حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
این توسعه در سال 1931 با تصویب “قانون وستمینستر” به طور رسمی به تایید رسید، که قلمروها را به عنوان اعضای جامعه بریتانیا و ملتها دستهبندی کرد. اما حتی پس از آن رویداد، تمام کشورهای قلمروها هنوز تمامی حقوق خود را در سیاست خارجی، مانند نمایندگی دیپلماتیک، به طور کامل اعمال نمیکردند.
ایده “کشورهای مشترکالمنافع” به تدریج به عنوان پاسخی سیاسی برای امپراتوری بالغشده شکل میگرفت. مستعمرات میتوانستند استقلال کسب کنند بدون اینکه کاملاً از میراث امپراتوری خود جدا شوند. ملیگرایی مستعمراتی میتوانست به گونهای تامین شود که وحدت امپراتوری هرگز قادر به انجام آن نبود. جنبههایی از ایده جامعهالمنافع از حداقل قرن هجدهم در حال شکلگیری بود. در قرن بعد، “انگلستان کوچکها” نوعی ساختار جامعهالمنافع را مد نظر داشتند که در آن مستعمرات میتوانستند آزادانه با بریتانیا همکاری و همپیمان شوند.
در قرن بیستم، گسترش مفهوم “قلمرو” برای مستعمرات خودگردان یکی از نشانههای روح کشورهای مشترکالمنافع شد. ایجاد بخش “قلمروها” در دفتر مستعمرات در سال 1907 نشانهای از این روند بود. با این حال، بلوغ سیاسی قلمروها به ویژه در تایید قدرت کامل آنها در امور خارجی – مانند بستن پیمانها، داشتن نمایندگی دیپلماتیک، اعلام جنگ و صلح، و به طور خلاصه تدوین سیاست خارجی مستقل از نیازهای بریتانیا – خود را نشان داد. کانادا در این امور پیشرو بود. از سال 1871، این کشور در بستن پیمانها مشارکت داشت. تا دهه 1920، قلمروها موضعی به طور فزاینده مستقل در امور خارجی اتخاذ کردند، از جمله خودداری از پیوستن به درخواست بریتانیا در سال 1932 و به طور کلی اتخاذ دیدگاه نسبتاً جزیرهای در مسائل بینالمللی.
در سال 1939، ورود به جنگ نشاندهنده وضعیت فردی قلمروها بود. اکنون دیگر وحدت امپراتوری در مسائل سیاست خارجی یا دفاعی وجود نداشت. ایرلند که در سال 1922 به عنوان دولت آزاد ایرلند به قلمروها پیوسته بود، مسیر خود را پیش گرفت و بیطرفی اعلام کرد. در آفریقای جنوبی بحث شدیدی در مورد ورود به جنگ وجود داشت. از سوی دیگر، در استرالیا و نیوزیلند، پیوندهای عاطفی قویتری با بریتانیا باعث پیچیدگی مسئله شد. سیاستمداران در آنجا از تعهد خودکار صحبت میکردند و در هر صورت، ترتیبات دفاعی آنها شامل همکاری نزدیک با بریتانیا بود.
در مقایسه با استرالیا و نیوزیلند که در نشان دادن استقلال کامل خود در مسائل خارجی و دفاعی کند بودند، در طول دهههای 1920 و 1930، کانادا، آفریقای جنوبی و ایرلند به پیشرفت در این زمینهها ادامه دادند و تا سال 1939، پیش از دیگران، نمایندگیهای دیپلماتیک در کشورهای خارجی تاسیس کرده بودند. استرالیا و نیوزیلند هنوز آسیبپذیرتر به حملات خارجی بودند و بنابراین به طور طبیعی احساس نیاز بیشتری به حفاظت از سوی قدرتهای بزرگ داشتند. تا زمانی که ژاپن از اقیانوس آرام عبور کرد و سقوط سنگاپور این باور را که تحت حفاظت بریتانیا هستند، از بین برد، بریتانیا به عنوان یک قدرت محافظ برای آنها عمل میکرد. در این زمان، وابستگی سریعاً به قدرت بزرگ دیگری، یعنی ایالات متحده، منتقل شد.
انجام جنگ بین سالهای 1939 تا 1945 نشان داد که روح استقلال از زمان جنگهای 1914-1918 چقدر رشد کرده است. اکنون با هر قلمرو که کنترل کامل بر سیاست خارجی و نیروهای دفاعی خود داشت، هیچگونه کابینه جنگی امپراتوری وجود نداشت. با این حال، روحیه
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

