حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
اعضای ردهپایین حزب حاکم را جلب کند، هرچند که شور و شعف ناشی از حضور در جناح حاکم مجلس، خود موجب رضایت نسبی سهچهارم این نمایندگان است. از سوی دیگر، کابینه با اپوزیسیون مواجه است و امروزه گفتوگوهای اصلی دولت عمدتاً با این اقلیت مجلس انجام میپذیرد.»6
هر یک از اعضای کابینه بهطور فردی در برابر مجلس عوام پاسخگو هستند؛ هم در قبال جنبههای خاص مسئولیتهای وزارتیشان و هم در زمینه رفتار شخصی. «چنانچه وزیری مرتکب خطای شخصی شود (همچون ماجرای آقای پرافومو در سال ۱۹۶۳) یا در اداره وزارتخانهاش دچار ناکارآمدی گردد (همانند سر توماس داگدیل در ۱۹۵۴) و مجلس بر آن شود که او باید استعفا دهد و کابینه نیز حاضر به دفاع از او نباشد، آن وزیر ممکن است ناگزیر به استعفا شود، هرچند که این عرف بیشتر در نقض آن، مورد استناد قرار گرفته تا در اجرای واقعیاش.»
با این حال، در حوزه سیاستگذاری، تمامی اعضای کابینه مسئولیتی جمعی بر عهده دارند: «یا همه با هم بمانند یا همه با هم بروند». وزیری که با سیاستی مخالف باشد، یا باید آن را تحمل کند یا استعفا دهد. رازداری در روند تصمیمگیریهای کابینه، اجرای عملی اصل مسئولیت جمعی را امکانپذیر میسازد.7
اپوزیسیون بهمثابه سازوکاری درونی برای اعمال نظارت و موازنه بر دولت عمل میکند. «اپوزیسیون دارای پنج ویژگی برجسته و پنج کارکرد مشخص است: این نهاد سازمانیافته، دائمی، و نماینده (تقریباً نیمی از ملت است که انتظار دارند از منافعشان دفاع کند)؛ در انتخاب موضوعات قابل طرح برای مباحثه مشارکت دارد؛ و در نهایت، آلترناتیو یا جایگزینی برای گروه حاکم به شمار میآید.»8 در صورتی که دولت از توانایی حفظ قدرت بازبماند و سقوط کند، این اپوزیسیون است که زمام امور را در دست خواهد گرفت. «این همان منطق نظام دوحزبی است. نظامی با بازی حاصلجمع صفر: هر آنچه جناح حاکم از دست دهد، جناح مخالف به دست میآورد: “هرچه سهم من بیشتر باشد، سهم تو کمتر است”.»9
برای مدتزمان قابل توجهی، بریتانیا بهتناوب توسط حزب محافظهکار یا حزب کارگر اداره شده است. همانگونه که در فصل نخست مشاهده شد، «نظام دوحزبی برای نخستینبار به دلایل تاریخی در قرن هفدهم شکل گرفت؛ و تا امروز حفظ شده است، بخشی بهواسطه نظام انتخاباتی که احزاب اقلیت را مجازات میکند،»10 مانند ائتلاف لیبرال–سوسیال دموکرات در انتخابات سراسری سال ۱۹۸۷. «با این حال، این نظام همچنان پابرجاست زیرا واجد ویژگیهایی ارزشمند تلقی میشود.»11
افزون بر این، میتوان اذعان کرد که نظام دوحزبی در واقع کلید درک نحوه کارکرد واقعی قانون اساسی بریتانیاست؛ زیرا شش ویژگی عمده را پدید میآورد: «تقریباً اطمینان از اینکه یکی از احزاب اصلی اکثریت روشنی در مجلس عوام بهدست خواهد آورد؛ در نتیجه، کابینهای از دل همین حزب اکثریت شکل میگیرد؛ ثبات کابینه به واسطه تضمین اکثریت پارلمانیاش؛ تداوم آن تا پایان دوره قانونی پارلمان؛ مسئولیتپذیری بیابهام کابینه در قبال تمام آنچه طی این دوره رخ میدهد؛ و ارائه گزینهای روشن به رأیدهندگان میان حزب حاکم و اپوزیسیون.»12
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

