حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

را برای سازماندهی مجدد مستعمرات برملا ساخت. روزولت و وزیر امور خارجه بریتانیا در تاریخ ۲۷ مارس ۱۹۴۳ دیداری داشتند تا ساختار سازمان بین‌المللی پس از جنگ را مورد بحث قرار دهند. در این ملاقات، روزولت بر اهمیت چین به‌عنوان یکی از اعضای چهارگانه بنیان‌گذار تأکید کرد. این موضوع موجب بحث درباره آینده خاور دور شد. این بحث شامل سرنوشت جزایر تحت قیمومیت ژاپن نیز می‌شد. ایدن به چرچیل گزارش داد: «در خاور دور سیاست باید این‌گونه باشد: “ژاپن برای ژاپنی‌ها، منچوری و فورموزا به چین بازگردانده شود و ساکالین جنوبی به روسیه.”»47
ایده‌های روزولت درباره امپراتوری بریتانیا به‌ویژه در سفرش به آفریقا آشکار شد. وقتی او به مراکش سفر کرد تا در کنفرانس کازابلانکا شرکت کند، در مورد مشاهده استثمار مستعمرات چنین سخن گفت:
«[سیستم مستعمراتی به معنای جنگ است. منابع هند، برمه، جاوا را استثمار کن؛ تمام ثروت این کشورها را بیرون بیاور، اما هیچ‌چیز به آن‌ها باز نده، چیزهایی مثل آموزش، استاندارد زندگی شایسته، حداقل نیازهای بهداشتی. تمام چیزی که می‌کنی این است که نوعی مشکل ذخیره می‌کنی که منجر به جنگ می‌شود.»48
سپس او ادامه داد و درباره استثمار امپریالیسم بریتانیا در گامبیا چنین صحبت کرد:
«…در حدود ساعت هشت و نیم صبح، ما از طریق باثورست به سوی میدان هوایی حرکت کردیم. بومی‌ها تازه به سر کار می‌رفتند. پاره‌پاره… چهره‌های افسرده… به ما گفتند که بومی‌ها حوالی ظهر، زمانی که خورشید شبنم و سرمای هوا را از بین ببرد، خوشحال‌تر به نظر می‌رسند. به من گفتند که دستمزد معمول این مردان یک شلینگ و نه پنس است. یک شلینگ و نه پنس. کمتر از پنجاه سنت… در روز! پنجاه سنت در روز. علاوه بر این، یک نیم‌لیوان برنج به آن‌ها می‌دهند… کثیفی. بیماری. نرخ مرگ‌ومیر بسیار بالا. پرسیدم. پیش‌بینی می‌کنید امید به زندگی چقدر باشد؟ نمی‌توانید حدس بزنید چقدر است. بیست‌وشش سال. این مردم بدتر از دام‌ها رفتار می‌شوند. گاوهای آن‌ها طولانی‌تر زندگی می‌کنند.»49
بنابراین، به جای امپریالیسم، روزولت ایده سرپرستی (Trusteeship) را معرفی کرد. او معتقد بود که سرپرستی می‌تواند راه‌حلی برای مشکلات سیاسی جهان باشد. او نوشت:
«هیچ دلیلی وجود ندارد که چرا اصل سرپرستی در امور خصوصی نتواند به عرصه بین‌المللی گسترش یابد. سرپرستی بر اصل خدمت بی‌سود بنا شده است. برای مدتی، دست‌کم، بسیاری از ملت‌ها همچون کودکان کوچک نیازمند سرپرست در روابط خود با سایر ملت‌ها و مردمان هستند، همانطور که بسیاری از ملت‌ها یا مردمان بالغ باید به روحیه رفتار خوب بازگردانده شوند.»50
مسئله‌ای که مفهوم سرپرستی بین‌المللی به آن توجه دارد، پاسخگویی به یک سازمان بین‌المللی است. فصل یازدهم، ماده دوازدهم و فصل سیزدهم در منشور سازمان ملل متحد، مفهوم سرپرستی را تعریف کردند.
«فصل یازدهم اعلامیه‌ای است درباره سرزمین‌های غیر خودگردان. علاوه بر شناخت مسئولیتی برای پیشرفت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و آموزشی مردمان وابسته، اعضای سازمان ملل متحد همچنین اصل خودگردانی را تأیید کردند. واژه ‘مستقل’ در اینجا ذکر نشده

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!