حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
چرچیل به استالین اعتماد داشت. این بدان معنا بود که نه روسیه و نه ایالات متحده، خود را موظف به حفظ امپراتوری بریتانیا نمیدانستند.»42 همچنین، موضع ضد استعماری ایالات متحده به فشار مضاعفی بر امپراتوری بریتانیا بدل شد.
ضد استعمارگرایی ایالات متحده و فرآیند استعمارزدایی امپراتوری بریتانیا
اولین مرحله از گسترش ایالات متحده بدون درگیری در جنگهای بزرگ صورت گرفت. آمریکا در قاره خود رقیب جدیای نداشت و در نتیجه بهسرعت توانست مناطق داخلی و غربی را تحت کنترل درآورد. این کشور خیلی زود حضور خود را در بیرون از قاره نیز تثبیت کرد: در لیبریا (1820)، ژاپن (1854)، و چین (1859)؛ و تا پایان قرن نوزدهم، سلطه اقتصادی خود را بر قاره آمریکا تحکیم بخشید و در اقیانوس آرام تا فیلیپین نفوذ یافت.
«تا پیش از جنگ کره، ایالات متحده تنها پیروزیهای کامل و موفقیتهای تمامعیاری را تجربه کرده بود: فتح غرب، خرید سرزمین از قدرتهای خارجی (مانند آلاسکا در 1867)، و جنگهایی علیه مکزیک و اسپانیا. حتی دخالتهای آمریکا در جنگهای جهانی اول (1917) و دوم (1941) نیز در شرایطی انجام گرفت که این کشور به واسطه موقعیت جغرافیاییاش از خطرهای مستقیم در امان بود.»43
ایالات متحده، بهعنوان کشوری که به عدم وجود رقیب و مستعمرههای خود میبالید، در طول تاریخ خود هیچگاه تصوری واقعی از روابط بیندولتی نداشته است. «بدون اینکه واقعیاتی که از مبارزات مداوم برای بقای ملی ناشی میشود را تجربه کرده باشد، ایالات متحده به یک قدرت جهانی بدل شد که تاریخچهای کاملاً متفاوت از کشورهای اروپایی داشت.»44
علاوه بر این، آمریکاییها در فضایی پرورش یافته بودند که در آن نسبت به ذات امپریالیسم بدبین بودند، خواه از نسل انقلابیون آمریکایی یا پناهندگان از رژیمهای سرکوبگر اروپایی. بنابراین، برخلاف بریتانیاییها که در سده گذشته خود را شایسته مداخله در مسائل بردهداری میدانستند، آمریکاییها خود را موظف به رهبری راهی بهسوی خودمختاری جهانی میدیدند. به عبارت دیگر، اگر آمریکا در امور کشورهای دیگر دخالت میکند، هدف آن آزادی آن کشورها از سلطه دیگر دولتهاست.
نتیجتاً، «آمریکاییها بهطور قطع قصد نداشتند از امپراتوری بریتانیا پس از جنگ حمایت کنند، هرچند که رابطه خاص نیز برقرار بود. روزولت خود یکی از منتقدان سرسخت امپراتوری بریتانیا بود – او یکبار گفته بود که ‘بریتانیا حتی اگر تنها یک سنگ یا یک دنباله ماسهای باشد، هرجایی که بتواند زمین تصرف میکند.’»45 بهعنوان مثال، «از اوایل سال 1942 روزولت به چرچیل پیشنهاد میداد که هند بلافاصله وضعیت یک دولت خودمختار را دریافت کند، با آزادی برای جدایی از امپراتوری بهطور کلی.»46
اما این در زمستان و بهار ۱۹۴۳ بود که برای بریتانیاییها روشن شد که استقلال مستعمراتی هدف صریح ایالات متحده است. از میان چندین بحثی که آنتونی ایدن، وزیر امور خارجه بریتانیا، با مقامات آمریکایی داشت، یکی از آنها ایدههای پیچیده رئیسجمهور روزولت
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

