نخبگان سياسی بریتانیا، ایران یک سرمایه استراتژیک حیاتی و خلیج فارس: یک عصر جدید؟

نخبگان سياسی بریتانیا، ایران یک سرمایه استراتژیک حیاتی و خلیج فارس: یک عصر جدید؟

نخست وزیر ایران این دفعه مصمم بود كه قاطع باشد و بریتانیا و آمریكا را مورد توجه قرار ندهد. مصدق به آمریكاییها نوشت و دولت بریتانیا را برای نوزده ماه تأخیر جهت حل مشكل، بعد از ملی شدن شركت نفت ایران و انگلیس مورد سرزنش قرار داد. بریتانیا راجع به جبران خسارت ضررها مصر بود، خسارتی كه از دید آنها در اثر پایان یك طرفه به موافقتنامه 1933 بوجود آمد، و نكات مصدق را غیر منطقی می خواندند. دكتر مصدق، در 16 اكتبر، از طریق رادیو اعلام كرد كه قصد قطع مناسبات دیپلماتیكی با بریتانیا را دارد. در تاریخ 22 اكتبر، روابط دیپلماتیكی بین ایران و بریتانیا قطع گردیدند، و بلافاصله آخرین عضو سفارت بریتانیا تهران را ترك كرد. بنا به گفته یك مقام وزارت خارجه بریتانیا، در آن لحظه “ایران برای مدتی باید پخته و له شود.”[simple_tooltip content=’M.A. HEISS, The United States, Great Britainm, and Iranian Oil, 1950-1954, Ph.D. Thesis, the Ohio State University, 1991, p.246.’][ 56 ][/simple_tooltip]

با اینكه هیچ روابط دیپلماتیكی بین بریتانیا و ایران نبود، دولت ایالات متحده امید یك توافق را از دست نداد. مقامات ایالات متحده بر این باور نبودند كه پیروزی آیزنهاور در انتخابات ریاست جمهوری نوامبر 1952 باعث تغییر سیاست می گردد.

سفیر آمریكا در تهران، ال. هندرسن، در دهم نوامبر با نخست وزیر ایران، دكتر مصدق صحبت كرد. نخست وزیر ایران به سفیر ایالات متحده پیشنهاد كرد كه شركتهای آمریكائی باید شروع به خریدن نفت ایران بكنند، و دولت ایالات متحده باید یك وام صدمیلیون دلاری به ایران ارائه دهد. در بیانیه ای در تاریخ هفتم دسامبر 1952، وزارت امور خارجه آمریكا، بی میلی دولت ایالات متحده را نسبت به هر نوع دخالت در كار هر شركت نفت آمریكائی كه می خواست نفت از ایران بخرد نشان داد. آنتونی ایدن، وزیر امور خارجه بریتانیا در بیانیه ای در مجلس عوام بریتانیا در تاریخ هشتم دسامبر، اعلام نمود كه “دولت بریتانیا نسبت به محصولات صنعت نفت در جنوب ایران به دید اموال شركت نفت ایران و انگلیس می نگرد.”[simple_tooltip content=’Ibid., p.287.’][ 57 ][/simple_tooltip] از طرف شركتهای مستقل نفت آمریكا بر روی دولت آمریكا، در رابطه با موضوع خریدن نفت از ایران فشار زیادی بود. موقعیت آمریكا به طور فزاینده ای ضعیف می شد. تا اینكه دولت جمهوری خواه آیزنهاور در ژانویه 1953 سر كار بیاید، برای جلوگیری از فشارهای تازه بر روی موضع آمریكا از طرف شركتهای نفت، از طرف دین اَجسون یك سری پیشنهادات جدید تنظیم گردید. پیشنهاداتی كه توسط اَجسون داده شدند آن بودند كه بانك جهانی با یك گروه شركتهای اصلی آمریكائی، پرداختی به شركت نفت ایران و انگلیس انجام دهند، كه تمام ادعاهای آن شركت تسویه گردند. سپس شركتهای نفتی آمریكائی، با همكاری شركت ملی نفت ایران، شركت نفت پارس و آمریكا را تأسیس می نمایند جهت بكار اندازی مجدد پالایشگاه نفت آبادان و تولید مجدد نفت، و شركت نفت ایران و انگلیس اجازه خرید نفت را بر اساس درازمدت خواهد داشت. وام از بانك جهانی و كارتل نفت در ده قسط سالیانه پرداخت می گردند.[simple_tooltip content=’J.A.BILL and W.R. LOUIS, op. cit., Chapters 6.7.10.’][ 58 ][/simple_tooltip]

پیشنهاد آمریكا بین دین اَجسون و آنتونی ایدن در پاریس مورد بحث قرار گرفت. دولت بریتانیا اصرار داشت كه موضوع خسارت باید به داوری بین المللی ارائه داده شود.[simple_tooltip content=’Ibid.’][ 59 ][/simple_tooltip]

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!