حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

راج سفید (حکومت بریتانیایی‌ها در هند) در اوایل دهه‌ی ۱۹۴۰ به این نتیجه رسید که دورانش رو به پایان است؛ چرا که توانایی بریتانیا برای دفاع از امپراتوری‌اش در آسیا، با توجه به شعله‌ور شدن جنگ در اروپا، زیر سؤال رفته بود و وابستگی آن به نیروها و حمایت هندی‌ها برای مقابله با تهدید ژاپن روزبه‌روز افزایش می‌یافت.
در نتیجه، وعده‌ی اعطای «وضعیت قلمرو خودگردان» (Dominion Status) به هندی‌ها پس از پایان جنگ داده شد، و طرح‌های مشخصی توسط سِر استافورد کریپس در سال ۱۹۴۲ ارائه گردید. در همان سال، با تسلط ژاپنی‌ها بر مستعمرات بریتانیا در شرق دور ـ به‌ویژه سنگاپور و برمه ـ حمایت هند در مقابله با تهدید حمله به این کشور حیاتی شده بود.

با این حال، هم حزب کنگره که غالباً متشکل از هندوها بود و هم لیگ مسلمانان، پیشنهادهای کریپس را رد کردند. حزب کنگره به‌ویژه با پیشنهاد کریپس مبنی بر اینکه استان‌ها می‌توانند از ساختار پیش‌بینی‌شده‌ی قلمرو خارج شوند، مخالفت کرد. از سوی دیگر، لیگ مسلمانان نیز به این دلیل پیشنهاد را نپذیرفت که ایده‌ی تشکیل یک کشور مستقل مسلمان ـ پاکستان ـ در آن لحاظ نشده بود.
مهاتما گاندی، به‌ویژه با درخواست خود مبنی بر اینکه بریتانیایی‌ها باید «فوراً هند را ترک کنند»، حتی اگر نتیجه‌اش هرج‌ومرج و اشغال هند توسط ژاپن باشد، نقش عمده‌ای در شکست مأموریت کریپس داشت. بدیهی است که بریتانیایی‌ها نمی‌توانستند با چنین درخواستی موافقت کنند، و با آغاز کمپین «هند را ترک کنید» (Quit India) و وقوع ناآرامی‌های گسترده، تا میانه‌ی سال ۱۹۴۳ حدود ۳۶۰۰۰ نفر از جمله خود گاندی، زندانی شدند.
با پایان جنگ، مشخص شد که استقلال هند دیگر قابل‌تعویق نیست. اما مانعی اساسی در مسیر وجود داشت: وحدتی که بریتانیایی‌ها به این کشور تحمیل کرده بودند، بعید بود که پایدار بماند. از سال ۱۹۴۰، محمدعلی جناح ایده‌ی «نظریه‌ی دو ملت» را مطرح کرده بود و با رهبری او، تشکیل یک کشور مجزای مسلمان ـ پاکستان ـ به سیاست ثابت لیگ مسلمانان بدل شده بود.
با این حال، هندوها تمایلی به تجزیه‌ی کشور نداشتند. گاندی و نهرو بر این باور بودند که اختلافات قومی یک مسئله‌ی داخلی است که هندی‌ها پس از دستیابی به خودگردانی، خودشان آن را حل خواهند کرد. گاندی پیش‌بینی می‌کرد که پس از رسیدن به آزادی، «راه‌حل موقتی آسانی پیدا خواهد شد.»32 نهرو، که یک انسان سکولار و بی‌اعتقاد به دین بود، هرگز هند را کشوری متشکل از مرزهای دینی تصور نمی‌کرد.
در کل، حزب کنگره معتقد بود که بریتانیا آگاهانه در پی «تفرقه بینداز و حکومت کن» است و خود عامل دامن زدن به این اختلافات قومی و مذهبی در هند می‌باشد.
در مارس ۱۹۴۶، دولت کارگر بریتانیا یک هیئت وزارتی به هند فرستاد که متشکل بود از لرد پتیک-لاورنس (وزیر امور هند)، سر استافورد کریپس (رئیس هیئت بازرگانی) و ای. وی. الکساندر (ارباب اول نیروی دریایی). هدف این هیئت، دستیابی به توافقی میان کنگره ملی هند و لیگ مسلمانان بود، از طریق پیشنهاد تأسیس فوری یک دولت موقت به‌عنوان گامی ابتدایی در مسیر استقلال کامل. با این حال، این طرح بریتانیایی توسط لیگ مسلمان رد شد.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!