حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
کارگر در مجموع ۳۹۳ کرسی و ۴۸.۰ درصد از آرا را کسب کرد، در حالی که در سال ۱۹۳۵ حزب کارگر ۱۵۴ کرسی و ۳۸.۱ درصد از آرا را به خود اختصاص داده بود.»17 بهطور کلی، با در نظر گرفتن ائتلاف ملی و لیبرالها، حرکت به سوی حزب کارگر ۱۱.۸ درصد بود و حزب کارگر با اکثریتی کلی به تعداد ۱۴۷ کرسی باقی ماند.
در سال ۱۹۴۵، دولت حزب کارگر به رهبری کلمنت آتلی یک امپراتوری وسیع و پیچیده را به ارث برد. به نظر میرسید که امپراتوری بریتانیا بار دیگر از یک چالش اساسی بهطور کامل بیرون آمده است، اما در واقع اینطور نبود. تأثیر جنگ جهانی بر بریتانیا، بدهی عظیمی به ویژه به ایالات متحده به همراه داشت. علاوه بر این، تخمینها نشان دادهاند که ۱۰ درصد از ثروت پیش از جنگ بریتانیا یا حداقل یکچهارم آن در صورتی که واگذاری سرمایهها نیز در نظر گرفته شود، از دست رفته بود. مهمتر از همه، بریتانیا تنها قادر بود بخش کوچکی از واردات مورد نیاز خود را برای بقای فعلی و بازسازی رفاه اقتصادی خود تأمین کند. «از طریق وامگیری و توانایی بریتانیا برای ایجاد بدهیهای عظیم به اعضای منطقه استرلینگ، در طول جنگ ممکن شد که بخش عمدهای از صنایع صادراتی پیشین خود را به تولید جنگی تغییر مسیر دهد، به طوری که در پایان سال ۱۹۴۴، صادرات بریتانیا تنها حدود یکسوم حجم پیش از جنگ خود را داشت.»18
از نظر نیازهای وارداتی، آنها همانند سال ۱۹۳۸ باقی ماندند، به علاوه اینکه شرایط تجارت نیز علیه بریتانیا تغییر کرده بود؛ «درآمدهای غیرقابل رؤیت به دلیل از دست دادن یکچهارم ناوگان حملونقل تجاری و تصفیه بیش از یک میلیارد پوند از سرمایهگذاریهای خارجی کاهش یافته بود. بدهیهای خارجی بریتانیا تا میانه سال ۱۹۴۵ به حدود ۳.۵ میلیارد پوند رسید که هفت برابر افزایش یافته بود، در حالی که ذخایر ارزی آن کمتر از ۵۰۰ میلیون پوند بود.»19
بر اساس محاسبات، طی سه سال آینده، پیش از آنکه بریتانیا بتواند در عرصه بینالمللی از نظر مالی خودکفا شود، بدهیهای دیگری به میزان حداقل ۱.۲۵ میلیارد پوند به آن افزوده میشد. افزون بر این، با توجه به دگرگونیهای گسترده در وضعیت اقتصادی کشور، «انتظار میرفت که برای رسیدن به تراز اقتصادی بلندمدت، حجم صادرات بریتانیا باید دستکم ۵۰ درصد بیشتر از پیش از جنگ باشد. این رقم بعدها به ۷۵ درصد اصلاح شد. با این حال، در ژوئن ۱۹۴۵، دستکم ۴۵ درصد از نیروی کار شاغل کشور، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، همچنان در خدمت تلاشهای جنگی بود. تغییر جهت به سوی نیازهای صلحآمیز، بهسختی آغاز شده بود.»20 از اینرو، «ثمرات مادی پیروزی چندان قابل مشاهده نبود.»21
اگرچه ممکن است این موضوع در میان عموم مردم چندان مطرح نبوده باشد، اما سیاستهای دفاعی، خارجی و استعماری در حزب کارگر مورد توجه زیادی قرار گرفت. این امر ناشی از ظهور دو ابرقدرت جدید بود: ایالات متحده که دارای سلاحهای اتمی شده بود، و اتحاد جماهیر شوروی که بهوضوح در آیندهای نزدیک به چنین سلاحهایی دست مییافت. افزون بر این، کلمنت آتلی، رهبر حزب کارگر، حتی پیش از جنگ جهانی دوم نیز از تعهد حزب کارگر به «رها کردن امپریالیسم» در مستعمرات سخن گفته بود. این موضوع تا حدی ریشه در آموزههای استعماری حزب کارگر داشت، و از این رو، بررسی آن ضروری است. اگرچه فشارهای اقتصادی بر دولت حزب کارگر، از عوامل اصلی سیاستهای استعمارزدایی
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

