید نهایی بریتانیا برای تصمیمات خود ندارند.
رشد اقتصادهای این کشورها در قرن بیستم به روند ملی‌گرایی دامن زد. دومینیون‌های چهارگانه از پیش صادرات قوی در محصولات اولیه داشتند. برای مثال، در کانادا صنعتی‌سازی و بهره‌برداری از معادن با سرعتی زیاد در حال پیشرفت بود. این روند با دو جنگ جهانی بیشتر شدت گرفت؛ روندی که در استرالیا، نیوزیلند و آفریقای جنوبی نیز، هرچند با صنعتی‌سازی کمتر، تکرار شد.
رشد جمعیت این اقتصادهای در حال شکوفایی را تقویت کرد. کانادا، و سپس استرالیا، رشد چشم‌گیری در جمعیت نشان دادند و به مقصد اصلی مهاجران بریتانیایی بدل شدند. در واقع، در زمینه مهاجرت، پیوندهای امپریالی در نیمه نخست قرن بیستم کاملاً تأیید شد و جذابیت ایالات متحده شکسته شد. «بین سال‌های ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۴، کانادا ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ و استرالیا ۵۰۰٬۰۰۰ نفر از مجموع ۴٬۷۰۰٬۰۰۰ مهاجر بریتانیایی را جذب کردند.»28
با این حال، ارقام زیر نشان می‌دهند که ایالات متحده پیش از آن چه سلطه‌ای در جذب مهاجران بریتانیایی داشت: «بین سال‌های ۱۸۱۲ تا ۱۹۱۴، ۱۳٬۶۰۰٬۰۰۰ بریتانیایی به ایالات متحده مهاجرت کردند، در حالی که تنها ۳٬۸۰۰٬۰۰۰ نفر به آمریکای شمالی بریتانیا (که تعدادی از آن‌ها بعدها به ایالات متحده رفتند)، ۲٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر به استرالیا، و ۷۰۰٬۰۰۰ نفر به آفریقای جنوبی مهاجرت کردند.»29

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!