حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
در پی این تحول، در فاصلهی سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۸، چهارده کشور جدید در دیگر نقاط آفریقا پا به عرصه وجود گذاشتند. با این حال، در مناطقی نظیر سه قلمرو تحت کمیساریای عالی بریتانیا—بچوانالند (Bechuanaland)، باسوتولند (Basutoland) و سوازیلند (Swaziland)—و همچنین در زنگبار و سومالیلند، که در آنها حاکمیت بریتانیا نسبتاً محدود بود، هیچگونه آمادگی سیاسی خاصی برای مردم بومی در نظر گرفته نشده بود.
در دهه ۱۹۴۰، تحولات سیاسی هند غربی که در قرن نوزدهم به شدت متنوع بود، از سر گرفته شد. «اصل انتخاباتی به تدریج به مستعمراتی که در سالهای پیشین آن را از دست داده بودند، بازگردانده شد و در جاهایی مانند جامائیکا و باربادوس که پیش از این درجهای از انتخابات وجود داشت، گسترش یافت.»7 در سال ۱۹۴۴، یک مجلس تحتانی که تمام اعضای آن از طریق رأیگیری عمومی انتخاب میشدند و اختیاراتی از خودمختاری داخلی را اعمال میکردند، به جامائیکا داده شد. این روند در اواخر دهه ۱۹۵۰ گسترش یافت. جامائیکا و ترینیداد و توباگو در سال ۱۹۶۲ به استقلال رسیدند. بهزودی پس از آن، گیانا بریتانیایی و باربادوس در سال ۱۹۶۶ استقلال خود را به دست آوردند. سپس باهاما در سال ۱۹۷۳ و گرانادا در سال ۱۹۷۴ به استقلال رسیدند. برخی جزایر کوچک بودند که تمایلی به زندگی مستقل نداشتند. بنابراین، در حالی که در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ از مراحل مختلف برگزاری انتخابات دموکراتیک و خودمختاری داخلی عبور کردند، همچنان تصمیم به اتکا به بریتانیا برای امور دفاعی و خارجی داشتند. «در سال ۱۹۶۷ این ترتیبات روشن شد که طبق آن آنتیگوا، دومینیکا، سنت کریستوفر، نویس، آنگویلا، سنت لوسیا و سنت وینسنت وضعیت ارتباطی با بریتانیا را پذیرفتند.»8
در اقیانوس آرام، به استثنای ساموای غربی، تحولات سیاسی در بیشتر سرزمینها در قرن بیستم به کندی پیش رفت. «نیوزیلند این سرزمین را در سال ۱۹۲۰ بهعنوان یک مأموریت از سوی جامعه ملل بهدست آورد و بلافاصله بعد از آن، جنبش ملیگرایان در میان سامواییها در حال رشد بود. در سال ۱۹۴۷، دولت نیوزیلند شروع به واکنش نشان دادن کرد و یک مجلس قانونگذاری منتخب ایجاد کرد، که این اقدام بهعنوان یک گام زودهنگام در تاریخ فرآیند استعمارزدایی بهشمار میرود.»9 استقلال کامل در سال ۱۹۶۲ به آن داده شد. جزایر کوک همزمان توسط نیوزیلند برای حداکثر کنترل محلی که مردم میخواستند آماده میشدند.
این امر در سال ۱۹۶۵ به اعطای خودگردانی داخلی کامل منتهی شد، با ادامه ارتباط با نیوزیلند؛ مردم جزایر احساس میکردند که استقلال کامل برای وضعیت آنان مناسب نیست. در سال ۱۹۶۸ استقلال به سرزمین دیگری به نام نائورو داده شد. در فیجی، تفاوتهای تلخ قومی بین اکثریت مهاجران هندی و اقلیت بومی فیجیایی، فرآیند توسعه سیاسی را کند کرد. با این حال، مجموعهای از مذاکرات در دهه ۱۹۶۰ باعث شد که بریتانیا فیجی را برای استقلال آماده کند که در سال ۱۹۷۰ به آن اعطا شد. تونگا نیز در همان سال رابطه دولت محافظتشده خود با بریتانیا را قطع کرد.
پاپوآ گینه نو، بزرگترین سرزمینهای اقیانوس آرام، اجازه داده شده بود که روند تحولی سیاسی بسیار آهستهای را طی کند. دلیل این امر این بود که «حتی در دهه ۱۹۵۰، بخشهایی از مناطق کوهستانی هنوز برای اولینبار تحت کنترل سفیدپوستان قرار میگرفت؛ بنابراین، مقامات استرالیایی سیاستهای توسعه آهسته و سرپرستانهای را پیگرفتند. کشتار خونین کنگو
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

