حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

لرد مونتباتن، در عرض دو هفته پس از ورودش به هند در مارس ۱۹۴۷، به این نتیجه رسید که «نیاز به یافتن راه‌حل بسیار فوری‌تر از آن چیزی است که در لندن تصور می‌شد و موعد تعیین‌شده در ژوئن ۱۹۴۸ نه تنها زمان کافی فراهم نمی‌کرد، بلکه بیش از حد دور به نظر می‌رسید.»36 بنابراین، او تاریخ خروج بریتانیا از هند را به اوت ۱۹۴۷ جلو انداخت.
با اتخاذ این تصمیم، وایسرا از وقوع یک جنگ داخلی خونین در شبه‌قاره هند جلوگیری کرد. اقدام او شامل اجرای طرح تجزیه نیز بود تا خواسته لیگ مسلمان برای ایجاد کشور مستقل پاکستان برآورده شود.
برای نظارت بر روند تقسیم، هر دو حزب کنگره و لیگ مسلمان در یک دولت موقت مشارکت کردند. در آغاز ماه ژوئن، طرح تقسیم برای دو کشور جدید هند و پاکستان رسماً اعلام شد. در ژوئیه ۱۹۴۷، قانون استقلال هند با سرعت از پارلمان بریتانیا عبور داده شد. در ۱۵ اوت ۱۹۴۷، هند و پاکستان استقلال خود را به دست آوردند. پاکستان از بنگال شرقی، پنجاب غربی، سند و بلوچستان تشکیل شد. حدود ۸۰ میلیون نفر نهایتاً در پاکستان و ۳۲۰ میلیون نفر در هند ساکن شدند. مهاجرت گسترده‌ای از سوی هندوها از مناطق تعیین‌شده برای پاکستان و مسلمانان از مناطق هند به وقوع پیوست. مهاراجه‌ها، راجه‌ها و نظام‌ها نیز به مناسب‌ترین کشور از میان دو دولت جدید پیوستند.
در پاکستان، محمدعلی جناح به عنوان فرماندار کل منصوب شد. لرد مونتباتن برای مدتی کوتاه فرماندار کل هند باقی ماند و جواهر لعل نهرو نخست‌وزیر شد. گاندی که توده‌ها را پشت سر کنگره بسیج کرده و تا آخرین لحظه تلاش کرده بود از خشونت‌های فرقه‌ای جلوگیری کند، پنج ماه پس از استقلال توسط یک افراطی هندو ترور شد. جناح نیز در اواخر سال ۱۹۴۹ درگذشت.
همان‌طور که در فصل سوم این پایان‌نامه نیز نشان داده شد، در سال ۱۹۴۹ یک سازش دیگر به سبک بریتانیایی حاصل شد. هرچند هند تصمیم گرفته بود که در اتحادیه کشورهای مشترک‌المنافع باقی بماند، اما خواهان تبدیل شدن به یک جمهوری بود. برای پاسخ به این خواسته، دولت بریتانیا در کنفرانس نخست‌وزیران کشورهای مشترک‌المنافع در سال ۱۹۴۹، فرمول جدیدی ارائه کرد. نوآوری اصلی این بود که پادشاه بریتانیا به عنوان “رئیس کشورهای مشترک‌المنافع” توصیف شود. این سازش باعث شد که هند، تنها دو سال پس از استقلال، عنوان سلطنت بریتانیا را کنار بگذارد، مشروط بر اینکه منافع مشترک‌المنافع حفظ شود. بریتانیا، که هند را یک مزیت اقتصادی برای خود می‌دانست، سعی کرد روابط نزدیکی با این کشور حفظ کند.
پیشرفت‌های به سمت استقلال هند، همان‌طور که پیش‌بینی شده بود، راه را برای سایر مستعمرات در ابتدا در آسیا، سپس در آفریقا و نهایتاً در سایر بخش‌ها برای حرکت به سوی استقلال هموار کرد. حرکت‌های بعدی به سمت استقلال در برمه و سیلان در آسیا صورت گرفت. در مورد برمه، بریتانیا هیچ‌گاه نتوانست خود را کاملاً پس از شکست ژاپنی‌ها بازسازی کند. می‌توان گفت که شکست ناگهانی بریتانیا در سنگاپور در سال ۱۹۴۲، تشویقی برای تمامی مستعمرات به شمار می‌رفت تا برای استقلال خود مبارزه کنند. پروفسور کرینگتون این‌گونه بیان کرده است: “تصرف سنگاپور توسط ژاپنی‌ها در فوریه ۱۹۴۲ فاجعه‌ای بسیار بزرگتر

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!