حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

گرفته شده بود تا آنها به حدی از مهارت سیاسی برسند که قادر به حکمرانی بر خود به رضایت بریتانیا باشند. شروع این مسیر در سال 1882 با دستور لرد ریپون برای ایجاد اکثریت انتخابی در هیئت‌های شهری محلی (خودگردانی محلی) آغاز شد، اما گسترش‌های سیاسی در سطوح بالاتر دولت به طور کندتری انجام می‌شد. برای مثال، نمایندگان هندی به طور غیرمستقیم به مجالس ایالتی و مرکزی در سال 1892 انتخاب شدند. در سطح اجرایی، هندی‌ها به شورای هند و شورای اجرایی وiceroy در سال‌های 1907 و 1909 به ترتیب منصوب شدند. گسترش‌های بیشتری از اصل انتخاباتی در سال 1909 انجام شد، اما دولت بریتانیا چنین امتیازات سیاسی را بسیار دیر ایجاد کرد تا بتواند تقاضای خودگردانی که تعداد فزاینده‌ای از ملی‌گرایان هندی مطرح می‌کردند، را برآورده کند.
اگرچه دولت بریتانیا همچنان بر اصل «مشارکت در قدرت» پافشاری می‌کرد – به‌ویژه در سطح ایالتی که اقتدار می‌بایست میان مقامات بریتانیایی و نمایندگان منتخب هندی تقسیم شود – در سال ۱۹۱۹ اختیارات سیاسی بیشتری به هندی‌ها واگذار شد. در این مقطع، هندی‌ها که در تلاش‌های جنگی بریتانیا مشارکت کرده بودند و پس از شنیدن مباحث گسترده درباره «حق تعیین سرنوشت ملی» در کنفرانس ورسای در پاریس، خواستار جایگاهی برابر با کشورهای مشترک‌المنافع بودند.
سرکوب بریتانیا، همچون واقعه آمریتسار در سال ۱۹۱۹ که صدها تن از هندی‌ها در آن به ضرب گلوله کشته شدند، تنها بر آتش نارضایتی عمومی دامن زد. مهاتما گاندی با رهبری جنبش عدم همکاری و طرح‌های نافرمانی مدنی، تلاش‌های حکومت بریتانیا را به چالش کشید. دولت بریتانیا در سال ۱۹۳۵ امتیازات بیشتری اعطا کرد، اما این اقدامات نیز برای پاسخ‌گویی به خواسته‌های سیاسی هندی‌ها کافی نبود. موقعیتی مشابه کشورهای مهاجرنشین سفیدپوست تنها وعده داده شد، در حالی که هندی‌ها معتقد بودند که این جایگاه باید بلافاصله به اجرا گذاشته شود.
با این حال، دولت بریتانیا توانست در برابر مخالفت سازمان‌یافته ملی‌گرایان هندی مقاومت کند، گرچه مطالبات برای استقلال در طول قرن بیستم رو به فزونی گذاشته بود. بریتانیا با وعده‌ دادن نمایندگی جداگانه به مسلمانان و سایر گروه‌ها، موفق شد روند استقلال را به تعویق اندازد، زیرا همکاری کامل بین هندوها و مسلمانان در پیگیری قدرت سیاسی حاصل نمی‌شد.
با وجود این اختلافات، هندی‌ها حضور بریتانیا را در کشور خود دشوار ساخته بودند. تلاش‌های ملی‌گرایانه آنان مسیر توسعه سیاسی را سریع‌تر از آنچه اغلب مقامات بریتانیایی تصور می‌کردند، به پیش برد. هندی‌ها به‌صراحت اعلام می‌کردند که آنان نیز توانایی رسیدن به بلوغ کامل سیاسی، هم‌سطح با مهاجرنشینان سفیدپوست کشورهای مشترک‌المنافع، را دارند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!