حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حتی نزدیک شدن به آنچه که به بحران بزرگ دهه ۱۸۷۰ معروف است، تغییراتی در نگرش نخبگان سیاسی ایجاد نکرد. تمامی لیبرال‌ها و بیشتر محافظه‌کاران خود را متقاعد کرده بودند که تجارت آزاد بهترین است؛ و حتی اگر محافظه‌کاران محاسبه‌گرتر، مانند لرد راندولف چرچیل، با دقت به تحرکات تجارت عادلانه نگاه می‌کردند، او به زودی به این نتیجه رسید که حمایت از تعرفه‌ها یک شکست انتخاباتی است. بسیاری از بخش‌های اقتصادی آن را به عنوان چالشی برای قانون طبیعت می‌دیدند.
بخش‌های مختلف اقتصادی به‌قدری بازار جهانی را مهم می‌دانستند که هرگونه تلاش برای بازگشت به تعرفه‌های بالا از سوی نخبگان سیاسی و سردبیران روزنامه‌ها با مخالفت جدی روبرو می‌شد. با این حال، می‌توان گفت که به نوعی افول بریتانیا اجتناب‌ناپذیر بود. این امر به این دلیل است که همیشه باید به خاطر داشت که “کشورهای دیگر نمی‌مانند که به‌طور دائمی تحت تأثیر آثار منفی جنگ‌های قرن هجدهم عقب بمانند یا دائماً ضعیف بمانند به دلیل درگیری‌های داخلی. همچنین غیرمنتظره بود که بریتانیا برای همیشه تنها یا حتی بزرگ‌ترین کشور صنعتی باقی بماند زمانی که کشورهای دیگر با جمعیت بیشتر و منابع بیشتر همان مسیر را طی می‌کنند.”22 همان‌طور که پروفسور متیاس گفته است، “وقتی نصف یک قاره شروع به توسعه می‌کند، می‌تواند بیش از یک جزیره کوچک تولید کند.”23
در اطراف تغییر قرن، شواهد افول بریتانیا بیشتر نمایان شد. به‌عنوان مثال، در سال ۱۸۷۰، بریتانیا هنوز ۳۲٪ از ظرفیت تولید صنعتی جهان را در اختیار داشت، این مقدار تا سال ۱۹۱۰ به ۱۵٪ کاهش یافت؛ و در حالی که سهم بریتانیا از تجارت جهانی در سال ۱۸۷۰ معادل ۲۵٪ بود، تا سال ۱۹۱۳ این میزان به ۱۴٪ کاهش یافت.
با این حال، همان‌گونه که پیش‌تر نیز گفته شد، نخبگان سیاسی معمولاً خود را به شکل عمیق و مستقیم با روندهای اقتصادی درگیر نمی‌کردند. نگرانی‌های آنان عمدتاً نه از تحلیل‌های اقتصادی، بلکه از احساسات شوک و نگرانی ناشی از چالش‌های سیاسی ناشی می‌شد؛ چالش‌هایی نظیر تصاحب مستعمرات از سوی قدرت‌های دیگر یا شتاب فزاینده در ساخت ناوهای جنگی توسط رقبای خارجی. با این حال، قدرت نظامی-سیاسی و ثروت صنعتی به‌شدت در هم تنیده‌اند. سردبیر مشهور روزنامه The Observer، جی. ال. گاروین، این رابطه را چنین توصیف کرده است: «قدرت، مفهومی نسبی است، و این قدرت در نهایت وابسته به منابع یک ملت و کارآمدی صنعتی آن است.» بنابراین، اگر دوره‌ی ۱۸۷۰ تا ۱۹۱۰ شاهد تغییر تدریجی نسبت برتری دو برابری بریتانیا نسبت به آلمان در تولید سالانه فولاد به شرایطی بود که در آن آلمان بیش از دو برابر بریتانیا فولاد تولید می‌کرد، جای تعجب نبود که بریتانیا در عرصه‌ی سیاست قدرت، تحت فشار فزاینده‌ی آلمان قرار گیرد.24
با کاهش تدریجی سلطه بریتانیا بر تولید صنعتی و تجارت جهانی، این کشور به‌طور فزاینده‌ای با دشواری‌هایی در تأمین هزینه‌های لازم برای نگهداری نیروی نظامی در سطحی که بتواند ارتباطات دریایی بریتانیا را محافظت کرده و با نیروهای دشمنان سیاسی مقابله کند، مواجه شد. «بارزترین ویژگی صلح بریتانیایی پس از ۱۸۱۵، ارزانی آن بود.» به‌جز چند دوره‌ی کوتاه از ترس و بحران، بودجه نیروی دریایی در سال‌های ابتدایی و میانی سلطنت ملکه ویکتوریا به‌طور متوسط حدود ۷ تا ۸ میلیون پوند در سال بود—رقمی که به‌عنوان یک بیمه‌نامه معقول برای حفظ موقعیت بی‌همتای جهانی آن زمان تلقی می‌شد. ارتش اگرچه کمی پرهزینه‌تر بود (در سال ۱۸۷۰ حدود ۱۳.۴ میلیون پوند در مقابل ۹.۸ میلیون پوند برای

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!